ده مرحله نسل‌کشی

شما اینجا هستید

منبع : 
Genocide Watch

از گرگوری اچ. استانتون، دبیر کل نهاد دیدبان نسل‌کشی

طبقه‌بندی، نمادسازی، تبعیض، انسانیت‌زدایی، سازمان‌دهی، قطبی‌سازی، آماده‌سازی، آزار و اذیت، نابودسازی، انکار.

نسل‌کشی روندی است که در ده مرحله‌ قابل پیش‌بینی و البته قابل پیش‌گیری شکل می‌گیرد. در هر مرحله، اقدامات پیش‌گیرانه می‌توانند از وقوع آن جلوگیری کنند. روند نسل‌کشی یک روند خطی نیست و برخی مراحل آن ممکن است هم‌زمان اتفاق بیافتند. از نظر منطقی، مراحل نسل‌کشی به ترتیب اولویت اتفاق می‌افتند، اما تمامی مراحل در طول این روند به کار خود ادامه می‌دهند.

1. طبقه‌بندی:

تمامی فرهنگ‌ها دارای طبقه‌بندی‌های قومی، نژادی، دینی، یا ملیتی هستند که مردم را به دو گروه "ما و آن‌ها" تقسیم می‌کنند، مانند آلمانی و یهودی، یا هوتو و توتسی. در جوامع دو قطبی مانند روآندا و بوروندی که فاقد طبقه‌بندی‌های مختلط هستند، احتمال بیش‌تری برای وقوع نسل‌کشی وجود دارد. راه اصلی پیش‌گیری در این مرحله‌ ابتدایی، ایجاد نهادهای جهان‌شمولی است که فراتر از تقسیمات قومی و نژادی هستند و فعالانه به ترویج مدارا، رواداری، و درک متقابل می‌پردازند؛ این نهادها طبقه‌بندی‌هایی را تبلیغ می‌کنند که ورای این تقسیمات هستند. کلیسای کاتولیک می‌توانست در روآندا چنین نقشی را بر عهده بگیرد، اما کلیسا نیز توسط همان شکاف‌های قومی جامعه‌ روآندا دچار تفرقه و ازهم‌گسیختگی شده بود. ترویج یک زبان مشترک در کشورهایی چون تانزانیا موجب ترویج هویت ملی متعالی‌تری نیز شده است. برای پیش‌گیری زودهنگام از نسل‌کشی، پیدا کردن زمینه‌های مشترک امری حیاتی محسوب می‌شود.

2. نمادسازی:

ما به این طبقه‌بندی‌ها اسامی یا نمادهای دیگری اختصاص می‌دهیم. ما افراد را "جهود" یا "کولی" می‌نامیم، یا آن‌ها را توسط رنگ یا لباس‌شان تمیز می‌دهیم؛ و به اعضای آن گروه‌ها نمادهایی اختصاص می‌دهیم. طبقه‌بندی و نمادسازی امور انسانی جهان‌شمولی هستند و در صورتی که منجر به انسانیت‌زدایی نشوند، لزوما نسل‌کشی را به دنبال نخواهند داشت. وقتی نمادها با نفرت آمیخته شوند، می‌توان آن‌ها را به گروه‌های منفور تحمیل کرد: ستاره‌ زرد برای یهودیان در آلمان نازی، شال آبی برای ساکنین مناطق شرقی در دوران خمرهای سرخ کامبوج. برای مبارزه با نمادسازی، می‌توان نمادهای نفرت‌برانگیز (صلیب شکسته) و گفتار نفرت‌برانگیز را به‌صورت قانونی ممنوع کرد. می‌توان نشانه‌های گروهی مانند لباس‌های یک‌شکل اعضای یک گروه یا زخم‌‌آرایی قبیله‌ای را نیز ممنوع اعلام کرد. مشکل اینجاست که محدودیت قانونی اگر با حمایت فرهنگ مردمی همراه نباشد محکوم به شکست خواهد بود. به‌عنوان مثال، با این‌که نام‌های "هوتو" و "توتسی" تا دهه‌ 1980 در بوروندی ممنوع بودند، اما کلمات رمزی دیگری جایگزین آن‌ها شده بودند. با این وجود، اگر ممنوعیت نمادسازی با حمایت گسترده‌ای همراه شود می‌تواند تاثیر بسیاری داشته باشد، مانند دولت بلغارستان که از فراهم کردن نشان‌های زرد به تعداد کافی خودداری کرد و در نتیجه بیش از هشتاد درصد یهودیان آن را به لباس‌شان نصب نکردند و بدین ترتیب جایگاه و اهمیت ستاره‌ زرد به‌عنوان نماد نازی‌ها برای یهودیان را از آن گرفتند.

3. تبعیض:

زمانی‌که یک گروه دارای سلطه از قانون، سنت‌ها، و قدرت سیاسی برای زیر پا گذاشتن حقوق گروه‌های دیگر استفاده می‌کند. ممکن است گروه بی‌قدرت از حقوق کامل مدنی برخوردار نشود یا حتی حق شهروندی نداشته باشد. گروه دارای سلطه بر ایدئولوژی انحصارطلبی عمل می‌کنند که گروه‌های کم‌قدرت را از حقوق‌شان محروم می‌کند. این ایدئولوژی از انحصار یا گسترش قدرت گروه دارای سلطه پشتیبانی می‌کند. این ایدئولوژی قربانی شدن گروه ضعیف‌تر را مشروع می‌کند. مدافعان ایدئولوژی‌های انحصارطلب اغلب کاریزماتیک هستند، خشم پیروان‌شان را نشان می‌دهند، و از حمایت توده‌ها برخوردارند. مانند قوانین نورمبرگ در آلمان نازی سال 1935 است که تابعیت آلمانی یهودیان را از آن‌ها گرفت و استخدام آن‌ها در دولت و دانشگاه‌ها را ممنوع کرد. نمونه‌ دیگر، محرومیت اقلیت مسلمانان "روهینگیا" از شهروندی در برمه است. راه پیش‌گیری از تبعیض، توانمندسازی کامل سیاسی و اعطای حقوق شهروندی به تمامی گروه‌های یک جامعه است. تبعیض بر مبنای ملیت، قومیت، نژاد، یا دین باید غیرقانونی باشد. اگر دولت‌ها، شرکت‌ها، یا افرادی به حقوق یک فرد تعدی کنند، او باید حق شکایت از آن‌ها را به دادگاه داشته باشد.

4. انسانیت‌زدایی:

زمانی اتفاق می‌افتد که گروهی منکر انسانیت گروهی دیگر می‌شود و اعضای آن گروه به حیوانات، جانوران آفَت‌زا، حشرات، و بیماری‌ها تشبیه می‌شوند. انسانیت‌زدایی بر احساس نفرت طبیعی انسان نسبت به قتل غلبه می‌کند. در این مرحله، از تبلیغ نفرت در نشریات و رادیوها برای بدنام کردن گروه قربانی استفاده می‌شود. به گروه اکثریت یاد داده می‌شود که گروه دیگر را در مرتبه‌ای پایین‌تر از انسان و حتی به عنوان بیگانه‌ای در آن جامعه در نظر بگیرد؛ به گروه اکثریت تلقین می‌کنند که باور کنند "بدون آن‌ها جایگاه بهتری دارند." گروه بی‌قدرت می‌تواند چنان از صفات انسانی محروم شود که به جای نام به آن‌‌ها عدد داده شود، همانند یهودیان در اردوگاه‌های مرگ. آن‌ها با پلیدی، ناپاکی، و شرارت برابر پنداشته می‌شوند. گفتار نفرت‌بر‌انگیز تبلیغات رسانه‌های رسمی، روزنامه‌ها و سخنرانی‌ها را فرا می‌گیرد.

 برای مبارزه با انسانیت‌زدایی، نباید تحریک به نسل‌کشی را با آزادی بیان اشتباه گرفت. در جوامع متمایل به نسل‌کشی، نقطه نظرات مخالف و خنثی‌کننده‌ گفتار نفرت‌برانگیز از حمایت قانونی برخوردار نیستند، در نتیجه نباید با آن‌ها مانند جوامع دموکراتیک برخورد شود. رهبران محلی و بین‌المللی باید به‌کار بردن گفتار نفرت‌برانگیز را محکوم، و آن را از نظر فرهنگی نامقبول کنند. مسافرت بین‌المللی رهبرانی که مردم را به نسل‌کشی تحریک می‌کنند باید ممنوع باشد و حساب‌های بانکی خارج از کشور آن‌ها مسدود شود. رادیوهای نفرت‌پراکنی باید تعطیل شوند و تبلیغ نفرت باید ممنوع باشد. جرایم و جنایات ریشه‌دار در نفرت باید به سرعت مجازات شوند.

5. سازمان‌دهی:

نسل‌کشی همیشه امری سازمان‌دهی شده است. این سازمان‌دهی اغلب از سوی دولت انجام می‌گیرد و برای آن معمولا از نیروهای شبه‌نظامی استفاده می‌شود تا دولت امکان انکار نقش خود در نسل‌کشی را داشته باشد (شبه نظامیان جنجاوید در دارفور). گاه این سازمان‌دهی به‌صورت غیررسمی (مانند اوباش هندو به رهبری شبه‌نظامیان محلی آراس‌اس) یا نامتمرکز (گروه‌های تروریستی) انجام می‌گیرد. معمولا واحدهای ویژه‌ ارتش یا شبه‌نظامیان آموزش می‌بینند و تجهیز می‌شوند، و برای نسل‌کشی برنامه‌هایی ریخته می‌شود. اگر درگیری مسلحانه یا جنگی داخلی در جریان باشد، اقدامات مربوط به نسل‌کشی در قالب عملیات ضدشورش انجام می‌گیرد. دوره "جنگ تمام‌عیار" در جنگ جهانی دوم آغاز شد. جنگ‌های داخلی‌ای که بعد از جنگ سرد شکل گرفتند تفاوتی بین نظامیان و غیرنظامیان قائل نشد‌ه‌اند. این جنگ‌ها باعث جنایات گسترده جنگی می‌شوند. تجاوز گروهی به زنان مشخصه تمام نسل‌کشی‌های دوره مدرن شده است. سلاح‌هایی که به دولت‌ها و شبه‌نظامیان داده می‌شود (اغلب نقض تحریم سلاح سازمان ملل است) اقدامات مربوط به نسل‌کشی را تسهیل می‌کند. دولت‌ها پلیس مخفی ایجاد می‌کنند تا از کسانی که مظنون به مخالفت با رهبران سیاسی هستند جاسوسی کنند و آن‌ها را بازداشت و شکنجه کنند و به قتل برسانند. انگیزه‌های هدف قرار دادن یک گروه از طریق رسانه‌های جمعی و آموزش ویژه شبه‌نظامیان و واحد‌های کشتار ارتش ترویج می‌شوند. برای مقابله با این مرحله، عضویت در این گروه‌های شبه‌نظامی باید غیرقانونی اعلام شود. رهبران آن‌ها نباید برای مسافرت خارجی روادید دریافت کنند. سازمان ملل باید دولت‌ها و شهروندان کشورهایی را که در نسل‌کشی دست داشته‌اند تحریم تسلیحاتی کند و کمیسیون‌هایی برای تحقیق درباره تخلفات تشکیل دهد، همان‌طور که پس از نسل‌کشی در روآندا انجام شد.

6. قطبی‌سازی:

افراطیون گروه‌ها را از یک‌دیگر دور می‌کنند. گروه‌های نفرت‌ورز به تبلیغات قطب‌ساز می‌پردازند. ممکن است قوانین از ازدواج‌های بین گروه‌ها یا تعامل اجتماعی جلوگیری کنند. هدف وحشت‌پراکنی افراطیون، میانه‌رو‌ها هستند و از این طریق میانه را مرعوب و ساکت می‌کنند. میانه‌روهای گروه جنایت‌کار بیش‌ترین توانایی را برای جلوگیری از نسل‌کشی دارند، در نتیجه جزء اولین افرادی هستند که بازداشت و کشته می‌شوند. رهبران گروه‌های هدف، افراد بعدی‌ای هستند که بازداشت می‌شوند و به قتل می‌‌رسند. گروه دارای سلطه، قوانین اضطراری یا احکامی وضع می‌کند که به آن‌ها قدرت کاملی نسبت به گروه هدف می‌دهد. این قوانین، حقوق و آزادی‌های اساسی مدنی را از بین می‌برد. گروه‌های هدف، خلع سلاح می‌شوند تا قادر نباشند از خود دفاع کنند و اطمینان حاصل شود که گروه دارای سلطه کنترل کامل دارد. در این مرحله، پیش‌گیری از نسل‌کشی ممکن است به معنای محافظت از امنیت رهبران میانه‌رو یا کمک به گروه‌های حقوق بشری باشد. دارایی‌های تندروها را می‌توان مصادره کرد و باید از دریافت روادید سفرهای بین‌المللی محروم شوند. کودتا از سوی افراطیون باید با تحریم‌های بین‌المللی پاسخ داده شود.

7. آماده‌سازی:

رهبران ملی یا رهبران گروه جنایت‌کار برای "معضل" یهودیان، ارمنیان، توتسی‌ها، یا گروه‌های هدف دیگر به برنامه‌ریزی برای یک "راه‌حل نهایی" مشغول می‌شوند. آن‌ها معمولا برای مخفی کردن نیات واقعی خود از لغات جایگزین استفاده می‌کنند، مثلا هدف خود را "پاک‌سازی قومی"، "تطهیر"، یا "مبارزه با تروریسم" می‌خوانند. آن‌ها به تشکیل ارتش، خرید سلاح، و آموزش نیروها و شبه‌نظامیان‌شان می‌پردازند. آن‌ها وحشت از گروه قربانی را به جامعه تلقین می‌کنند. رهبران اغلب ادعا می‌کنند که «اگر ما آن‌ها را نکشیم، آن‌ها ما را خواهند کشت»؛ نسل‌کشی را به عنوان دفاع از خود جلوه می‌دهند. افزایشی ناگهانی در ادبیات تحریک‌آمیز و تبلیغات نفرت‌بر‌انگیز با هدف ایجاد ترس از گروه دیگر به وجود می‌آید. فرآیندهای سیاسی‌ مانند توافقات صلح که سلطه کامل گروه نسل‌کش را تهدید می‌کند یا انتخابات پیش رو که ممکن است به ضرر قدرت کامل‌شان باشد، ممکن است درواقع جرقه نسل‌کشی را بزنند. برای جلوگیری از آماده‌سازی می‌توان از روش‌هایی مانند تحریم سلاح و ایجاد کمیسیون‌هایی برای اعمال این تحریم‌ها استفاده کرد. تحریک به نسل‌کشی و توطئه برای ارتکاب نسل‌کشی باید تحت بند 3 کنوانسیون نسل‌کشی مورد محاکمه قرار گیرد.

8. آزار و اذیت:

قربانیان به خاطر هویت قومی یا دینی‌شان شناسایی و از بقیه تفکیک می‌شوند. فهرست افرادی که باید به قتل برسند تهیه می‌شود. در نسل‌کشی‌هایی که توسط حکومت پشتیبانی می‌شوند، ممکن است اعضای گروه قربانی مجبور به پوشیدن نمادهای قابل شناسایی شوند. دارایی‌های آن‌ها اغلب مصادره می‌شود. حتی گاه در محله‌هایی مشخص از مابقی جامعه جدا می‌شوند، به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده می‌شوند، یا در منطقه‌ای قحطی‌زده نگه داشته می‌شوند و گرسنگی می‌کشند. آن‌ها به‌وضوح از منابعی مانند آب یا غذا محروم می‌شوند تا به‌تدریج نابود شوند. برنامه‌هایی اجرا می‌شود تا از طریق عقیم کردن یا سقط‌جنین اجباری از تولید مثل جلوگیری شود. کودکان را از والدین‌شان به اجبار می‌گیرند.

حقوق بشر گروه قربانی به صورت نظام‌مند از طریق کشتار، شکنجه، و کوچ اجباری نقض می‌شود. قتل‌عام‌ها برای نسل‌کشی آغاز می‌شوند؛ آن‌ها به این دلیل نسل‌کشی محسوب می‌شوند که عمدا بخشی از یک گروه را از بین می‌برند. جنایت‌کاران مراقب واکنش بین‌المللی‌ به این قتل‌عام‌ها هستند. اگر واکنشی روی ندهد، آن‌ها می‌فهمند که جامعه جهانی نظاره‌گر است و اجازه نسل‌کشی دیگری را می‌دهد.

در این مرحله باید "وضعیت اضطراری نسل‌کشی" اعلام شود. اگر اراده‌ سیاسی قدرت‌های بزرگ جهانی، متحدان منطقه‌ای، یا شورای امنیت سازمان ملل بسیج شوند، باید برای مداخله‌ نظامی بین‌المللی آماده شد یا به گروه قربانی کمک کرد تا برای دفاع از خود آماده شود. سازمان ملل و گروه‌های امداد خصوصی باید برای موج پناهندگانی که ناگزیر به راه خواهد افتاد کمک‌های انسان‌دوستانه را سازمان‌دهی کنند.

9. نابودسازی:

نابودسازی آغاز و به سرعت تبدیل به قتل‌عام می‌شود که نام قانونی آن "نسل‌کشی" است. نام این کار برای قاتلان "نابودسازی" است چون معتقدند که قربانیان‌شان واقعا انسان نیستند. وقتی نسل‌کشی مورد حمایت حکومت باشد، نیروهای مسلح معمولا برای کشتار با شبه‌نظامیان همکاری می‌کنند. گاه نسل‌کشی منجر به کشتار انتقام‌جویانه‌ گروه‌ها علیه یک‌دیگر می‌شود و چرخه‌ گرداب‌واری از نسل‌کشی متقابل به‌وجود می‌آورد (مانند بوروندی). اقدامات نسل‌کشی نشان می‌دهد که چگونه قربانیان از صفات انسانی محروم شده‌اند. اجساد مردگان مثله می‌شوند؛ تجاوز به عنوان ابزار جنگی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا گروه هدف را از نظر ژنتیکی تغییر دهند و کاملا از بین ببرند. تخریب اماکن فرهنگی و مذهبی به منظور محو کردن موجودیت تاریخی گروه هدف انجام می‌شود. تمام مردانی که به سن مبارزه رسیده‌اند در برخی نسل‌کشی‌ها کشته می‌شوند. به همه‌ زنان و دختران تجاوز می‌شود. در نسل‌کشی‌های تمام‌عیار، تمام اعضای گروه هدف نابود می‌شوند.

در این مرحله تنها راه متوقف کردن نسل‌کشی مداخله‌ نظامی سریع و گسترده است. باید مناطقی واقعا امن و یا گذرگاه‌هایی برای فرار پناهندگان ایجاد شوند و توسط نیروهای مسلح بین‌المللی به سختی حفاظت شوند. (نداشتن یک منطقه امن از یک منطقه‌ی "امن" ناامن بهتر است.) اگر ابعاد نسل‌کشی کوچک باشد، تیپ فوق آماده‌ دائمی سازمان ملل، نیروی واکنش سریع اتحادیه اروپا، یا نیروهای منطقه‌ای باید با اجازه‌ شورای امنیت وارد عمل شوند. برای مداخله‌های وسیع‌تر، باید نیرویی چندجانبه با اجازه‌ شورای امنیت مداخله کند. اگر سازمان ملل مردد ماند و واکنشی نشان نداد، متحدان منطقه‌ای باید وارد عمل شوند. زمان به رسمیت شناختن این موضوع فرارسیده که مسئولیت بین‌المللی محافظت از مردم، فراتر از منافع باریک دولت‌ملت‌ها است. اگر کشورهای قدرت‌مند حاضر به فراهم کردن نیرو برای مداخله مستقیم نباشند، باید برای مداخله‌ کشورهای منطقه خطوط هوایی، تجهیزات، و منابع مالی فراهم کنند.

10. انکار:

انکار مرحله‌ نهایی و بی‌پایانی است که همیشه در پی نسل‌کشی می‌آید، و یکی از قطعی‌ترین علائم نسل‌کشی‌های آینده است. عاملان نسل‌کشی قبرهای دسته‌‌جمعی را نبش می‌کنند، اجساد را می‌سوزانند، سعی می‌کنند مدارک را پنهان کنند و شاهدان را بترسانند. آن‌ها ارتکاب هرگونه جرمی را انکار می‌کنند و گاه مسئولیت آن وقایع را به گردن قربانیان می‌اندازند. آن‌ها مانع تحقیقات درباره‌ این جنایات می‌شوند و به حکومت ادامه می‌دهند تا زمانی‌که با زور مجبور به کناره‌گیری از قدرت شوند و از کشور فرار کنند. آن‌ها در تبعید از مجازات مصون می‌مانند، مانند پل پات (رهبر خمرهای سرخ در کامبوج) یا عیدی امین (دیکتاتور اوگاندا)، مگر این‌که دستگیر شوند و برای محاکمه‌ آن‌ها دادگاهی تشکیل شود. انکار نسل‌کشی، مجازات توسط یک محکمه‌ بین‌المللی یا دادگاه‌های ملی را به دنبال دارد. در این دادگاه‌ها مدارک و شواهد آشکار می‌شوند و مجرمان به مجازات می‌رسند. دادگاه‌هایی چون دادگاه یوگسلاو یا روآندا، یا دادگاه بین‌المللی برای محاکمه‌ خمرهای سرخ در کامبوج، یا یک دادگاه جرائم بین‌المللی ممکن است نتوانند قاتلان نسل‌کش را مرعوب و متوقف کنند، اما وقتی با اراده‌ سیاسی برای بازداشت و محاکمه‌ آن‌ها همراه باشند، می‌توانند عدالت را در حق بعضی از آن‌ها اجرا کنند. 

© 2013 Gregory H. Stanton.  Originally presented as a briefing paper, “The Eight Stages of Genocide” at the US State Department in 1996. Discrimination and Persecution have been added to the 1996 model.

آيا می‌دانستيد؟

در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.
در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد