«آری» گفتن به صلح: مبارزه زنان لیبریا برای صلح

شما اینجا هستید

بینش و انگیزه

برای لیبریایی‌ها، سال ۲۰۰۳، چهاردهمین سال جنگ‌های خونین و بی‌رحمانه داخلی بود. پرزیدنت چارلز تیلور که پس از کودتای سال ۱۹۸۹ به قدرت رسید، با چالش بزرگی برای کنترل کشور روبرو شد، کشوری که توسط گروه‌های شورشی تقسیم شده بود. در جریان چالش‌های نژادی داخلی، هم رژیم دیکتاتوری تیلور و هم شورشیان، آزارها و خشونت‌های جدی بر مردم لیبریا تحمیل کردند. تا سال ۲۰۰۲، بیش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم، جان خود را از دست داده و یک سوم جمعیت کشور آواره شده بودند.[1] گرچه کمتر لیبریایی بود که از عواقب جنگ مصون مانده باشد، ولی بیشترین لطمات و آسیب‌ها متوجه زنان بود. تقریبا تمامی جنگ‌جویان مسلح را مردان تشکیل می‌دادند و زنان و دختران مرتبا با آزارهای جنسی و تجاوز روبرو بودند. برخی از آنها ربوده شده، مورد آزار قرار گرفته و وادار به کار اجباری می‌شدند و یا آنها را وادار به ازدواج با شورشیان می‌کردند. دیگر زنانی که با چنین سرنوشتی روبرو نبودند به مراقبت از کودکان و سالمندان در آن شرایط وحشتناک گمارده می‌شدند.[2]

زنان لیبریایی در دوران جنگ «باید عذاب اجیر شدن اجباری فرزندان خود توسط نیروهای مسلح را تحمل می‌کردند. چند روز بعد این مردان جوان به دهکده خود برمی‌گشتند و در حالی که به مواد مخدر معتاد شده بودند، وادار به اعدام اعضای خانواده خود می‌شدند. زنان باید درد دیدن دختران جوان خود، که شب به عنوان برده جنسی و روز به عنوان جنگجو به کار گرفته می‌شدند را تحمل کنند... زنان مجبور بودند بنشینند و نظاره کنند که چگونه شوهران و پدران‌شان را می‌برند. اکثر این مردان را می‌کشتند و حتی برخی از آنها را تکه تکه می‌کردند».[3]

زنان لیبریایی که قادر به تحمل جنگ برای یک سال دیگر نبودند، در آوریل ۲۰۰۳، دست به مبارزه بدون خشونت برای رسیدن به صلح زدند. آنها حول این گفته رهبر خود، لیما گبووی، متحد شدند: «ما سرنوشت این کشور کوچک را در دستان خود می‌گیریم».[4]

گبووی اعلام کرد: «در گذشته ما ساکت بودیم اما پس از کشته دادن، تجاوز و بی‌حرمتی و ابتلا به امراض مختلف... جنگ به ما آموخت که آینده ما در گرو «نه» گفتن به خشونت و «آری» گفتن به صلح است!»[5] در جامعه‌ای که تنش نژادی و مذهبی جریان داشت، زنان لیبریا از سازمان‌های مسلمان و مسیحی، هم از طبقات بومی و هم از طبقات نخبه لیبریایی‌های آمریکایی‌تبار با هم متحد شدند و کنش توده‌ای زنان لیبریا برای صلح را به وجود آوردند.

  

اهداف و مقاصد

پس از سال‌ها فقر اقتصادی، بی‌ثباتی و خشونت، به نظر می‌رسید چشم‌اندازی برای پایان یافتن کشمکش به خاطر توافق نژادی ـ سیاسی متصور نیست و طرفین هیچ‌گونه تمایلی برای گفتگو و یافتن راه حلی به منظور رسیدن به صلح نشان نمی‌دهند. تیلور علنا اظهار می‌داشت که هرگز با شورشیان مذاکره نخواهد کرد و ترجیح می‌دهد تا آخرین نفر بجنگد ولی حاکمیت کشور را به نیروهای حافظ صلح بین‌المللی واگذار نکند.[6]

همزمان با فرو رفتن کشور در هرج و مرج و ویرانی، زنان به نحو فزاینده و سیستماتیکی به حاشیه رانده می‌شدند. با آنکه زنان پیامدهای درگیری‌ها را به شدت احساس می‌کردند، ولی در تلاش‌ها برای صلح، حضور چندانی نداشتند.[7]

شبکه آفریقای غربی برای برقراری صلح، که انجمنی منطقه‌ای برای برقراری صلح و در غنا مستقر بود، شرایط بحرانی را درک و نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت زنان در کشور لیبریا و سایر کشورهای پاره پاره شده در اثر جنگ، در غرب آفریقا ابراز کرد. این سازمان شبکه زنان برای برقراری صلح خود را در سال ۲۰۰۱ تاسیس نمود.[8] تاسیس شبکه زنان برای برقراری صلح در غرب آفریقا بر این نظر استوار بود که: «خشونت سیستماتیک علیه زنان مانند تجاوز، وادار کردن به روسپیگری، ختنه اجباری و غیره، نشانه‌ای از بی‌حرمتی عمیق نسبت به زنان در جوامع آفریقای غربی است... زنان می‌توانند با بهره‌گیری از قدرتی که ناشی از کثرت آنهاست و نیز توانایی‌شان برای بسیج شدن حول مسائل کلیدی، نقشی محوری در فرایندهای رسمی برقراری صلح و تصمیم‌گیری در منطقه ایفا کنند».[9] شبکه زنان در چند کشور آفریقای غربی فعالیت دارد و کارگاه‌هایی برای حل و فصل درگیری‌ها و میانجی‌گری درمورد آنها تشکیل داده که قدرت زنان روستایی و به حاشیه رانده‌شده را افزایش داده و با خشونت در جامعه به مخالفت برخاسته است.[10] در شاخه لیبریایی، نشست اولیه سازمان تنها با حضور چهار زن برگزار شد، ولی تعداد آنها در شبکه عمومی زنان به شکل تصاعدی افزایش یافت و در نشست‌های عمومی در سال ۲۰۰۳، به نقطه اوج خود که بیش از ۵۰۰ نفر بود رسید.[11]

شبکه زنان چند مشکل اساسی را در رابطه با فرآیند صلح و حل و فصل درگیری‌ها در لیبریا شناسایی کرد. نخست آنکه، بین تعداد مشارکت‌کنندگان مرد و زن در فرآیند برقراری صلح، فاصله زیادی بود. دوم آنکه، به علت جایگاه ناچیز زنان در مباحثات، نیازهای آنان در رابطه با توصیه‌های مربوط به حل و فصل درگیری‌ها و بازسازی برآورده نمی‌شد. سوم آنکه، زنانی که در فرآیند حفاظت از صلح مشارکت داشتند، جدی گرفته نمی‌شدند و در نتیجه از ظرفیت آنها کمتر استفاده می‌شد. چهارم آنکه، برای برقراری صلح باید زنان در زمینه تئوری‌ها و مهارت‌های لازم برای برقراری صلح آموزش می‌دیدند. رهبران جنبش ادعا می‌کردند که اگر زنان بتوانند برای سازماندهی خود فضایی خاص ایجاد کنند، تمامی این مشکلات مورد رسیدگی و حل و فصل قرار می‌گیرند.[12]

هدف کمپین کنش توده‌ای زنان لیبریا برای صلح، خلق یک جنبش صلح‌خواهی منحصر به زنان بود. کمپین زنان سه هدف اساسی داشت: درگیری‌ها فورا و بدون قید و شرط به آتش‌بس منجر شوند، مذاکرات صلح بین دولت و نیروهای شورشی آغاز شود، و نیروهای بین‌المللی برای دخالت در لیبریا وارد میدان شوند.[13] جنبش، جهت‌گیری سیاسی نمی‌کرد و هدف آن صلح مطلق بود. گبووی اظهار می‌دارد که: «ما در گوشه‌ای گیر افتاده بودیم و تنها دو راه داشتیم: یا ایده خود را رها کنیم و یا برای آن مبارزه کنیم. رها کردن، مطرح نبود، صلح تنها راهی است که سبب می‌شود بتوانیم جان سالم به در ببریم و ما برای بدست آوردن آن مبارزه می‌کنیم.»[14]

رهبری

با آنکه ساختار شبکه زنان، انتخاب رهبر رسمی را تایید نمی‌کرد، با این وجود اعضای اصلی، لیما گبووی، مددکار اجتماعی فعال در کلیسای لوترن، را به عنوان هماهنگ‌کننده و سخنگوی کنش توده‌ای برای صلح برگزیدند.[15] این کمپین ابتدا تحت عنوان ابتکار صلح زنان مسیحی شکل گرفت. گبووی از زنانی که به کلیسا می‌رفتند درخواست کرد هم علیه رژیم ستمگر تیلور و هم علیه خشونت شورشیان متحد شوند.[16] ببه زودی، شبکه زنان گبووی گسترش یافت و علاوه بر مسیحیان، مسلمانان را نیز شامل شد. علیرغم سال‌ها تعصب‌گرایی آگاهانه، این زنان با باورها و نژادهای متفاوت، بر مبنای تجربیات مشترک خود به عنوان مادر، خواهر، دختر، عمه و خاله با هم متحد شدند. کنش توده‌ای برای صلح، تنها مکانی برای اعتراض نبود، بلکه مکانی برای حمایت از این زنان حافظ صلح بود، زنانی که سال‌ها جنگ آنها را منزوی کرده بود. گبووی که سخنوری خوش‌قریحه بود به شرح و بسط این روایت پرداخت که چگونه افراد به خصوص زنان، از عواقب درگیری‌های روزانه رنج می‌برند و بنابراین تنها چیزی که می‌خواهند پایان این درگیری‌هاست. گبووی، طی سخنان پرشوری خطاب به چارلز تیلور، هدف جنبش را چنین توضیح داد: «ما از جنگ خسته شده‌ایم، ما از گریختن خسته شده‌ایم، ما از گدایی برای غذایی مختصر خسته شده‌ایم، ما از اینکه فرزندانمان مورد تجاوز قرار می‌گیرند خسته شده‌ایم. این موضع‌گیری کنونی ما برای این است که ما به عنوان متولیان این جامعه معتقدیم فرزندان ما فردا از ما سوال خواهند کرد که: «مامان، نقش شما در دوران بحران چه بود؟»[17] با این سخنرانی، گبووی جلودار جنبش شد و به صورت نمادی برای کنش توده‌ای صلح درآمد.

فضای مدنی

جنبش زنان لیبریا برای کنش توده‌ای صلح، در مقطعی از تاریخ لیبریا شکل گرفت که آزادی‌های مدنی به شدت محدود بود. در سال ۲۰۰۲، تیلور برای مقابله با گروه «اتحاد لیبریا برای آشتی و دموکراسی» که به سرعت به پایتخت، مونروویا، نزدیک می‌شدند، وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد؛ اگرچه اکثر لیبریایی‌ها بر این باور بودند که اعلام وضعیت فوق‌العاده صرفا دستاویزی برای سرکوب بیشتر مخالفین رژیم تیلور است.[18] طرفداران حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و بقیه اعضای جامعه مدنی بازداشت و با عناوین سیاسی، زندانی شدند؛ بسیاری از آنها شکنجه شده و سرانجام توسط نیروهای ویژه امنیتی تیلور و «واحد ضد تروریسم» به قتل رسیدند.[19] اگرچه رسانه‌های مستقل در لیبریا در شرایط فساد، جنگ و سرکوب سیاسی جان سالم به در بردند، ولی همواره تحت آزار و اذیت قرار داشتند و اغلب برای حفظ امنیت خود دست به خود سانسوری می‌زدند.[20]

شرایط در لیبریا برای هیچ نوع اعتراضی مساعد نبود. طی چهارده سال جنگ، ساختار کشور به سرعت ویران شده بود و بیشتر لیبریایی‌ها بدون آب جاری و برق، زندگی می‌کردند. یک نسل بزرگ شده بود بدون اینکه حتی تلویزیون دیده باشد، چه برسد به اینترنت.[21] این شرایط، بدون شک به انزوای فعالین کمک کرده و مانع از انتشار عقاید آنها می‌شد. با آنکه حق اعتصاب و سازماندهی قانونا مجاز بود، تیلور تجمعات و اعتراضات را سرکوب می‌کرد. او می‌ترسید پیام معترضان، سبب شرمندگی بیشتر دولت او در جامعه بین‌المللی شود.

با همه اینها، تهدیدات سبب نشد که زنان کنش توده‌ای برای صلح منصرف شوند. آنها راه‌هایی برای ادامه دادن به اعتراضات مسالمت‌آمیز خود پیدا کردند. هرچند جنبش در واکنش نسبت به حاشیه راندن زنان به وجود آمده بود اما اعضای شبکه، فعالانه از آن استقبال کرده و آن را حول هویت خود به عنوان زن سازمان دادند. آنها به طور مداوم خود را خواهر، مادر و همسر می‌نامیدند، نقش‌های ارزشمند و قابل قبولی که زنان در جامعه لیبریا دارند. هدف آنها تاکید بر کلیشه‌ای مسالمت‌آمیز و غیر تهدیدآمیز از زنان بود. گبووی خاطرنشان کرد که: «تمام سیاست‌سازان نسبت به لغت «زن» سمپاتی دارند، برای اینکه به یاد می‌آورند چگونه مادرانشان از آنها مراقبت کرده‌اند.[22] این احساس سبب می‌شد شبکه زنان تا حدودی، هم به جنگ جویان و هم به مقامات دولتی دسترسی داشته باشند، امری که بقیه گروه‌ها قادر به انجام آن نبودند.[23]

 پیام و مخاطب

تا مارس ۲۰۰۳ ، ائتلاف جنگ‌سالاران مخالف تیلور در اتحاد لیبریا برای آشتی و دموکراسی، کنترل بیش از دو سوم نواحی روستایی را در اختیار داشتند.[24] با آنکه دیکتاتوری تیلور شروع به از دست دادن قدرت کرده بود، خشونت همچنان باقی بود و کنش توده‌ای برای صلح باید پیام خود را به رزمندگان می‌رساند. با توجه به اینکه درمورد برقراری آتش‌بس فوری تردید وجود داشت، آنان تصمیم گرفتند کوشش‌های خود را با به دست آوردن حمایت مقامات مذهبی لیبریا گسترش دهند. آنان نخست پیام خود را به اسقف‌ها و اعضای روحانی کلیسا رساندند و به این ترتیب بر دولت تیلور فشار آوردند، و سپس خواستار حمایت از سوی امامان شدند که نفوذ زیادی بر جنگ‌سالاران داشتند. آنها پس از نماز جمعه جلساتی گذاشته و با امامان به گفتگو می‌نشستند.[25]

علیرغم تحت کنترل بودن رسانه‌ها در لیبریا، رادیوی کلیسای کاتولیک اقدام به تبلیغ درباره اعتراضات مسالمت‌آمیز زنان کرد. به زودی، شبکه زنان و کنش توده‌ای برای صلح مورد توجه اخبار رسانه‌های اصلی در داخل و خارج لیبریا قرار گرفت.[26] پوشش این رسانه‌ها بسامد و حوزه فعالیت‌های کنش توده‌ای برای صلح را افزایش داد. زنان در اطراف بازار ماهی‌فروشان که در مرکز شهر قرار داشت، دست به راهپیمایی زده و بدون وقفه آواز خواندند و دعا کردند. آنها به عنوان نشانه‌ای از اتحاد و تعهد مشترک خود برای برقراری صلح، همگی لباس سفید پوشیدند، بدون جواهرات و آرایش شرکت کردند و به این ترتیب، نشانه‌های مربوط به تفاوت‌های طبقاتی و مذهبی خود را پنهان کردند.[27] زنان با خود پلاکاردی حمل می‌کردند که بر آن نوشته شده بود: «زنان لیبریا هم اکنون صلح می‌خواهند» و حتی دست به «اعتصاب جنسی» زدند. این‌گونه اعتراضات حتی در یونان قدیم هم سابقه داشته و توسط آریستوفانس، نمایشنامه‌نویس یونانی، نیز ثبت شده است. زنان با استفاده از این شیوه به شوهران خود فشار می‌آوردند تا آنها نیز در ارتقاء گفت و گوهای صلح شرکت نمایند.[28] تعداد اعضای کنش توده‌ای برای صلح به زودی به هزاران تن افزایش یافت.

جنبش از جهت‌گیری درباره درگیری‌ها امتناع نموده و به خصوص از مباحثات سیاسی درباره اقدامات دولت پرهیز می‌کرد تا تنها بر مسئله صلح تمرکز کند. فعالیت‌های آنها بر ترغیب هر دو طرف برای یافتن راه حلی مسالمت‌آمیز برای پایان دادن به درگیری‌ها متمرکز شده بود. آنها فعالانه به دنبال این بودند که حرف‌های خود را به گوش پرزیدنت تیلور برسانند و برای این کار حتی زمین فوتبالی را که در مسیر حرکت او به سمت دفترش بود اشغال کردند. زمانی که در آوریل ۲۰۰۳، تیلور آنان را پذیرفت، بیش از دو هزار نفر از زنان بیرون ساختمان قوه مجریه اجتماع کرده و خواسته خود را برای برقراری صلح مطرح کردند. هم بسیج توده‌ای زنان و هم ترس از طرد شدن از سوی جامعه بین‌المللی، تیلور را متقاعد کرد که قول شرکت در گفتگوهای صلح در غنا را بدهد.[29] پس از موافقت تیلور با شرکت در مذاکرات صلح، کنش توده‌ای برای صلح، اقدام به ترغیب شورشیان برای شرکت در گفتگوها کرد. آنها نمایندگانی را برای گفتگو با رهبران شورشیان به سیرالئون فرستادند. زنان در اطراف هتل‌های شورشیان به صف ایستادند تا شورشیان سرانجام با گفتگو با آنها موافقت کردند. آساتوکنت عضو شبکه زنان به یاد می‌آورد که: «در آغاز آنها برخورد تندی داشتند و با ما مخالفت کردند. فکر می‌کردند ما از حامیان تیلور هستیم و از ما پرسیدند: «چرا آمدید؟» من اشک‌ریزان صحبت می‌کردم، همه زنان گریه می‌کردند، و فکر می‌کنم آنها متوجه شدند و ما گفتیم که ما نماینده دولت لیبریا نیستیم، ما نماینده زنان لیبریا هستیم و آن وقت بود که پیشرفت حاصل شد.[30]

تلاش کمپین برای متوسل شدن به زنان در سطح جهانی که تنها منحصر به مسیحیان، مسلمانان و یا یک گروه نژادی و اجتماعی - اقتصادی به خصوص نمی‌شد، در لیبریا یک کار انقلابی بود. این کار به شبکه زنان اجازه داد تعداد زیادی از زنان را بسیج کند. حتی تعداد کافی از زنان پناهنده لیبریایی در غنا را به خدمت گرفت تا فشار بر طرفین مذاکره را در هنگام گفتگوهای صلح حفظ کند اما زمانی که گفتگوها جریان داشت، دادگاه بین‌المللی جنایی علیه تیلور اعلام جرم کرد. جرم او کمک مالی به شورشیان جبهه متحد انقلابی پیشین در سیرالئون بود. او هیئت همراه خود و مذاکرات صلح را رها کرده و به لیبریا برگشت. با همه اینها، زنان کنش توده‌ای برای صلح، امید خود را نسبت به راه حلی مسالمت‌آمیز برای پایان دادن به درگیری‌ها در لیبریا از دست ندادند. آنان به برگزاری اعتراضات شبانه خود در بازار ماهی‌فروشان، دفاتر رئیس‎جمهور و سفارت‌خانه‌های گینه و آمریکا ادامه دادند.[31]

تا ماه جولای، خشونت‌ها در مونروویا تشدید شد. زنان، تحمل مذاکرات بی‌حاصل برای یک ماه دیگر را نداشتند. دویست نفر از آنان در محل گفتگوهای صلح در غنا دست به تحصن زدند و خواستار آن شدند که طرفین، مذاکرات را به نتیجه برسانند. مقامات کوشیدند آنها را دستگیر کنند، ولی بی‌فایده بود. زمانی که مذاکره‌کنندگان قصد خروج داشتند، گبووی و دیگر زنان تهدید کردند که برهنه خواهند شد، عملی که باعث شرمساری مردان عضو هیئت می‌شد.[32] زنان، هیئت مذاکره‌کننده را در سالن جلسه محبوس کردند، و موافقت کردند تنها در صورتی آنجا را ترک کنند که میانجی ارشد با آنها ملاقات نموده و قول دهد که موافقت‌نامه صلحی تهیه خواهد شد. سیسیلا دانوولی به یاد می‌آورد که: «آنها از پنجره‌ها بیرون می‌پریدند برای اینکه می‌دانستند ما در تصمیم خود جدی هستیم. میانجی ارشد بیرون آمد. او به ما التماس می‌کرد. ما گفتیم تا زمانی که قرارداد آتش‌بس امضا نشود، به حرف او گوش نخواهیم داد.» او با عصبانیت به سالن برگشت و آنها را نکوهش کرد و به آنها گفت: «اگر این کار ادامه یابد... این زنان خشمگین وارد اینجا شده وممکن است دست به هر کاری بزنند. پس خواهش می‌کنم کاری بکنیم تا این زنان اینجا را ترک کنند.»[33]

دو هفته بعد، بنا بر تقاضای زنان و تهدیدات جامعه بین‌المللی مبنی بر قطع کمک‌های مالی به لیبریا، که به شدت مورد نیاز بود، گفتگوهای صلح سرانجام به امضای موافقت‌نامه‌ای منجر شد. چارلز تیلور به نیجریه تبعید شد و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل وارد مونروویا شدند، یک حکومت موقت تشکیل شد که جنگ‌سالاران، مناصب اصلی آن را در اختیار داشتند و چندی بعد به انتخابات دموکراتیک انجامید.[34] در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۵، مردم لیبریا الن جانسون سیرلیف را به ریاست جمهوری برگزیدند. پس از دو سال و نیم، سرانجام، کمپین کنش توده‌ای زنان با انتخاب نخستین زن رئیس‌جمهور در قاره آفریقا پایان یافت.[35]

فعالیت های فراگستر

نقطه قوت شبکه زنان در توانایی آن برای ایجاد ائتلاف بین مسیحیان و مسلمانان آفریقای غربی نهفته بود. گبووی و اعضای اصلی شبکه زنان، طرح ابتکار زنان مسیحی را در کلیسای سنت پیتر لوترن در مونروویا بنیان نهادند، اما زنان کنش توده‌ای برای صلح در لیبریا زمانی موفق شدند که توانستند اعضای سازمان زنان مسلمان لیبریا را نیز با خود همراه کنند. این سازمان توسط آساتوباکنت تأسیس شده بود.[36] کمپین کنش توده‌ای برای صلح با توسل به عقیده‌ای مشترک که مبتنی بر قدرت عدم خشونت و نیایش بود، توانست به سرعت حمایت سازمان‌های مذهبی را در لیبریا و سایر نقاط جهان به دست آورد. خدمات جهانی کلیسا، سازمانی که بر مبنای عقاید مذهبی و برای کمک‌های بشردوستانه ایجاد شده بود و فدراسیون جهانی لوترن، از جمله این سازمان‌ها بودند.[37] اما همکاری بین ادیان بدون چالش نبود؛ برخی از اعضای مسیحی نگران بودند که کار کردن دوشادوش زنان مسلمان، ایمان آنها را سست کند، با این همه، گبووی اصرار داشت که برقراری صلح باید بدون تبعیض باشد، برای اینکه خطرات جنگ، تبعیض نمی‌شناسد: «آیا گلوله، مسلمان را از مسیحی تشخیص می‌دهد؟»[38]

در لیبریا، شبکه زنان پس از پایان درگیری‌ها از صحنه کنار نرفت. زنان کنش توده‌ای برای صلح درفعالیت‌های بازسازی، مشارکت‌کنندگان کلیدی محسوب می‌شدند. موقعیت آنها در جوامع لیبریایی سبب شد که بیشتر اوقات از شرکای خود در نیروهای حافظ صلح سازمان ملل مؤثرتر باشند. جنگجویان سابق در جریان کمپین خلع سلاح، با شبکه زنان همکاری بیشتری می‌کردند. برای اینکه آنها از خودشان بودند و برایشان آسان‌تر بود سلاح خود را به آنها تحویل دهند. فعالیت‌های زنان در جریان مأموریت سازمان ملل، موقعیت آنها را در کوشش‌های مربوط به حفاظت از صلح و همچنین رهبری آنها در جوامع لیبریایی را تثبیت کرد.[39] شبکه زنان، علاوه بر مشارکت در مسئله خلع سلاح، نقشی محوری در افزایش مشارکت زنان در سیاست داشت. آنان موفقیت زیادی در ثبت نام رای‌دهندگان، مخصوصا زنان داشتند. در سال ۲۰۰۵، در جریان انتخاب الن جانسون سیرلیف، زنان نیمی از رای‌دهندگان ثبت نام شده در لیبریا را تشکیل می‌دادند.[40]

در خارج از لیبریا، درس‌های فرا گرفته‌شده از اعتراضات کنش توده‌ای برای صلح، در سراسر آفریقا پراکنده شد. اعضای شبکه زنان در سیرالئون آموزش کنش‌های بدون خشونت را برای آمادگی در انتخابات سال ۲۰۰۷، هدایت کردند و نخستین هیئت زنان آفریقای غربی برای نظارت بر انتخابات را سازمان دادند و زنان را از سراسر آفریقای غربی دعوت کردند تا بر انتخابات سال ۲۰۱۱ لیبریا نظارت کنند.[41] زنان بقیه کشورها نیز تاکتیک‌های کنش توده‌ای برای صلح را برای حل مشکلات کشور خود به کار گرفتند. در سال ۲۰۱۱، در ابیجان، ساحل عاج، زنان مسلمان و مسیحی لباس سفید پوشیده و دست به اعتراضات مسالمت‌آمیز زدند تا به بن‌بست سیاسی و وضعیت بد امنیتی در کشورشان پایان دهند.[42] موفقیت کنش توده‌ای برای صلح بر آگاهی مجدد از پتانسیل زنان آفریقا در زندگی سیاسی تأکید نمود، آگاهی‌ای که از مرزها عبور کرد. اثرات بین‌المللی این جنبش، زمانی خود را نشان داد که در سال ۲۰۱۱، جایزه صلح نوبل را به سه فعال زن دادند: توکل کارمن از یمن، و رئیس‌جمهورالن جانسون سیرلیف و لیما گبووی از لیبریا.

شبکه زنان به کوشش‌های خود برای برقراری صلح و مخالفت با خشونت‌های جنسی و جنسیتی ادامه می‌دهد. هدف آنها در مفهوم «دوباره هرگز» نهفته است. مردم لیبریا هرگز نباید دوباره به دولت خود اجازه فریبکاری، تعصب، و سوءاستفاده دهند. گبووی اظهار داشت: «ما مصمم هستیم که خود و فرزندان خود را به گونه‌ای بار بیاوریم که قادر به تشخیص افراد طماع و فرصت‌‌طلب باشند. ما مصمم هستیم خود و فرزندان خود را به مردمی تبدیل کنیم که خواهان و حامی حکومتی شایسته باشند و در آن مشارکت کنند.»[43]

در جریان سازماندهی برای صلح، گبووی و دیگر زنان شبکه، دنیایی را که می‌خواستند ببینند، ترسیم کردند: دنیایی که صدای زنان و مردان، هم مسیحی و هم مسلمان را بشنود و قدر بگذارد. گبووی، در سخنرانی مراسم اهدای جایزه نوبل تأکید کرد که کنش توده‌ای برای صلح تنها نمونه‌ای از قدم‌های اولیه‌ای است که برای ایجاد لیبریایی بهتر و دنیایی بهتر برداشته شده است: «ما زمانی توانستیم موفق شویم که کسی فکرش را نمی‌کرد. ما وجدان کسانی بودیم که وجدان‌های خود را در مسابقه برای قدرت و مناصب سیاسی باخته بودند. همزمان که دستاوردهای خود را جشن می‌گیریم، بگذارید به خودمان یادآوری کنیم که با پیروزی هنوز فاصله داریم. تا دنیایمان سالم و متوازن نشده نباید از پای بنشینیم، دنیایی که در آن، مردان و زنان برابر و آزاد فرض شوند.»[44]

 

Learn More

 

News & Analysis

BBC. “Liberia country profile.” 17 Nov. 2010. 

"A Conversation with Women Peacebuilders: Leymah Gbowee and Shobha Gautam." The Boston Consortium on Gender, Security, and Human Rights. The Fletcher School of Law and Diplomacy, Tufts University, Medford, MA, 8 March 2006.

Dennis, Peter. "A Brief History of Liberia."The International Center for Transitional Justice, May 2006. PDF

Diaz, John. “Liberia: Women key to uneasy peace forged in 2003.” The San Francisco Chronicle, 12 Dec. 2010.

Diaz, John. “Post-Civil War Liberia at a Crossroads.” International Reporting Project, 12 Dec. 2010. 

“Ending Liberia’s Second Civil War: Religious Women as Peacemakers.” Georgetown University Berkley Center for Religion, Peace, and World Affairs. 11 August 2011.

Gbowee, Leymah. "Nobel Lecture." Nobel Peace Prize. Oslo. 10 Dec. 2011. Nobelprize.org. Nobel Media AB. Web. 

Gbowee, Leymah. “What Women Will Do for Peace in Liberia.” Schirch, Lisa and Manirika Sewak. Global Partnership for the Prevention of Armed Conflict, Jan. 2005. PDF. 

Gbowee, Leyman. “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.” Evangelical Lutheran Church in America. 30 July 2004. 

Herbert, Bob. “A Crazy Dream.” The New York Times, 30 Jan. 2009

"Liberia." Freedom in the World. Freedom House, 2003.

Nyamidie, Kwami. “A Powerful Voice for Peace: Interview with Leymah Gbowee of Women of Liberia Mass Action for Peace.” Yes! Magazine, 10 June 2010. 

Pedersen, Jennifer. “In the Rain and in the Sun: Women in Peacebuilding in Liberia.” Paper presented at the annual meeting of the ISA's 49th Annual Convention, “Bridging Multiple Divides,” Hilton San Francisco, San Francisco, CA, USA, Mar 26, 2008. 

 Sengupta, Somini. “In the Mud, Liberia’s Gentlest Rebels Pray for Peace.” The New York Times, 1 July 2003.

“Women in Peacebuilding (WIPNET).” West African Network for Peacebuilding (WANEP). 

"Women of Liberia Mass Action for Peace." Wikipedia. Wikimedia Foundation, 07 Sept. 2013. 

 

Books

African Women and Peace Support Group. Liberian Women Peacemakers: Fighting for the Right to Be Seen, Heard, and Counted. Trenton, NJ: Africa World Press, 2004.

Gbowee, Leymah, and Carol Mithers. Mighty Be Our Powers: How Sisterhood, Prayer, and Sex Changed a Nation at War: a Memoir. New York: Beast, 2011 

Lederach, John Paul, and Angela Jill Lederach. When Blood and Bones Cry Out: Journeys Through the Soundscape of Healing and Reconciliation. Brisbane: University of Queensland Press, 2010.

 

Videos

Gbowee, Leymah. "Peace Activist Leymah Gbowee." Interview by Tavis Smiley. Tavis Smiley. PBS. 5 Oct. 2011. Television

Pray the Devil Back to Hell. Dir. Gini Reticker. Fork Films, 2008.

Liberia: An Uncivil War. Dir. Jonathan Stack and James Brabazon. Docurama, 2004.

“Leymah Gbowee accepts 2009 JFK Profile in Courage Award.” JFK Library. 7 Aug. 2009. YouTube.

 

Footnotes
[1] Pray the Devil Back to Hell. Dir. Gini Reticker. Fork Films, 2008
[2] “Ending Liberia’s Second Civil War: Religious Women as Peacemakers.” Georgetown University Berkley Center for Religion, Peace, and World Affairs. 11 August 2011. 
[3] Gbowee, Leyman. “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.” Evangelical Lutheran Church in America. 30 July 2004.
[4] Ibid
[5] Pray the Devil Back to Hell
[6] Gbowee, “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.” 
[7] “Ending Liberia’s Second Civil War: Religious Women as Peacemakers.” 
[8] “Women in Peacebuilding (WIPNET).” West African Network for Peacebuilding (WANEP). 
[9] Pedersen, Jennifer. “In the Rain and in the Sun: Women in Peacebuilding in Liberia.” Paper presented at the annual meeting of the ISA's 49th Annual Convention, “Bridging Multiple Divides,” Hilton San Francisco, San Francisco, CA, USA, Mar 26, 2008, 3.
[10] Ibid.
[11] Lederach, John Paul, and Angela Jill Lederach. When Blood and Bones Cry Out: Journeys through the Soundscape of Healing and Reconciliation. Oxford, NY: Oxford UP, 2010. Retrieved online at The Scavenger. 
[12] “A Conversation with Women Peacebuilders: Leymah Gbowee and Shobha Gautam.” The Boston Consortium on Gender, Security and Human Rights. The Fletcher School of Law and Diplomacy, Tufts University, Medford, MA, 8 March 2006. 
[13] Gbowee, “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.”
[14] Gbowee, Leymah. “The President Will See You Now.” PBS: Women, War, and Peace. 13 September 2011. http://www.pbs.org/wnet/women-war-and-peace/features/the-president-will-...
[15] Pedersen
[16] Pray the Devil Back to Hell. 
[17] Afkhami, Mahnaz, and Haleh Vaziri. “Ensuring Safety for Women and Girls: A Practitioner’s Manual.” Women’s Learning Partnership for Rights, Development, and Peace (WLP). 2012. http://tavaana.org/sites/default/files/Victories%20over%20Violence.pdf
[18] "Liberia." Freedom in the World. Freedom House, 2003. 
[19] Gbowee, Leymah. “The President Will See You Now.” 
[20] “Liberia”
[21] Gbowee, “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.” .
[22] “A Conversation with Women Peacebuilders: Leymah Gbowee and Shobha Gautam” 
[23] Pedersen.
[24] “A Short History of the Conflict in Liberia and the Involvement of NGOs in the Peace Process.” The World Movement for Democracy. http://www.wmd.org/resources/whats-being-done/ngo-participation-peace-ne...
[25] “Ending Liberia’s Second Civil War: Religious Women as Peacemakers.” 
[26] Pray the Devil Back to Hell
[27] Pedersen
[28] Afkhami and Vaziri
[29] Ibid
[30] Pedersen, 7
[31] Sengupta, Somini. “In the Mud, Liberia’s Gentlest Rebels Pray for Peace.” The New York Times, 1 July 2003. 
[32] Afkhami and Vaziri
[33] Pedersen, 8
[34] “Liberian Women Act to End Civil War, 2003.” Global Nonviolent Action Database. Swarthmore College. 22 October 2010. http://nvdatabase.swarthmore.edu/content/liberian-women-act-end-civil-wa...
[35] “Biographical Brief of Ellen Johnson Sirleaf.” The Executive Mansion. http://www.emansion.gov.lr/2content.php?sub=121&related=19&third=121&pg=sp.
[36] Pray the Devil Back to Hell
[37] "Peace Talks, Ceasefire, Humanitarian Aid Crucial for Liberia, CWS Says.” National Council of Churches. 16 April 2003. http://www.ncccusa.org/news/03news46.html
[38] Pray the Devil Back to Hell
[39] Pedersen
[40] “A Conversation with Women Peacebuilders: Leymah Gbowee and Shobha Gautam” 
[41] Gbowee, Leymah. "Peace Activist Leymah Gbowee." Interview by Tavis Smiley. Tavis Smiley. PBS. 5 October 2011. Television.
[42] Ekiyor, Thelma, and Leymah Gbowee. “In Solidarity with The Women of Cote d’Ivoire.” The Women’s International Perspective. 22 March 2011. http://thewip.net/contributors/2011/03/in_solidarity_with_the_women_o.html
[43] Gbowee, “Women and Peacebuilding in Liberia: Excerpts from a talk by Leymah Gbowee at the ELCA's Global Mission Event in Milwaukee, WI.”
[44] Gbowee, Leymah. "Nobel Lecture." Nobel Peace Prize. Oslo. 10 December 2011. Nobelprize.org. Nobel Media AB.

 

 

 

آيا می‌دانستيد؟

در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد