«اوضاع بهتر می‌شه!»: پیام امید برای جوانان دگرباش

شما اینجا هستید

بینش و انگیزش 

قلدری، مشکلی است که میلیون‌ها دانش‌آموز آمریکایی بالاخص نوجوانان با آن مواجه هستند. بنا به گرازش‌ها تنها در سال تحصیلی 2006 و 2007، بیش از 1/8 میلیون دانش‌آموز 12 تا 18 ساله در مدرسه، قربانی قلدری شدند.1 این آزار و اذیت گسترده، تبدیل شدن خودکشی به سومین علت مرگ نوجوانان آمریکایی را توضیح می‌دهد. قلدری برای دانش‌آموزان ال.جی.بی.تی (لزبین یا همجنسگرای مونث، گِی یا همجنسگرای مذکر، بای سکسچوال یا دوجنسی و ترَنس سکسچوال یا فراجنسی) حتی مشکلی بزرگ‌تر است که با تابوهای اجتماعی و مجادلات سیاسی مرتبط با هویت همجنسگرا، جامعۀ همجنسگرایان و حقوق همجنسگرایان تشدید شده است. 61 درصد از دانش‌آموزان ال.جی.بی.تی در یک گزارش، احساس عدم امنیت خود را در مدرسه بیان کرده‌اند و دانش‌آموزان متعلق به این گروه، میان دو تا چهار برابر بیشتر از دیگر دانش‌آموزان به خودکشی اقدام کرده‌اند.2 این واقعیت جانکاه را رشته‌ای از خودکشی‌های نوجوانان همجنسگرا در سپتامبر 2010، به عرصۀ عمومی آورد، از جمله خودکشی دانشجوی سال اول دانشگاه راتگِرز، به نام تایلر کِلِمِنتی و پسری سیزده ساله به نام سِت والش. مرگ تایلر کِلِمِنتی بالاخص توجه بین‌المللی را برانگیخت، از آن جهت که او بدون رضایت خودش پس از ضبط و انتشار ویدئوی سکس وی در اینترنت، توسط هم اتاقیش اخراج شده بود. کِلِمِنتی با پریدن از روی پل واشینگتن که مَنهَتَن و نیوجرزی را به هم متصل می‌کند در 22 سپتامبر خودکشی کرد.

در واکنش به این مرگ‌ها، ستون‌نویس و فعال حقوق همجنسگرایان، دَن سَوِیج، پروژۀ خود به نام «اوضاع بهتر می‌شه» را با همسرش تری میلر آغاز کرد. آنها یک شبکۀ یوتیوب را مختص به این موضوع در 21 سپتامبر 2010 به راه انداختند. هدف این پروژه این بود که اعضای بزرگسال جامعۀ همجنسگرا با نوجوانان و جوانان ال.بی.جی.تی تماس بگیرند و آنها را در صورتی که مورد قلدری و آزار واقع شدند، مورد حمایت روحی و تشویق قرار دهند. همان‌طور که سَویج در مارس 2011، توضیح می‌دهد: «ما می‌خواستیم بزرگسالان همجنسگرای مونث و مذکر، دوجنس‌گرا و فراجنس‌گرا را تشویق کنیم که با جوانان متفاوت از حیث گرایش جنسیتی، در مورد زندگی خود در بزرگسالی صحبت کنند و آنها را در خوشی خودمان در زندگی بزرگسالی سهیم کنیم، چون بر این باور هستم که وقتی یک جوان همجنسگرای 13، 14 یا 15 ساله خودش را می‌کشد، دارد می‌گوید که نمی‌تواند آینده‌ای با شادی کافی را در برابر رنجی که امروز در آن است تصور کند- زمانی که گروه همسالان، خانواده و رهبران دینی‌اش در برابر او قلدری می‌کنند.»3 بنا به گفتۀ سَویج و میلر، فقدان شبکه‌های سنتی حمایت از جوانان و نوجوانان ال.بی.جی.تی مثل شبکه‌هایی که خانواده‌ها یا جوامع مذهبی‌شان جنیست آنها را نفی و رد می‌کند، آنها را در شرایط مخاطره‌آمیز انزوا، ناامیدی و در نهایت خودکشی قرار می‌دهد. پروژۀ «اوضاع بهتر می‌شه» به دنبال نشان دادن ظرفیت موجود برای جوانان همجنسگرا پس از سال‌های مدرسه، با قرار دادن آنها در تماس با دیگر اعضای جامعۀ همجنسگرا است.

اهداف و مقاصد 

بر طبق دیدگاه سَویج، مرزی ناگفته میان بزرگسالان همجنسگرا و جوانان وجود داشته که مانع از ارتباط‌گیری آنها با یکدیگر شده است: «در یک دوران دراز، هرگاه همجنسگرای بزرگسال مونث و مذکر تلاش می‌کرده برای همدلی با نوجوانی همجنسگرا ارتباط برقرار کند، ما متهم می‌شدیم به استخدام کردن آنها، (و) مورد سوء‌استفاده قرار دادن آنها. نوعی ناامیدی نهادینه در برابر تعقیب نوجوانان همجنسگرا به خاطر بزرگسالان همجنسگرا وجود داشته. در این شرایط ما احساس می‌کردیم که نمی‌توانیم به موضوع بپردازیم، نمی‌توانیم با آنها سخن بگوییم. ایدۀ پشت سر این پروژه آن بود که بچه‌های ناهمرنگ در باب زندگی ما سخن بگویند، به آنها برای آینده‌شان امید بدهیم.»4سَویج و میلر با استفاده از مجراهای تازۀ ارتباط‌گیری و تماس آنلاین، تلاش کردند از این محدودیت‌های سنتی فراگذرند و مستقیما با نوجوانان و جوانان همجنسگرا تماس برقرار کنند. برای انجام این کار، آنها کانال یوتیوب «اوضاع بهتر می‌شه» را راه انداختند و از دیگر همجنسگرایان بزرگسال خواستند که پیام‌های خود را ضبط کرده و بر روی شبکه بگذارند. «اوضاع بهتر می‌شه» همچنین به دنبال آن بود که بینندگان را به پروژۀ تِرِوِر هدایت کند. پروژه تِرِوِر سازمانی است که خود را وقف پیشگیری از خودکشی جوانان و نوجوانان ال.بی.جی.تی کرده است. این سازمان یک خط تلفنی و برنامه‌های تماس برای آنها فراهم می‌کند.5

سَویج و میلر با جاه‌طلبی محدودی این پروژه را آغاز کردند و هدف آنها این بود که 100 ویدیو برای آنها فرستاده شود.6 اما به خاطر توجه زیادی که در یوتیوب و دیگر شبکه‌های رسانه‌ای اجتماعی به ویدیوها شد، این کارزار گسترده شد و سریع‌تر از آنچه امید می‌رفت، بسط یافت. در انتهای هفتۀ اول پروژه، آنها هزار ویدیو دریافت کرده بودند. اندکی بعد از راه‌اندازی کارزار، «اوضاع بهتر می‌شه» نه تنها توجه، حمایت و مشارکت افراد معمولی بلکه توجه، حمایت و مشارکت شرکت‌های بزرگ و چهره‌های سیاسی معروف را به خود جلب کرد و در دو سالی که از آغاز راه‌اندازی آن می‌گذرد، این وضع ادامه داشته است. در عرض یک ماه افراد شناخته شده‌ای که آشکارا همجنسگرا هستند مثل زَک کوئینتوی بازیگر و اَدَم لمبرتِ خواننده، پیام‌های «اوضاع بهتر می‌شه»‌ خود را روی یوتیوب گذاشته بودند و در 13 اکتبر، جوئِل بِرنز، عضو شورای شهر فورث وُرث که او هم آشکارا همجنسگراست، پیام «اوضاع بهتر می‌شه» خود را در طی جلسۀ شورا عرضه کرد. این پیام بر روی یوتیوب گذاشته شد و از آن زمان تاکنون بیش از 2.7 میلیون بار مشاهده شده است. با مشارکت گستردۀ رسانه‌ها، چهره‌های سیاسی و شرکت‌ها با این موضوع درگیر شدند. در 21 اکتبر 2010، حتی کاخ سفید پیام «اوضاع بهتر می‌شه»‌ رئیس‌جمهور اوباما را منتشر کرد. گوگل و فیس‌بوک، ویدیوهای «اوضاع بهتر می‌شه»‌ را با حضور کارکنان همجنسگرا در همان ماه منتشر ساختند.7 از آن زمان، طیف گسترده‌ای از چهره‌های عمومی و شناخته‌شده پیام‌های خود را به نظر دیگران رسانده‌اند از جمله هیلاری کلینتون وزیر امور خارجۀ ایالات متحده، اِلِن دیجِنِرِس میزبان برنامه‌های تلویزیونی، آن هَثِوِی بازیگر، استفن کولبرت طنزپرداز و حتی چهره‌های مذهبی مثل اسقف کلیسای اسقفی جین رابینسون که آشکارا همجنسگراست و اسقف لوتری مارک هَنسون.

رهبری

دَن سَویج حتی پیش از شروع «اوضاع بهتر می‌شه»، مدافع حقوق همجنسگرایان و پیگیر موضوعاتی بود که بر جامعۀ ال.جی.بی.تی تاثیرگذار بود. او ابتدا به عنوان مولف عشق وحشی، در عرصۀ عمومی مطرح شد. عشق وحشی، یک ستون توصیه‌های جنسی و با گسترۀ عرضۀ بین‌المللی بود که از سال 1991، منتشر می‌شد. در آن دوره، وی همچنین به یک سخنگو، خبره و چهرۀ رسانه‌ای اغلب مجادله برانگیز تبدیل شده بود که مستقیما به انتقاد از محافظه‌کاران سیاسی و چهره‌های مذهبی که با حقوق همجنسگرایان مخالفت می‌کردند، می‌پرداخت. سَویج، پیش از راه‌اندازی پروژۀ «اوضاع بهتر می‌شه» کارزار اینترنتی دیگری را اداره کرده بود. این کارزار، نتایج جستجو در گوگل را به عنوان ابزاری برای حمله به سناتور سابق، ریک سنتوروم، دستکاری می‌کرد. این کار پس از آن انجام شد که سنتوروم، به همجنسگرایی به عنوان نوعی «انحراف جنسی» در سال 2003، اشاره کرده بود. مدافعۀ رک و آشکار سَویج، به توجه رسانه‌ها به کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» کمک کرد. او برای این جلب توجه، بارها در رسانه‌ها ظاهر شد، چهره‌های عمومی را به حمایت از کارزار تشویق کرد و به نقد گروه‌ها و سیاست‌هایی که او معتقد بود علیه حقوق جامعۀ همجنسگرایان است، ادامه داد. همان‌طور که «اوضاع بهتر می‌شه» از حیث اندازه و چشم‌انداز، بزرگ‌تر می‌شد، سَویج و میلر عملیات خود را از کانال یوتیوب به یک وب سایت اختصاصی انتقال دادند و یک سازمان غیرانتفاعی مشمول قوانین مالیاتی 501 (سی) 3 مستقر در لوس‌آنجلس ایجاد کردند تا آن وب سایت را اداره کنند.

یکی از مهم‌ترین وجوه «اوضاع بهتر می‌شه» به عنوان کارزاری در حال گسترش، نامتمرکز بودن این جنبش است. سَویج و میلر، خالقان این پروژه و مدیران سازمان غیرانتفاعی مربوطه هستند اما ده‌ها هزار ویدیویی که در اینترنت گذاشته شده، محصولات قلبی افرادی هستند که با گروه هیچ ارتباطی ندارند. این افراد برای مشارکت در پروژه، صرفا باید سخنان خود را ضبط کرده و پیام خود را روی حساب‌های شخصی یوتیوب بگذارند. در برخی موارد، افرادی که با پروژه ارتباطی نداشتند، خود این مسئولیت را بر عهده گرفته و جنبش خود را زیر پرچم «اوضاع بهتر می‌شه» آغاز کردند، مثل «شان چِیپین» یکی از طرفداران سرسخت تیم جایِنتز از سان فرانسیسکو. او در حمایت از این پروژه، یک درخواست اینترنتی را آغاز کرد با این مضمون که از این تیم و قهرمانان لیگ اصلی بسکتبال می‌خواست که ویدیویی برای حمایت از «اوضاع بهتر می‌شه» ضبط کنند.  بعد از آن که 6500 نفر از جمله چهار نامزد شهرداری سان‌فرانسیسکو این درخواست را امضا کردند، تیم جاینتز موافقت کرد. این ویدیو در ژوئن 2011، منتشر شد.8 در فصل 2011 بیسبال تیم‌های رِد ساکس بوستون، داجِرز لس‌آنجلس، رِیز تَمپا بِی، فیلیز فیلادلفیا، کابز شیکاگو و اوریِلز بالتیمور، همین کار را انجام دادند. این هشت تیم‌، یک چهارم تیم‌های لیگ اصلی بیسبال در ایالات متحده هستند که از بزرگ‌ترین لیگ‌های ورزش حرفه‌ای در دنیاست.9

فضای مدنی

حقوق همجنسگرایان، دهه‌هاست که یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در ایالات متحده بوده است. این در حالی است که جامعۀ همجنسگرایان دستاوردهای قابل توجهی در پذیرش اجتماعی و غلبه بر قوانین و اعمال تبعیض‌آمیز داشته است. تغییر در افکار عمومی به آسانی در نگرش به ازدواج همجنسگرایان که یکی از تفرقه برانگیزترین مسائل در سیاست داخلی آمریکاست، قابل مشاهده است. نظرسنجی‌ها در سال 1996، نشان دادند که تنها 27 درصد آمریکایی‌ها از قانونی شدن ازدواج زوج‌های همجنسگرا حمایت می‌کردند و 68 درصد، مخالف این موضوع بودند. اما در سال 2011، 53 درصد آمریکایی‌ها اظهار داشتند که از حق ازدواج همجنسگرایان حمایت می‌کنند که برای اولین بار این دیدگاه را به دیدگاه اکثریت تبدیل کردند.10 در دولت اوباما که جامعۀ ال.جی.بی.تی از حامیان جدی آن است، سیاست‌هایی مثل «نپرس، نگو» که مردان و زنان همجنسگرا در ارتش را از آشکار کردن گرایش جنسیتی خود منع می‌کرد، کنار گذاشته شد. با این حال، قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز هنوز وجود دارند. همان‌طور که سَویج در 2010، می‌گوید: «در واقع، وقتی از حقوق همجنسگرایان بحث می‌شود، دو جنگ در جریان است. جنگ اول، سیاسی است. اما جنگ فرهنگی، خاتمه یافته است. در میان گیلی (یک مجموعۀ داستانی تلویزیونی که شخصیت‌های همجنسگرا دارد و محبوب است) و اِلِن (دیجِنِرِس، یک میزبان نمایش‌های گفتگوی تلویزیونی) و چگونگی همگرایی و پذیرش بزرگسالان ال.جی.بی.تی می‌توان گفت که کار انجام شده است. بنابراین خیلی ناراحت‌کننده است که ببینیم تا چه میزان از لحاظ فرهنگی پذیرفته شده‌ایم و در عین حال بدانیم تا چه حد موارد قانونی هست که به نظر نمی‌آید پیشرفت زیادی در آنها داشته‌ایم.»11

پیام و مخاطب

کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» بالاخص نوجوانان و جوانانی را که در معرض خطر خودکشی هستند، هدف قرار می‌دهد، یعنی آنها که در مناطق روستایی و محیط‌های محافظه‌کار زندگی می‌کنند. در این محیط‌ها فشار و تابوسازی، قدرت بیشتری دارد و افراد برجسته و الگوی بزرگسال و همجنسگرا کمتر حاضر هستند. همان‌طور که برنامۀ «اوضاع بهتر می‌شه» روشن ساخته، تفاوت بنیادی میان قلدری نوجوانان و جوانان غیرهمجنسگرا و همجنسگرا، آن است که جوانان و نوجوانان ال.جی.بی.تی اغلب نمی‌توانند روی حمایت خانواده و عزیزان خود حساب کنند و بسیاری از آنها علیه افراد همجنسگرا پیشداوری می‌کنند. بنا به نظر سَویج و میلر، این جوانان و نوجوانان به تشویق بیرونی از سوی اعضای بزرگسال جامعه که جدال آنها را می‌فهمند، نیاز دارند. در ویدیوهای تولید شده توسط افراد معمولی و شناخته شدۀ همجنسگرا، مضمون غالب آن است که پیشرفت‌های عمده در انتظار جوانان و نوجوانان همجنسگرا پس از سال‌های مدرسۀ آنان است. بزرگسالان ال.جی.بی.تی از این ویدیوها برای بحث از دوستی‌ها، شرکای عاطفی، کودکان، مشاغل و دستاوردهای خود به عنوان روشی برای نشان دادن رضایت خود از زندگی در شرایط اطلاع دیگران از همجنسگرا بودن خود استفاده می‌کنند.

سَویج با بحث از یک پیام الکترونیکی از یک دختر نوجوان به خود وی توضیح می‌دهد که چگونه «اوضاع بهتر می‌شه» می‌تواند به حفظ زندگی افراد کمک کند: «این دختر پیام خود را به این جهت ارسال کرده بود که بگوید 15 ساله است و تلاشش این بود که از پس پرده بیرون بیاید. پدر و مادرش ترسیده بودند و تهدید می‌کردند که وی را از خانه بیرون می‌اندازند، نمی‌گذارند دیگر خواهران و برادرانش را ببیند و هزینۀ تحصیلش را نمی‌پردازند. به همین دلیل او دوباره به پس پرده رفته و گرایش جنسی‌اش را پنهان کرده بود. او به والدینش گفته بود که اشتباه کرده و او صرفا دختری بوده با برخی مشخصات پسرانه و گیج و گنگ بوده است... و او به من پیامی نوشته بود که بگوید ویدیوها را تماشا می‌کرده و ویدیوها به او کمک کرده که قوی باشد و امیدوارش کرده بودند که خانواده وضعیت وی را قبول خواهند کرد چون آن همه ویدیو و حالا مقالات در کتاب، توسط مردم تهیه شده بود... کسانی که خانواده‌هایشان واکنش مشابهی داشته و بعد موضوع را درک کرده و از فرزندانشان حمایت کرده بودند. او به من نوشت که بگوید ویدیوها او را از جنون حفظ کرده و آنها را هر شب در اتاقش تماشا می‌کند، زیر یک چیزی برای مخفی شدن، روی آی پدش. و بدین ترتیب، یک پیام الکترونیکی برای من حقیقتا نوع ارتباط‌گیری و قدرت این پروژه را کشف می‌کرد و آن اینکه بزرگسالان ال.جی.بی.تی می‌توانند با این دختر صحبت کرده و به وی برای آینده‌اش امید بدهند؛ به او امید بدهند که خانواده‌اش التیام خواهند یافت و با او، چه خانواده‌اش بخواهند و چه نخواهند صحبت کنند.»12

کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» برای آنکه پیام خود را تا حد ممکن در دسترس قرار دهد، از اینترنت فراتر رفته و به صور سنتی رسانه‌ها نیز تمسک یافته است. در مارس 2011، این پروژه کتابی را با عنوان اوضاع بهتر می‌شه: بیرون آمدن از پس پرده، غلبه بر قلدری و خلق یک زندگی که ارزش زیستن را دارد منتشر کرد. این اثر نسخۀ مکتوب کارزار است و شامل متن 100 ویدیو که بر روی سایت یوتیوب گذاشته شده همراه با مقالاتی که همراه این ویدیوها هستند، می‌باشد. این کتاب برای جوانان و نوجوانانی که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند به ویدیوهای گذاشته شده در اینترنت دسترسی پیدا کنند، منبعی در دسترس در مدرسه و کتابخانه‌های عمومی است. «اوضاع بهتر می‌شد» برای پیشبرد این هدف برنامه‌هایی برای اهدای کمک به کارزار نیز تدارک دیده است که حامیان کارزار می‌توانند یک نسخه از این کتاب را برای مدرسۀ مورد نظر خویش با 25 دلار سفارش دهند. بنا به وب سایت «اوضاع بهتر می‌شه» بیش از 1500 نسخه از این کتاب، در سراسر ایالات متحده اهدا شده و این سازمان در پی آن است که این رقم را به 2500 برساند.13 علاوه بر این کتاب‌ها، «اوضاع بهتر می‌شه» با همکاری ام.تی.وی، شبکه‌ای که برنامه‌هایش ابتدا برای نوجوانان و جوانان است، در پی ساختن یک ویژه نامۀ یک ساعته است. این برنامه که میزبانش دَن سَویج است، زندگی سه جوان ال.جی.بی.تی را که با جهت‌گیری جنسیتی خود درگیرند، دنبال می‌کند.14 کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» و ام.تی.وی اعلام کرده‌اند که یک برنامۀ ویژه نیز متعاقب برنامۀ یک ساعته تولید شده و در پاییز 2012، پخش خواهد شد.15

فعالیت‌های فراگستر

در کنار حق‌الامتیازهای لیگ اصلی بیسبال، چند شرکت بزرگ دیگر نیز به کارزار پیوسته‌اند؛ از جمله گوگل و فیس‌بوک، گَپ، دیزنی، دریم وُرکز، پیکسار، ویزا، اَپل و ان.بی.سی. این شرکت‌ها ویدیوی خود را بر روی یوتیوب قرار داده‌اند.16 توجه بسیاری که این کارزار بر روی اینترنت به خود جلب کرده، کارزار را به فراتر از ایالات متحده برده است؛ کاربران یوتیوب در خارج از ایالات متحده، ویدیوهای خود را در اختیار پروژه قرار داده‌اند و گروه‌های غیرآمریکایی، تلاش‌های موازی خود را انجام می‌دهند. شبکۀ یوتیوبی «اوضاع بهتر می‌شه» ویدیوهایی را از شهروندان ساکن بریتانیای کبیر، کانادا، ونزوئلا، اسرائیل، استرالیا، چین، مالزی و فنلاند دربردارد.17

در بریتانیای کبیر، یک خیریۀ ال.جی.بی.تی به نام استون وال، یک کارزار «اوضاع بهتر می‌شه... امروز» به راه انداخته که از روی نسخۀ آمریکایی خلق شده توسط سَویج و میلر، کپی شده است. علاوه بر روزنامه‌نگاران، ورزشکاران، افراد شاغل در صنعت سرگرمی و اعضای پارلمان، دیوید کَمِرون، نخست‌وزیر این کشور نیز پیامی را به نسخۀ استون والی «اوضاع بهتر می‌شه» ارسال کرده است.18 در آفریقای جنوبی، دانشجویان دانشگاه کیپ تاون یک مجموعۀ 18 ویدیویی درست کردند که شامل است بر پیامی از اسقف دزموند توتو، فعال سابق ضد آپارتاید و برندۀ جایزۀ صلح نوبل.19

توتو، نزاع بر سر حقوق همجنسگرایان را با مبارزۀ نسل خود علیه آپارتاید مقایسه کرده و در پیام ویدیویی خود می‌گوید: «ما برای آزادی در این کشور مبارزه کردیم تا امور را بهتر کنیم. من بر شما اتکا می‌کنم که این مبارزه را برای همه ادامه دهید. اگر تبعیض بر اساس جهت‌گیری جنسیتی را تجربه کرده‌اید، بدانید که اوضاع بهتر می‌شه.20

امروز گذاشتن ویدیوهای مربوط به این تلاش، در اینترنت ادامه دارد و سازمان غیرانتفاعی تاسیس شده بر اساس این کارزار، به بخشی فعال از کنشگری حقوق همجنسگرایان و حرکت ضد قلدری تبدیل شده است. طی نزدیک به دو سال که از تاسیس این کارزار می‌گذرد، 50000 ویدیو در چهارچوب پروژۀ «اوضاع بهتر می‌شه» بر روی اینترنت گذاشته شده است. در کل، این ویدیوها بیش از 50 میلیون بار تماشا شده‌اند. فراتر از آن، بیش از 525 هزار نفر بر روی وب‌سایت رسمی سازمان غیرانتفاعی تعهدی را برای حمایت از «اوضاع بهتر می‌شه» امضا کرده‌اند.21 همان‌طور که کتاب و برنامه‌های ویژۀ تلویزیونی کارزار نشان می‌دهند، این سازمان برنامه‌های متنوع رسانه‌ای را برای برقراری ارتباط با جوانان و نوجوانان ال.جی.بی.تی در نظر گرفته است. سَویج و میلر در ویدیویی برای اعلام انتشار کتاب خود در سال 2011، تاثیر کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» را خلاصه کرده‌اند: «برای مدتی بسیار دراز، بزرگسالان همجنسگرای مونث و مذکر و دو/فراجنسگرا کنار ایستادند و احساس کردند که آنها کاری علیه قلدری به بچه‌های همجنسگرا در دبیرستان‌ها نمی‌توانند انجام دهند و کارزار «اوضاع بهتر می‌شه» حقیقتا مردم را در این کار درگیر کرد؛ این کارزار واقعا مردم را فعال کرد و اکنون مردم کارهایی فراتر از درست کردن ویدیو انجام می‌دهند. مردم جداگانه تاثیر خود را می‌گذارند.»22

هر وقت حاضر بودى، خودت را معرفى كن.

سلام، اسم من جنت است. روز تولدم، در شهر هونولولو در هاوايى، اسم من چارلز بود و من اولين پسر پدر و مادرم بودم. فكر مى كنم چهار سالم بود وقتى متوجه شدم كه من دخترم. هچ كسى اين را نمى دانست جز من، ولى اولين اعتقادم بود. جنسيت من اولين "من از اين مطمئنم" بود، به قول معروف اپرا (Oprah). در دوره راهنمايى و دبيرستان، يعمى زمان بلوغم، من كم كم از خودم متنفر شدم. از بدنم متنفر بودم، از اين متنفر بودم كه دخترهاى واقعى داشتند رشد مى كردند و زن مى شدند، در حالى كه من اسير تن پسرانه مانده بودم. من شب ها در تختم بيدار مى نشستم و آرزو مى كردم كه يک جن بىايد و با جادو خودش من را... اولاً من را زن كند، همانطور که من می دانستم بودم، و بعد كارى بكند تا آن چهار سال دبيرستان زودتر تمام بشوند، برای اینکه من نمی خواستم آن ها را تحمل کنم. وقتی سال اول را شروع کردم، تحول خودم از چارلز به جنت را شروع کردم. هم كلاسى هايم مرا مسخره می كردند، سر به سر من مى گذاشتند، و به من زورگويى مى كردند. ولى من آرزوهايى براى خودم داشتم، و آن ها باعث می شدند كه من شجاعتر شوم، كه من اطمينان بيشترى به هويت خودم داشته باشم، ولى تا موقعى كه من از ديگران كمک نخواستم، نمى توانستم شكوفا شوم. بایستى کمک از دیگران می گرفتم. با کمک از دوستان خوب که من را درک می کردند و به من گوش می دادند و با حمایت معلمان و مشاوران دبیرستان، آن چهار سال برای من خیلی مفید بود. حتی من توانستم برنده تنها بورس تحصیلی دبیرستانم برای دانشگاه هاوایی شوم. باورم نمی شد که روياهايم داشتند تبديل به واقعيت مى شدند. در سال های بعد، من هاوایی را ترک کردم و آمدم نیو یورک. من در نهایت بین كسانى مثل خودم هستم. دوست پسری دارم كه دوستش دارم و دوست هايى دارم که با تمام گذشته ام، من را برای همان چیزی که هستم، دوست دارند. شغلی به عنوان نویسنده دارم که به زنگى من معنا می دهد و من را برمى انگيزد. من مى دانم كه تو هم مى تواني به آرزوهايت برسى. به تو قول مى دهم كه بهتر مى شود. مى دانم، براى اينكه من و تو با هم يكى هستيم. دوستت دارم، و منتظرم كه تو از اين مرحله بگذرى و من تو را ببينم.


 

Learn More 

http://www.itgetsbetter.org/

http://www.thetrevorproject.org/

Original It Gets Better message from Dan Savage and Terry Miller

President Barack Obama's It Gets Better message

Tavaana Case Study on Harvey Milk

Tavaana interview with Arsham Parsi, Iranian Gay Rights Activist

It Gets Better:  A message from Apple employees

   

Footnotes

[4]"Dan Savage: For Gay Teens, Life Gets Better".

[6]The Trevor Project.

[12]"Dan Savage: For Gay Teens, Life Gets Better.".

آيا می‌دانستيد؟

در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.
در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد