سوال‌های رایج در مورد هولوکاست

شما اینجا هستید

منبع : 
موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده آمریکا
  • آیا هیتلر به تنهایی مسئول هولوکاست بود؟
  • چرا زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند یهودیان آلمان را ترک نکردند؟
  • چرا یهودیان مقاومت بیش‌تری نکردند؟
  • چگونه جنایت‌کاران می‌فهمیدند چه کسی یهودی است؟
  • چه اتفاقی می‌افتاد اگر شما از دستور شرکت در یک جنایت سرپیچی می‌کردید؟
  • آیا یکی از اقوام هیتلر یهودی نبود؟
  • چرا یهودیان برای نابودی انتخاب شدند؟
  • ایالات متحده در مورد هولوکاست چه می‌دانست و چگونه واکنش نشان داد؟

آیا هیتلر به تنهایی مسئول هولوکاست بود؟

هیتلر به تنهایی باعث وقوع هولوکاست نشد. بسیاری از آلمانی‌ها و غیر آلمانی‌ها اصطلاحا به "راه‌حل نهایی" کمک کردند یا از آن بهره بردند (اصطلاح راه‌حل نهایی توسط نازی‌ها برای برنامه‌شان که از میان بردن یهودیان اروپایی بود استفاده می‌شد.) علاوه بر اس‌اس، دولت آلمان، ارتش، و مقامات حزب نازی که سیاست‌های آزار و اذیت و کشتار یهودیان اروپایی را برنامه‌ریزی و اجرا کردند، بسیاری از مردم "عادی" نیز - کارمندان، پزشکان، وکلا، قضات، سربازان و کارگران راه‌آهن - در هولوکاست نقش داشتند.

این فعالیت (پی‌دی‌اف) مسئله را با جزئیات بیش‌تری با در نظر گرفتن سطح مسئولیت افراد از طبقات مختلف اجتماعی، در داخل و خارج از آلمان بررسی می‌کند.

چرا زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند یهودیان آلمان را ترک نکردند؟

همانند شهروندان دیگر، یهودیان آلمانی شهروندانی وطن‌پرست بودند. بیش از ده هزار نفر در جنگ جهانی اول برای آلمان کشته، و تعداد بی‌شماری مجروح شدند و برای شجاعت و خدمات‌شان مدال دریافت کردند. خانواده‌های بسیاری از یهودیان که شهروندی آلمان را داشتند، صرف‌نظر از رده یا شغل، برای قرن‌ها در آلمان زندگی کرده و تا اوایل قرن بیستم به خوبی در جامعه آلمان ادغام شده بودند. از ۳۹-۱۹۳۳، دولت آلمان قوانین تبعیض‌آمیزی تصویب و اجرا کرد که یهودیان را با سرعتی نسبتا تدریجی مورد هدف قرار می‌داد. تا زمان خشونت ضدیهودی سراسری در سال ۱۹۳۸ که به شب کریستالی معروف است، بسیاری از یهودیان در آلمان پیش‌بینی می‌کردند که توانایی استقامت در برابر آزار و اذیت حمایت‌شده توسط نازی‌ها را دارند، چرا که به تغییرات مثبت در سیاست آلمان امیدوار بودند. قبل از جنگ جهانی دوم، افراد کمی می‌توانستند جوخه‌ها و مراکز کشتار را تصور یا پیش‌بینی کنند.   

آن‌هایی که تصمیم به ترک آلمان گرفته بودند هنوز باید کشور دیگری را که مایل به پذیرفتن آن‌ها و خانواده‌شان بود، پیدا می‌کردند. جستجوی بهشتی امن بسیار مشکل بود. کنفرانس اویان در سال ۱۹۳۸ گویای این مطلب بود، زمانی‌که تقریبا تمام کشورهای حاضر تغییر دادن سیاست‌های مهاجرتی خود را رد کردند. حتی زمانی‌که یک کشور جدید پیدا می‌شد، مقدار زیادی زمان، تشریفات اداری، حمایت، و بعضی اوقات پول احتیاج بود تا به آن‌جا رسید. در بسیاری از موارد، این موانع برطرف نشدند. 

این مدارک برخی از مشکلاتی را که یهودیان در تلاش برای ترک آلمان با آن‌ها مواجه بودند نشان می‌دهد؛ این‌ها روشن می‌سازند که این سوال به ظاهر ساده در واقع پیچیده است.   

چرا یهودیان مقاومت بیش‌تری نکردند؟

این گفته که یهودیان علیه آلمانی‌ها و متحدان‌شان نجنگیدند، اشتباه است. یهودیان در تمام کشورهای تحت اشغال آلمان و قلمرو شرکای محوری آلمان استقامت کردند. در برابر احتمالات غیرممکن، آن‌ها در گتوها (محله‌های یهودی‌نشین)، اردوگاه‌های کار اجباری، و مراکز کشتار استقامت کردند. با این حال، عوامل بسیاری استقامت را مشکل می‌کرد، از جمله فقدان سلاح و منابع، تقلب، ترس، و قدرت غالب آلمانی‌‌ها و همکاران‌شان.

 چگونه جنایت‌کاران می‌فهمیدند چه کسی یهودی است؟

مقامات آلمانی، یهودیان مقیم آلمان را از طریق سوابق سرشماری، اظهارنامه مالیاتی، لیست عضویت کنیسه، سوابق اهل محله (برای کسانی که یهودی شدند)، فرم‌های ثبت‌نام معمول اما اجباریِ پلیس، پرس‌و‌جو از بستگان، و اطلاعات ارائه‌شده توسط همسایگان و مقامات، شناسایی می‌کردند. در قلمرویی که توسط آلمان نازی یا متحدانش اشغال شد، یهودیان بیش‌تر از طریق لیست عضویت جامعه یهودیان، مدارک هویت فردی، اسناد سرشماری اخذشده و مدارک پلیس، و شبکه‌های اطلاعاتی محلی شناسایی می‌شدند.    

چه اتفاقی می‌افتاد اگر شما از دستور شرکت در یک جنایت سرپیچی می‌کردید؟

آلمانی‌هایی که از شرکت در جنایات خودداری می‌کردند معمولا مجازات نمی‌شدند، اما با خطر محرومیت اجتماعی، و بعضی اوقات محرومیت شغلی مواجه می‌شدند. آن‌ها می‌توانستند وظایف دیگری، مانند نگهبانی یا کنترل جمعیت درخواست کنند. مدرک موثقی در مورد این‌که سربازان آلمانی یا مقامات پلیس به خاطر خودداری از کشتن غیرنظامیان، کشته ‌شدند، وجود ندارد. غیرآلمانی‌هایی که به عنوان نیروهای کمکی خدمت می‌کردند و از اجرای دستورات مستقیم برای کشتن خودداری می‌کردند امکان داشت تنبیه، اخراج، زندانی، و یا حتی کشته شوند.      

آیا یکی از اقوام هیتلر یهودی نبود؟

شایعات مخالفان سیاسی در مورد اصل و نسب هیتلر به عنوان راهی برای بی‌اعتبار کردن رهبری هیتلر در یک حزب یهود‌ستیز بود. شایعات، از این حقیقت که هویت پدربزرگ پدری هیتلر معلوم نیست، نشات گرفته است. با این حال، منبع موثقی وجود ندارد که نشان دهد، پدربزرگ ناشناس هیتلر یهودی بود.  

برای اطلاعات بیش‌تر مقاله "آدولف هیتلر: سال‌های اول، ۱۹۱۳-۱۸۸۹" را در دایرة المعارف آنلاین هولوکاست بخوانید.

چرا یهودیان برای نابودی انتخاب شدند؟

اساس و مبنای یهودستیزی نازی – غرض‌ورزی و تنفر نسبت به یهودیان – جهان‌بینی نادرست نازی‌ها از تاریخ بشر به عنوان مبارزه نژادی بود. نازی‌ها به اشتباه یهودیان را یک نژاد در نظر گرفته بودند. آن‌ها به اشتباه معتقد بودند که یهودیان انگیزه طبیعی دارند - که از طریق نسل‌ها به ارث رسیده بود - تا برای سلطه بر جهان تلاش کنند، و این هدف نه تنها از سلطه آلمانی‌ها جلوگیری می‌کرد بلکه "نژاد" آلمانی را به بردگی می‌کشید و از بین می‌برد. نازی‌ها اعتقاد داشتند که تمام تاریخ، جنگ بین نژادها است که یا با پیروزی نژاد برتر "آریایی" یا با محو کاملش به اوج خود می‌رسد. در نتیجه، رهبران نازی مرگ تمامی یهودیان را پیش‌شرط لازم برای بقا و تسلط نهایی نژاد به اصطلاح "آلمانی- آریایی" می‌دانستند. طبق عقیده نازی‌ها، یهودیان، به عنوان نژاد "پست"، می‌خواستند از کنترل‌شان بر امور مالی و رسانه‌های جمعی جهان برای حمایت از جنبش کمونیستی و تشویق سایر نژادهای "پست" برای نابودی نژادهای نوردیک-آلمانی استفاده کنند.       

یهودستیزی نازی‌ها، تصاویر سنتی اشتباه و منفی از یهودیان و رفتارشان را به باورهای شبه علمی جدید پیوند داد. در میان این کلیشه‌ها مواردی بودند که از تفکر مسیحی ضدیهودی بسیار قدیمی نشات می‌گرفتند، که یهودیان را به عنوان قاتل مسیح، مأموران شیطان، و جادوگر معرفی می‌کردند. نازی‌ها این کلیشه‌های منفی را به "رو‌ش فکری یهودیان" ارتباط می‌دادند که اعتقاد داشتند بر پایه ژنتیک بود و در نتیجه، تغییر نمی‌کرد. نازی‌ها از این باور برای توجیه تبعیض، آزار و اذیت، و نهایتا، حذف فیزیکی یهودیان استفاده کردند.  

برای اطلاعات بیشتر به دایرة‌المعارف آنلاین هولوکاست رجوع کنید. با مروری بر یهودستیزی شروع کنید و سپس مقالات مربوطه در مورد یهود‌ستیزی را در طی قرن‌ها بخوانید.  

ایالات متحده در مورد هولوکاست چه می‌دانست و چگونه واکنش نشان داد؟

با وجود سابقه فراهم کردن پناهگاه برای مردم تحت ستم، ایالات متحده با مسائل بسیاری طی دهه ۱۹۳۰ دست و پنجه نرم می‌کرد که پیش بردن این میراث را دشوار می‌کرد. این مسائل شامل یهودستیزی گسترده، بیگانه‌‌هراسی، انزواطلبی، و رکود اقتصادی پایدار بود. متاسفانه برای کسانی که از آزار و اذیت نازی‌ها فرار می‌کردند، این مسائل، سیاست پناهندگی آمریکا را تحت تأثیر قرار داد، و عدم تمایل رسمی و عمومی به افزایش سهمیه مهاجرت را برای پذیرش تعداد بیش‌تری از مردمی که در خطر آزار و اذیت و خشونت نازی‌ها بودند، تقویت ‌کرد، در زمانی‌که انجام چنین کار‌هایی جان‌ها را نجات می‌داد.  

طی سال‌ها، بررسی علمی واکنش‌ آمریکا به دوره هولوکاست تعدادی سئوال را مطرح کرده است. برای مثال، آمریکا چه می‌دانست؟ مقامات دولتی و شهروندان با این آگاهی چه کردند؟ آیا کار بیش‌تری می‌توانست انجام شود؟ دانش‌مندان سیاست مهاجرتی آمریکا، واکنش‌های دولت آمریکا به جنایات گزارش‌شده، و تلاش‌های آهسته برای سازمان‌دهی عملیات با هدف نجات یهودیان اروپایی را بررسی کرده‌اند.

بحث در مورد وقایع کلیدی شروع شده است، از جمله سفر کشتی سنت‌لوئیس، تأسیس هیأت پناهندگان جنگی، نقش جامعه یهودیان آمریکایی، پوشش رسانه‌ای آمریکا از جرایم و خشونت‌های نازی‌ها، و مسئله بحث‌برانگیز بمباران آشویتس. موضوع با معرفی مدارک جدید و فرضیه‌های بازنگری‌شده در حال تکمیل است.

برای اطلاعات بیش‌تر به دایرة‌المعارف آنلاین هولوکاست رجوع کنید. با بررسی ایالات متحده و هولوکاست شروع کنید.

کپی رایت © موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده آمریکا، واشنگتن دی‌سی 

آيا می‌دانستيد؟

کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد