مبارزه ای از زیربنا : جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی

شما اینجا هستید

مبارزه ای از زیربنا : جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی

بینش و انگیزه

از قرن هفدهم که هلندی‌ها آفریقای جنوبی را مستعمره کردند، خود را نژاد برتر شناخته، بومیان را کنار گذاشته و قدرت سفیدپوستان را تحکیم بخشیدند. اما پیروزی حزب ناسیونالیست درسال ۱۹۴۸، که تمامی آن را سفیدپوستان تشکیل می‌دادند فصل تازه‌ای در سرکوب‌گری  تاریخ آفریقای جنوبی گشود. همان‌گونه که رهبر حزب اعلام کرد «شعار ما حفظ برتری نژاد سفید در آینده است. حتی اگر لازم باشد از زور استفاده می‌کنیم.»1 قوانین آپارتاید جدید (آپارتس در زبان آفریقای جنوبی) از طریق وادار کردن آفریقای جنوبی به تقسیم‌بندی نژادی مانند اروپایی‌ها، هندی‌ها و رنگین‌پوستان (نژادهای مخلوط) و آفریقایی‌ها، برتری نژاد سفید را حفظ می‌کرد و تا آنجا که امکان داشت این نژادها را از هم جدا می‌ساخت.2غیرسفیدپوستان به زور در مناطق محروم و فقیر اسکان داده شده و باید برای مسافرت اجازه دریافت می‌کردند. از حق رای دادن و مشارکت در دولت و ازدواج با سفیدپوستان نیز محروم بوده و در اکثر موارد حق تملک زمین را هم نداشتند.3غیرسفیدپوستان در آفریقای جنوبی، در برابر این تبعیض برای ده‌ها سال مقاومت کردند ولی نتوانستند تغییر واقعی به وجود بیاورند. در حوادثی مانند قتل عام شارپ ویل در۱۹۶۰ و شورش سووتو در ۱۹۷۶، دولت به شدت معترضین را سرکوب نموده و بعضی از رهبران مانند ماندلا را به زندان انداخته و برخی دیگر مانند استیو بیکو را به قتل رساند. در اواخر دهه ۱۹۷۰، انجمن‌های مردمی- مدنی زیادی در شهرک‌های سیاه‌پوست‌نشین ظهور کردند. فعالیت‌های این گروه‌ها سیاسی نبوده و تنها بر توسعه اجتماعی متمرکز بودند.4 پوپومولفی می‌گوید: «جنبش نیاز داشت که بر روی مسائل محلی کار کند تا به مردم اعتماد به نفس لازم را بدهد که آنها می‌توانند از طریق فعالیت‌های توده‌ای، زندگی خود را هر چند در مقیاسی کوچک، تغییر دهند».5 فعالین، جوامع محلی را حول مسائلی مانند افزایش اجاره‌بها، نرخ خدمات اولیه مانند آب و اسکان اجباری بسیج کردند. آنها از طریق تظاهرات، امتناع از پرداخت اجاره، تشویق مردم به خرید نکردن و بایکوت، مقامات را تحت فشار قرار داده و موفق شدند دست‌آوردهای کوچک و محسوسی داشته باشند.6 گرچه می‌دانستند که باید چشم‌انداز وسیع‌تری را ببینند. «ما باید افزایش اجاره‌بها، حمل و نقل و آب و برق را دود حاصل از آتش آپارتاید فرض کرده و نیروی خود را برای خاموش کردن آتش بسیج کنیم.»7

اهداف و مقاصد

رهبران جنبش مبارزات مدنی در سطوح محلی، امکانی برای «تشکل اولیه سازمان‌های مردمی» می‌دیدند که می‌توان از آنجا سازمان‌های سیاسی پیشرفته‌تری را بنیان نهاد. روندی که می‌تواند مبارزات دموکراتیک ملی را به اوج برساند. به گفته مولفی: «افق این چالش ملی، به سوی یک هدف اولیه بود که به سادگی در تاسیس «جبهه متحد دموکراتیک» در سال ۱۹۸۳ تجلی یافت.»8 ما خواهان حقوق خود هستیم. آنها را اکنون و همینجا می‌خواهیم».9

برای رسیدن به این هدف، فعالین می‌دانستند که تنها یک سری شورش‌های خودجوش کافی نیست و باید سازمان‌هایی در سطح مملکت به وجود آید. همان‌گونه که موکاسلی جک، یکی از رهبران جوان می‌گفت: «ما باید این جنگ را از شهرک‌های سیاه‌پوست‌نشین به خانه آنها (سفیدپوستان آفریقای جنوبی) ببریم و این حرکت همان چیزی است که به بایکوت انجامید.»10 هدف این بود که از طریق زیان رساندن به کسب و کارهای محلی، دولت را تحت فشار قرار داده و معترضین نشان دهند که مملکت نمی‌تواند با آپارتاید ادامه دهد. آنگونه که مولفی می‌گوید: «ما به کسب و کارها می‌گفتیم، شما بخشی از این مملکت هستید، اگر با اکثریت مردم در آفریقای جنوبی به صورت انسانی رفتار نشود و به حقوق آنها احترام گذاشته نشود، در این مملکت ثباتی نخواهد بود و کسب و کار شما نمی‌تواند در شرایط بی‌ثباتی ادامه یابد.»11

همزمان، جنبش برای غلبه بر آپارتاید، نیاز به حمایت بین‌المللی داشت. به گفته اسقف اعظم دزموند توتو «ما با فاجعه‌ای در این سرزمین روبرو هستیم و تنها فشار جامعه بین‌المللی می‌تواند ما را نجات دهد.»12اوخواستارتحریم‌های تنبیهی علیه دولت شد تا به ایجاد «آفریقای جنوبی نوین» که مورد حمایت بیش از هفتاد درصد سیاه‌پوستان است کمک شود.»13 آنها می‌دانستند که در کوتاه‌مدت باید مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها را تحمل کنند و این «بهایی» بود که باید برای آزادی می‌پرداختند.14 از طریق اعتراضات بین‌المللی و پوشش رسانه‌ای، بسیاری از کشورها متقاعد شدند که باید آفریقای جنوبی را تحریم کنند. جنبش ضد آپارتاید با تحت فشار گذاشتن دولت از داخل و خارج، این مسئله را روشن کرد که رژیم آپارتاید نمی‌تواند ادامه یابد و دولت باید تسلیم شود.

رهبری

جبهه متحد دموکراتیک که در سال ۱۹۸۳ توسط موکاسلی جک تاسیس شده بود، سازمان‌دهی جنبش ضدآپارتاید را به عهده گرفت.15 این ائتلاف غیرمتمرکز که بیش از ۵۰۰ سازمان نوظهور را دربرمی‌گرفت، برای مقابله با اصلاحات دولتی که هدف آن محدود کردن جنبش ضدآپارتاید بود، شکل گرفت. پس از سرکوب ۱۹۸۶، اتحادیه کارگران سیاه‌پوست نیز با اعتصابات خود، نقش مهمی در جنبش ضدآپارتاید، عهده‌دار شد. جوامع سیاه‌پوست، در سطوح محلی، شروع به سازمان‌دهی نموده و دولتی، خودگردان را به وجود آوردند. انجمن‌های خیابانی، قدرت را به تدریج از کنسول‌های محلی که همدست رژیم آپارتاید بودند، پس گرفتند. کمیته‌هایی که در خیابان‌های شهرک‌ها تشکیل شده بود، از بین خود نمایندگانی را انتخاب کردند تا درکمیته‌های منطقه، شروع به کار کنند.16 کمیته‌ها نه تنها جوامع محلی را برای اعتصاب و بایکوت بسیج می‌کردند بلکه اقدام به حل اختلافات و ارایه خدماتی مانند گشت‌زنی، تمیز کردن خیابان‌ها، جمع‌آوری زباله‌ها و خدمات درمانی می‌نمودند.17 جنبش «قید حکمرانی مستقیم دولت را شکست» و از طریق خودگردانی «حتی پیش از آزادی، اقدام به خلق قدرت مردم در دوران مبارزه نمود.»18 علاوه بر آن، جنبش از طریق سازمان‌دهی محلی، مردم را با روش‌های بدون خشونت در مسائل اجتماعی آشنا کرد.

جنبش به حمایت میانه‌روها و اعضای مسن‌تر جامعه سیاهان که از خشونت و تندروهای پیشین، سرخورده بودند، نیاز داشت.19 فعالین جوان، جلسات محلی ترتیب داده و فرصت برای رهبری مسن‌ترها را نیز فراهم آوردند. جوانان با این روش نه تنها اعتماد آنها را به دست آورده بلکه حمایت بسیار مهم نسل‌های پیشین را نیز کسب کردند.

فضای مدنی

رژیم آفریقای جنوبی، جنبش ضدآپارتاید را بارها و بارها سرکوب کرد. جدی‌ترین این سرکوب‌ها در اواخر دهه هشتاد بود که بیش از ۲۵۰۰۰ نفر را بازداشت و بدون محاکمه زندانی کرد.20 مقررات سانسور، رسانه‌های محلی را از بازتاب دادن فعالیت‌های جنبش ضدآپارتاید بازمی‌داشت. آنها تنها مجاز به پخش اعلامیه‌های رسمی دولت بودند. دولت اعمال روش‌های بدون خشونت، مانند ممانعت از کار کردن و بایکوت را منع نموده و این روش‌های مبارزاتی و کمیته‌های خیابانی را تحت عنوان «براندازی» طبقه‌بندی کرد. در سال ۱۹۸۸، دولت فعالیت‌های جبهه متحد دموکراتیک و اتحادیه کارگری سیاهان و ده‌ها سازمان دیگر ضدآپارتاید را غیرقانونی اعلام کرد.21 زمانی که کنسول‌ها به شهرک‌ها بازگشتند تا قدرت را از کمیته‌های خیابانی پس بگیرند، نیروهای پلیس فعالیت خود را تا مرز اشغال نظامی گسترده کردند. نیروهای اطلاعاتی دولت، عملیات مخفیانه علیه رهبران جنبش را به اجرا گذاشتند. نیروهای اطلاعاتی به خانه‌های آنها یورش می‌بردند و بمب‌گذاری و ترور می‌کردند.22 پلیس تعداد زیادی از زندانیان را شکنجه و حتی در مواردی تحریک به خشونت می‌نمود تا تعداد بیشتری از سیاهان را بکشد.23 سرکوب رژیم در نهایت، اثر معکوس به جای گذاشت. کشورهایی مانند ایالات متحده که برای تحریم آفریقای جنوبی به خاطر هم‌پیمانی با آنها در جنگ سرد، مردد بودند براثر پوشش خبری وسیع و تظاهرات علیه سرکوب‌ها، همراه با کشورهای اروپایی، افریقای جنوبی را تحریم کرده و سرمایه‌گذاری و وام دادن به آن کشور را قطع کردند.24 این تحولات، مردم آفریقای جنوبی را متقاعد کرد که وضعیت نمی‌تواند ادامه داشته باشد.

پیام و مخاطب

پیام اصلی جنبش ضدآپارتاید این بود که آپارتاید باید پایان یابد و سیاهان آفریقای جنوبی باید به حقوق خود دست یابند. جنبش می‌بایست اقلیت سفیدپوست آفریقای جنوبی را متقاعد می‌کرد که آپارتاید پایدار نیست. برای این کار، آنها قدرت خود را به عنوان اکثریت از طریق «نافرمانی» بدون خشونت و عدم همکاری با رژیم، اعمال کردند. آنها از قدرت اقتصادی خود برای بایکوت کردن اجاره‌بها، تحریم مصرف‌کننده و نیز بایکوت کردن کسب و کار سفیدپوستان و نیز سیاه‌پوست‌هایی که با رژیم همکاری داشتند استفاده کردند. اعتصاب دانشجویان و کارگران و نیز ممانعت از کار، ازجمله روش‌های دیگر بود. بایکوت مصرف‌کننده، تاکتیک بسیار موثری بود. زیرا این تاکتیک، سفیدپوستان دارای کسب و کار را با سیاست‌های دولت پیوند می‌داد و آنها که زیان می‌دیدند، دولت را تحت فشار می‌گذاشتند تا سیاست‌های خود را تغییر دهد. مهم‌تر از آن، این تاکتیک دفاعی در برابر سرکوب دولت بود. همان‌گونه که رئیس اطلاعات پلیس می‌گوید: «اگر نخواهند خرید کنند چه جنایتی مرتکب شدند؟ یک کنش توده‌ای است، شما چه می‌توانید بکنید؟ نمی‌توانید همه آنها را به گلوله ببندید و یا همه آنها را زندانی کنید.»25 سیاهان آفریقای جنوبی ازهمکاری با مقامات گمارده شده از سوی دولت در شورای شهرک‌ها خودداری می‌کردند. در سال‌های نیمه ۱۹۸۰، موجی از خشونت در شهرک‌ها بالا گرفت و بعضی از نمایندگان سیاه‌پوست، افسران پلیس و افراد مظنون به خبرچینی به قتل رسیدند.26 اقتدار دولت در شهرک‌ها فرو ریخت و سازمان‌دهندگان محلی این خلاء را با کمیته‌های خیابانی پر کردند. اگرچه خشونت به استعفای نمایندگان دولتی درشهرک‌ها شتاب داد ولی از طرف دیگر سبب شد که رژیم با شدت بیشتری به سرکوب  بپردازد در حالی که عملیات بدون خشونت، پیروزی‌های کوچک زیادی به دست می‌آورد.

همزمان فعالین، توجه جهانی را با برجسته کردن جداسازی نژادی و نیز تحریک پلیس به خشونت، جلب کردند. در سال ۱۹۸۹، جنبش علاوه بر سامان‌دهی تظاهرات و ممانعت افراد از کار، مردم را بسیج کرد تا آپارتاید را در سواحل دریا و بیمارستان‌ها به چالش بکشند.27 آن‌ها زبان حقوق بشر را به کار می‌بردند تا بتوانند با سایر فعالین حقوق بشر در جهان رابطه برقرار کنند. زندانیان با اعتصاب غذا، نظر جهانیان را جلب کرده و نیز مقامات حکومتی را تحت فشار قرارداده تا آنها را آزاد نموده و یا شرایط زندان را بهبود بخشند. نلسون ماندلا، مقامات زندان را قانع کرد تا بگذارند از طریق فکس و تلفن، از سلول خود، عملیات جنبش را هماهنگ کند. او همچنین اقدام به گفت و گو با مقامات دولت نمود تا بتوانند زمینه‌های مشترکی برای مذاکرات آینده پیدا کنند.28

 فعالیت‌های فراگستر

مولفی گفت: «بخش عمده جمعیت آفریقای جنوبی را که معتقد به صلح و عدالت برای آینده بودند باید متحد ساخت».29 جبهه متحد دموکراتیک «عضوگیری خود را شامل سفیدپوستان و هندی‌تبارها نیز کرد وهمچنین اتحادیه‌های کارگری، دانشجویان، انجمن‌های مدنی، گروه‌های زنان و کلیسا را نیز به عضویت فرا خواند. کلیساها محل ملاقات‌های عمومی بودند و روحانیونی مانند دزموند توتو، حمایت همگانی را از طریق سخنرانی برای مردم و نیز سازمان‌دهی جلب می‌کردند. شورای کلیساهای آفریقای جنوبی، مسئولیت دفاع از زندانیان سیاسی و حمایت از خانواده‌های آنها را به عهده گرفت.30 سرانجام، گروه‌های سفیدپوست مانند اتحادیه‌های دانشجویان سفیدپوست آفریقای جنوبی و گروه‌های هندی‌تبار نیز به آنها پیوستند. جنبش ضدآپارتاید، حمایت بین‌المللی را جلب  کرد و از برخی اقدامات جامعه بین‌المللی مانند تحریم دانشگاه‌ها و اساتید آفریقای جنوبی، تحریم تیم‌های ورزشی آفریقای جنوبی درمسابقات جام جهانی فوتبال و المپیک و جلوگیری از خروج پول از کشور بهره برد. زمانی که جنبش ضدآپارتاید در سطح جهانی مطرح شد، جامعه جهانی با اهدای جایزه صلح نوبل به دزموند توتو در سال ۱۹۸۴ و ماندلا در سال ۱۹۹۳ از کوشش‌های آنها  قدردانی کرد.

فشارهای بین‌المللی و داخلی بر رژیم آفریقای جنوبی نهایتا آنها را به این نتیجه رساند که به قول اف.دبلیو.دی کلرک، رئیس‌جمهور جدید آفریقای جنوبی در سال ۱۹۸۹ «زمان مذاکره فرا رسیده است.»31 ماندلا در سال بعد آزاد گردید و قوانین آپارتاید ملغی شد. پس از مذاکرات طولانی، انتخابات  در سال ۱۹۹۴ برگزار شد و ماندلا به عنوان رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی جدید، انتخاب شد. کشور به صورت دموکراسی پارلمانی بر مبنای اصل «یک نفر- یک رای» درآمد و برای مدت پنج سال، تمام احزاب اصلی سیاسی در حکومت دوره انتقالی نماینده داشتند.32  پس از ده‌ها سال آپارتاید، ماندلا اعلام کرد «هرگز این سرزمین زیبا دیگر تجربه تلخ سرکوب گروهی از مردم توسط گروه دیگر را تجربه نخواهد کرد».33 داستان جنبش ضدآپارتاید، این گفته دزموند توتو را تایید کرد که «زمانی که مردم تصمیم بگیرند که آزاد باشند هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را متوقف نموده و از هدف باز دارد.»34

 

Learn More

News & Analysis

Community Video EducationCommunity Video Education Trust: Documentary Footage of the Anti-Apartheid Struggle in South Africa - a digital archive of video footage documenting anti-apartheid demonstrations, speeches, mass funerals, celebrations, and interviews with activists.

Digital Innovation South Africa - a scholarly resource focusing on the sociopolitical history of South Africa, particularly the struggle for freedom during the period from 1950 to the first democratic elections in 1994.

The Heart of Hope: South Africa's Transition from Apartheid to Democracy - contains transcripts of more than 100 interviews with South African political figures, as well as summaries of historical events by year and descriptions of historical background.

South Africa: Overcoming Apartheid, Building Democracy (Michigan State University) - an educational resource containing original video interviews with 45 South African anti-apartheid activists, chronological units and essays, raw video footage documenting mass resistance and police repression, historical documents, rare photographs, and educational activities.

South African History Archive- an independent human rights archive dedicated to documenting, supporting and promoting greater awareness of past and contemporary struggles for justice in South Africa.

Books

Ackerman, Peter and Jack DuVall. A Force More Powerful: A Century of Nonviolent Conflict. New York: St. Martin’s Press, 2000.

Louw, P. Eric. The Rise, Fall, and Legacy of Apartheid. Westport: Praeger Publishers, 2004.

Seekings, Jeremy. "The Development of Strategic Thought in South Africa's Civic Movements, 1970-1990." From Comrades to Citizens: The South African Civics Movement and the Transition to Democracy. Ed. Glenn Adler and Jonny Steinberg. New York: St. Martin’s Press, 2000.

Sparks, Allister Haddon. Tomorrow is Another Country: The Inside Story of South Africa's Road to Change. Chicago: University of Chicago Press, 1995.

Multimedia

Desmond Tutu calls for global solidarity with Iranian activists.

Interview with Desmond Tutu. Nobelprize.org

Madiba: The Life and Times of Nelson Mandela.

"They Made History" documentary on Desmond Tutu and F.W. de Klerk. Part 1Part 2Part 3Part 4

Footnotes

[1] Barber, James, and John Barratt. South Africa’s Foreign Policy: The Search for Status and Security, 1945-1988. New York: Cambridge University Press, 1990. Pg. 2

[2] “The Rise of Apartheid.” South Africa: Overcoming Apartheid, Building Democracy. Michigan State University.

[3] Robinson, Alonford James Jr. “Apartheid.” African Encyclopedia.

[4] Marx, Anthony W. “Contested Images and Implications of South African Nationhood.” The Violence Within: Cultural and Political Opposition in Divided Nations. Ed. Kay B. Warren. Boulder: Westview Press, 1993. Pg. 168.

[5] Ibid.

[6] Ackerman, Peter and Jack DuVall. A Force More Powerful: A Century of Nonviolent Conflict. New York: St. Martin’s Press, 2000. Pg. 345-6.

[7] Seekings, Jeremy. “The Development of Strategic Thought in South Africa’s Civic Movements, 1970-1990.” From Comrades to Citizens: The South African Civics Movement and the Transition to Democracy. Ed. Glenn Adler and Jonny Steinberg. New York: St. Martin’s Press, 2000. Pg. 67.

[8] Seekings. Pg. 68.

[9] Ackerman and DuVall. Pg. 348.

[10] Ibid. Pg. 356.

[11] Ibid. Pg. 358.

[12] “Tutu Risks Treason Charge in Urging S. Africa Sanctions.” The Los Angeles Times. 2 April 1986.

[13] Ibid.

[14] Boesak, Allan. “Sanctions Are the Price of Freedom: It’s Apartheid, Not Foreign Pressure, That Causes the Suffering.” The Los Angeles Times. 12 Aug. 1988.

[15] Louw, P. Eric. The Rise, Fall, and Legacy of Apartheid. Westport: Praeger Publishers, 2004. Pg. 131.

[16] Ackerman and DuVall. Pg. 354.

[17] Seekings. Pg. 73.

[18] Ackerman and DuVall. Pg. 361.

[19] Ibid. Pg. 352-3.

[20] Parks, Michael. “ ‘Prisoners in Our Minds’: New Curbs in South Africa.” The Los Angeles Times. 4 Dec. 1986.

[21] Parks, Michael. “South Africa Issues Sweeping Political Ban on 18 Groups.” The Los Angeles Times. 25 Feb. 1988.

[22] Ackerman and DuVall. Pg. 362.

[23] Blair, Jon. “When Memory Comes: Between Hope and History, a Nation Bravely Confronts Its Traumatic Past.” The Los Angeles Times. 29 Aug. 1999.

[24] “Reigniting the Struggle: The 1970s Through the Release of Mandela.” South Africa: Overcoming Apartheid, Building Democracy. Michigan State University.

[25] Ackerman and DuVall. Pg. 357.

[26] Ibid. Pg. 352.

[27] Louw, P. Eric. The Rise, Fall, and Legacy of Apartheid. Westport: Praeger Publishers, 2004. Pg. 149.

[28] Sparks, Allister Haddon. Tomorrow is Another Country: The Inside Story of South Africa’s Road to Change. Chicago: University of Chicago Press, 1995. Pg. 52

[29] Seekings, Jeremy. The UDF: A History of the United Democratic Front in South Africa, 1983-1991. Athens, Ohio: Ohio University Press, 2000. Pg. 33.

[30] Ackerman and DuVall. Pg. 349.

[31] Mnookin, Robert. Bargaining with the Devil: When to Negotiate, When to Fight. New York: Simon & Schuster, 2010. Pg. 126.

[32] Ibid. Pg. 132.

[33] Mandela, Nelson. “Inaugural Address.” 10 May 1994.

[34] Tutu, Desmond. The Words of Desmond Tutu. New York: Newmarket Press, 2007. Pg. 87.

آيا می‌دانستيد؟

در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.
در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد