مسابقات و نمايشگاههای هولوکاست در ايران: ماموريتها، تامين کنندگان مالی و مضامين

شما اینجا هستید

نویسنده: مجید محمدی

خلاصه

1. مسابقات و نمايشگاههای کارتون هولوکاست بخشی از يک فعاليت تبليغاتی گسترده تر است که از سوی نهادهای نظام و مذهبی و با حمايت مستقيم علی خامنهای در ايران هدايت و حمايت می شود؛

2. مجوز، منابع مالی، محل برگزاری و ديگر امکانات مربوط به اين مسابقات و نمايشگاهها از سوی دولت و حکومت از مجرای سازوکارها و موسسات مختلف تامين می شود و مردم نهاد معرفی کردن سازمانهای برگزار کننده نادرست است؛

3. هدف اصلی اين مسابقات نه واکنش به کارتونهای پيامبر اسلام بلکه برای نفی هولوکاست و موجوديت دولت مشروع اسرائيل است؛

4. مضامين کارتونها تحريک دشمنی عليه يهوديان و شهروندان اسرائيل است و ايدههای عرضه شده در آنهابا مشاهدات تاريخی، اجتماعی و سياسی تاييد نمی شود؛

5. گرچه برخی از کارتونيستهای شناخته شدهی ايرانی و منتقدان هنری مستقل اين مسابقات را محکوم کردهاند گروههای سياسی و نهادهای مدنی ايرانی در اين مورد سکوت کردهاند.

6. اين تبليغات سياسی به يک جناح سياسی خاص در ايران تعلق ندارد و همهی جناحهای درگير در حکومت که با نظرات خامنهای موافقاند با اين تبليغات همراهی دارند؛ و

7. تغيير دولتها (مديريت قوهی مجريه) در ايران به هيچ وجه سياست تبليغاتی و خارجی رژيم را که ازسوی خامنهای تعيين می شود­ از جمله تحريف هولوکاست­ تغيير نداده و نمی دهد؛ تفاوتها عمدتا متوجه به بزک کردن يا عريان نشان چهرهی نظام و سياستهايش در خارج کشور است.

دورهی اول مسابقهی هولوکاست در سال 1384 يعنی اولين سال رياست جمهوری محمود احمدی نژاد توسط موسسه همشهری و سايت ايران کارتون برگزار شد. بنا به ادعای برگزار کنندگان، 1193 اثر از 63 کشور در اين مسابقه شرکت کردند. گزيدهی اين آثار در نمايشگاهی در مرکر فرهنگی و هنری صبا در مردادماه 1385 به نمايش درآمد. در آذر ماه همان سال يک همايش دو روزه نيز در بارهی هولوکاست در تهران با مديريت و تامين مالی دولتی تشکيل شد. اين همايش با ديدار شرکت کنندگان با محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران به کار خ و د پ ا ي ا ن د ا د​ .​ ا ي ن ف ع ا ل ي ت ه ا ک ه ک ل ي د آ ن ا ز ا ب ت د ا ی د و ر ه ی ش ه ر د ا ر ی ا ح م د ی ن ژ ا د ز د ه ش د ه ب و د ن ش ا ن ا ز ي ک م ج م و ع ه سياست و برنامهی مشخص برای نفی هولوکاست در سالهای اول روی کار آمدن دولت احمدی نژاد داشت.

قرار است يازدهمين نمايشگاه بينالمللی دوسالانه کاريکاتور با موضوع »هولوکاست« در بهار سال 1395 (از 25 ارديبهشت) برگزار شود که اين دومين دور مسابقهی کاريکاتور هولوکاست هم هست. بنا به ادعای برگزار کنندگان، در مسابقهی دوم 845 اثر از 50 کشور شرکت کردهاند. )فارس 10 اسفند 1394( بخش کاريکاتور چهره هم به دور دوم مسابقه افزوده شده است. اول قرار بود به 3 اثر برگزيدهی اين مسابقه جايزههايی به ميزان 12 هزار، 8 هزار و 5 هزار دلار پرداخت شود اما موسسهی اوج اين جوايز را بعدا دو برابر کرد. رقم پنجاه هزار دلار جايزه در حالی پرداخت می شود که دو سوم خانوارها در ايران )با بعد تقريبا چهار نفر( با روزی کمتر از 7.5 دلار زندگی می کنند. نمايشگاه دوم با ۱۰۲ اثر کارتون و ۵۰ اثر کاريکاتور چهره با محوريت نتانياهو در محل حوزه ی هنری سازمان تبليغات اسلامی برگزار می شود.

اهداف

سه دسته هدف متفاوت برای برگزاری اين دو مسابقه و نمايشگاههای آن در آثار عرضه شده و بيان برگزارکنندگان مشاهده می شود:

1. واکنش به کارتونهای اروپايی مربوط به پيامبر. اولين هدف از برگزاری مسابقه و نمايشگاه مثل همهی فعاليتهای تبليغاتی در جمهوری اسلامی واکنش به کارهايی است که مورد قبول مقامات رژيم نبوده است. آنها اصولا در فعاليت تبليغاتی عکس العملی بودهاند: "حدود 10 سال گذشته نشريه دانمارکی »يولاندز پوستن« 12 طرح توهينآميز به پيامبر اسلام منتشر کرد ما هم در واکنش به اين ادعا که در غرب هميشه اعلام میشود آزادی حد و مرزی ندارد و میتوان راجع به هر چيزی کار کرد، اقدام به برگزاری نخستين دوره از مسابقه کاريکاتور هولوکاست کرديم. در اتفاق دوم هم نشريه شارلی ابدو با تيراژ 5 ميليون طرح بسيار توهين آميز نسبت به پيامبر اسلام چاپ کرد. بنابراين با 10 سال فاصله مسابقه دوم را برگزار کرديم." )خبرگزاری فارس، 10 اسفند 1394(

2. نفی موجوديت اسرائيل. نفی موجوديت اسرائيل بيت الغزل فعاليتهای تبليغاتی جمهوری اسلامی در منطقهی خاورميانه و اروپاست. جمهوری اسلامی با تحريک تنفر و دشمنی نسبت به اسرائيل و قوم يهود می خواهد اسلامگرايان را در زير پرچم خود گرد آورد. موضوع هولوکاست نيز با همين هدف مورد توجه قرار گرفته شده است. چرا تمرکز بر موضوع هولوکاست برای نفی موجوديت اسرائيل؟ "چون شاکله رژيم صهيونيستی برمبنای هولوکاست است." )مسعود شجاعی طباطبايی، دبير مسابقهی هولوکاست،کيهان، 9 اسفند 1394(؛ "هولوکاست هم دروغ بزرگ صهيونيسم برای اشغال فلسطين است." )فارس، 4 بهمن 1393(

3. نفی هولوکاست. هدف اصلی برگزاری مسابقه و نمايشگاه هولوکاست نفی اين رخداد و دروغ خواندن آن بوده است. با همين هدف بود که برگزارکنندگان توانستند توجه احمدی نژاد و تيم وی را در شهرداری و دولت برای تامين بودجه و اخذ موجوزهای لازم جلب کنند. برگزار کنندگان رهنمودهای رهبر جمهوری اسلامی و رئيس دولت هشتم جمهوری اسلامی را پيگيری می کردند که هر دو هولوکاست را افسانه و دروغ ناميدهاند. اصولا در جمهوری اسلامی برنامههای تبليغاتی برای پيگيری دستورات و منويات محفوف يا تصريح شده در سخنان مقامات بالای کشور طراحی و اجرا می شود و هدف از اين مسابقه نيز اجرای منويات رهبر و رئيس دولت بوده است.

ادعای دبير اين مسابقات در مواجهه با خبرنگاران اين است که هدف از برگزاری مسابقه و نمايشگاه نفی هولوکاست نيست بلکه نقد آزادی بيان در کشورهای "حامی صهيونيسم" است. اولا در رسانههای رسمی داخل کشور اين مسابقه به همين معنای نفی هولوکاست گرفته شده و در گزارشهای مربوط به آن از عنوان "افسانهی هولوکاست" استفاده می شده است. خود سايت ايران کارتون که برگزار کنندهی دور اول اين مسابقه بوده از هولوکاست با عنوان افسانه نام می برد. يکی از آثار دبير اين مسابقه به صراحت از هولوکاست با صفت دروغ ياد می کند. 

دروغ سنج برای هولوكاست اثرسيد مسعود شجاعی طباطبايی

اميد مهدینژاد در مقدمه کتابی تحت عنوان هولوکاست که بخشی از کارتونهای هولوکاست را منتشر کرده می نويسد: "در اين کتاب تلاش شده است تا دروغ آشکار »کشته شدن برنامهريزی شدۀ شش ميليون يهودی در جنگ جهانی دوم«، موسوم به »هولوکاست« به نقد کشيده شود. دروغی که امروز آنقدر آشکار است که نيازی به توضيح مجدد از جانب هيچکس ندارد. دروغی که صهيونيستهای اشغالگر فلسطين، با اتکاء بر آن، سالهاست اشغال فلسطين و جناياتی را که از آن زمان تا کنون در اين سرزمين انجام دادهاند، توجيه میکنند." دوم آن که تبری جستن مقامات وزارت خارجه از اين مسابقات در دوران دولت روحانی دقيقا بر خلاف سخن اعلام شده است. اگر اين مسابقه و نمايشگاه آن نافی هولوکاست نيست چرا محمد جواد ظريف از آن تبری می جويد؟ و سوم آن که وقتی ديگر سخنان دبير اين مسابقه را لحاظ کنيم مشخص می شود که ادعاهای وی چندان پايه و اساسی ندارد.

سه دسته اهداف فوق که برای توجيه اين مسابقه و نمايشگاه ذکر شدهاند در يک سطح نيستند. هدف اول اصولا ربطی به نتيجهی آن ندارد. واکنش به کارتون های ترسيم کنندهی پيامبر اسلام ضرورتا مستلزم پرداختن به هولوکاست نيست چون به اين کارتونها با صدها روش ديگر هم می توان واکنش نشان داد. به همين دليل می توان هدف اصلی مسابقات را همچنان که در فعاليتهای تبليغاتی مربوط به آن نيز آمده نفی هولوکاست و افسانه خواندن آن و هدف فرعی را نفی موجوديت دولت اسرائيل دانست. وقتی نفی موجوديت اسرائيل از مبانی سياست منطقهای جمهوری اسلامی باشد طبعا آن را بايد در هر گونه فعاليت تبليغاتی رژيم مشاهده کرد.

سه دسته اهداف فوق با هم سازگار نيز نيستند و انگيزههای کاملا متفاوتی را منعکس می کنند. حتی هدف ذکر شده با روش در پيش گرفته شده همخوانی ندارد. نفی هولوکاست اصولا نمی تواند پاسخ مناسبی به کارتونهای کشيده شده يا نسبت داده شده به پيامبر اسلام باشد. همچنين حتی با نفی هولوکاست موجوديت اسرائيل نفی نمی شود چون دولت اسرائيل صرفا با هدف يادآوری اين رويداد تاسيس نشده يا مبنای مشروعيت آن اين رويداد نيست تا با نفی آن موجوديت اسرائيل نفی شود.

تامين کنندگان مالی

فعاليتهايی از جنس مسابقات و نمايشگاههای هولوکاست در ايران اصولا از جنس تبليغات سياسی (پروپاگاندا) هستند و نه اطلاع رسانی، سرگرمی يا آگاهی بخشی. گرچه هيچگاه به ميزان هزينهی اين فعاليتها اشارهای نمی

شود و کمتر از تامين کنندگان منابع مالی برگزاری مسابقه و نمايشگاههای مربوطه سخن گفته می شود، هزينهی اين گونه فعاليتها به طور کامل توسط حکومت، دولت يا بخش عمومی تحت کنترل دولت پرداخت می شود. هيچ موسسهی خصوصی يا غير انتفاعی يا عمومی غير وابسته به دولت در اين حوزه هزينه نمی کند چون نه انگيزهای در اين بخشها برای فعاليت تبليغاتی ايدئولوژيک وجود دارد، نه اين گونه فعاليتها از طريق بخش خصوصی درآمد زاست و نه سازوکاری (مثل تخفيفهای مالياتی) برای تشويق اين گونه فعاليتها در بخش غير دولتی در ايران وجود دارد.

موسسهی همشهری که دورهی اول مسابقات را حمايت مالی کرد يک موسسهی تبليغاتی وابسته به شهرداری تهران است. اين موسسه در دورهای که محمود احمدی نژاد شهردار تهران بود )1382 تا 1384( اصولا به يک پايگاه تبليغاتی در خدمت نظاميگرايان تبديل شد. ديگر تامين کننده و برگزار کنندهی دورهی اول مسابقات خانهی کاريکاتور ايران بود که به گفتهی مديران اين موسسه امکانات مالی آن از سوی شهرداری تهران تامين می شود.

شهرداری تهران و ديگر شهرداریها در ايران نهاد غير انتفاعی و عمومی نيستند و مستقيما توسط حکومت اداره می شوند. دولت جمهوری اسلامی و دفتر خامنهای در انتخاب شهردار تهران مستقيما دخالت می کنند و دارای اين قدرت هستند که اعضای شوراهای شهر و شهرداران را برکنار کنند. محمد باقر قاليباف­ شهردار تهران از سال 1384 تا کنون­ از نزديکان خامنهای و سردار سابق سپاه است و با اشارهی مستقيم خامنهای حتی در دوران اکثريت اصلاح طلبان در شورا به اين مقام انتخاب شده است. در انتخاباتات شورای شهر نيز همانند ديگر انتخابات کسانی که باورمند به نظام و ايدئولوژی آن نباشند و به ولی فقيه التزام عملی نداشته باشند رد صلاحيت می شوند. خامنهای در امور جاری شهرداری تهران مثل امور ديگر کشور دخالت مستقيم می کند. در دوران شهرداری کرباسچی تلاش شد محمد واعظی رئيس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران که بسيار به علی خامنهای نزديک است برکنار شود اما شهردار تهران بدين کار موفق نشد. فعاليت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و فرهنگسراها و خانههای فرهنگ در تهران زير نظر خامنهای و نزديکانش انجام می شود.

مرکز فرهنگی و هنری صبا که محل نمايشگاه دور اول مسابقهی هولوکاست بود وابسته به فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی است که يک موسسهی کاملا دولتی است و بودجهی آن توسط دولت تامين می شود و اعضای آن نيز منصوب مقامات عالی رتبهی نظام هستند.

موسسهی فرهنگی هنری صبا

دورهی دوم اين مسابقات نيز توسط موسسهی هنری و رسانهای اوج و مؤسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی يا مجموعهی فرهنگی شهدای هفتم تير )سرچشمه( حمايت مالی شده است. موسسهی اول از نظر مالی وابسته به نهادهای نظامی و امنيتی و موسسهی دوم وابسته به سازمان تبليغات اسلامی است. جوايز آثار برگزيده »دومين مسابقه بينالمللی کارتون هولوکاست« با حمايت سازمان هنری و رسانهای اوج پرداخت می شود.

سايت اينترنتی موسسهی اوج نه در مورد بنيانگذاران و اداره کنندگان اين موسسه و نه منبع و ميزان منابع مالی آن هيچ اطلاعی به دست نمی دهد اما نوع آثار توليد شده و نحوهی فعاليت اين موسسه )بدون هيچ تبليغ تجاری و بدون هيچ رديف بودجه در بودجهی مصوب مجلس( نشان می دهد که اين موسسه وابسته به نهادهای نظامی و امنيتی کشور است. اين موسسه در دوران مذاکرات اتمی از مخالفان جدی اين مذاکرات بود و هيچ گونه محدوديتی را بر اين برنامه نمی خواست. در موضوعات ديگر مورد بحث در کشور نيز اين موسسه معمولا مبلغ ايدئولوژی اسلامگرايی نظاميگراست. با توجه به توليد فيلم، تهيهی پوستر، بنرها و بيلبوردهای خيابانی و نمايش آنها و توليد آثار نوشتاری، اين موسسه بايد سالانه دهها ميليارد تومان بودجه داشته باشد.

رمضان شريف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران درباره نسبت موسسهی اوج با سپاه پاسداران​می گويد: "موسسه اوج از همان آغاز جهت گيری معينی را برای فعاليت در حوزه انقلاب، دفاع مقدس و بيداری اسلامی اعلام کرد که هر سه حوزه چسبندگی خاصی با حوزه فعاليت های سپاه پاسداران دارد. از اين منظر بدون همکاری تنگاتنگ و حمايت های نهادهايی مانند سپاه و ارتش اين فعاليت به ثمر نمی رسيد. اين موسسه به اعتبار نوع تعريفی که از فعاليت های خود داشته توانسته بيشتر از امکانات حمايتی سپاه بهره مند شود و به اين اعتبار اگر در آينده افراد ديگری هم بخواهند فعاليتهايی با همين مختصات داشته باشند می توانند از اين حمايت ها بهره مند شوند." )مهر 19 آبان 1393( اين مسئول سپاه به صراحت از تامين مالی اين موسسه توسط سپاه سخن گفته است. موسسهی اوج به روايت خبرگزاریها و سايتهای خبری داخل کشور پروژههای تبليغاتی سپاه و بسيج را​انجام می دهد.

سازمان هنری و رسانهای اوج

موسسهی فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی نيز در سايت اينترنتی خود هيچ توضيحی در مورد ميزان منابع مالی آن يا بيلان مالی سالانه به دست نمی دهد. اين موسسه نيز شبيه موسسهی اوج بودجهی صريح دولتی در بودجهی سالانه ندارد و هيچ موسسهی خصوصی، بنياد يا شرکتی نيز از آن اعلام حمايت نکرده است. مديران اين موسسه و فعالان و چهرههای آن از نيروهای نظاميگرايی هستند که هميشه با سازمانهای نظامی و امنيتی در ارتباط بودهاند. بنا به بخش معرفی اين مجموعه در سايت اينترنتی خود آن "مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۱ در محل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به بهرهبرداری رسيد. اين مجموعه با هدف حفظ فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه و انتقال ارزشهای والای انقلاب اسلامی از نسل مبعوث به نسل وارث ساخته شده است... اين مجموعه ... با همت انقلابی مرحوم حاج احمد قديريان و شهرداری تهران ساخته شد و زير نظر سازمان تبليغات اسلامی اداره میشود." سازمان تبليغات اسلامی بودجهی خود را از دولت دريافت می کند و شهرداری تهران نيز يک سازمان شبه دولتی در ايران است.

موسسهی فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه)

نمايشگاههای دوسالانهی کاريکاتور که قرار است دورهی جديد آن به موضوع هولوکاست اختصاص يابد اصولا

يک نمايشگاه دولتی است و هزينههای آن از سوی وزارت ارشاد تامين می شود. اصولا در ايران هيچ مسابقه و نمايشگاهی بدون مجوز وزارت ارشاد قابل برگزار شدن نيست. برگزارکنندگان اين مسابقات و نمايشگاهها آن قدر قدرتمند هستند که وزارت ارشاد نمی تواند از دادن مجوز به آنها خودداری کند. محل برگزاری نمايشگاه دوم موزهی فلسطين خواهد بود. موزهی فلسطين هم مانند مرکز صبا بخشی از فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی است.

حتی اگر وزارت ارشاد به مسابقه و نمايشگاهی و کنسرتی مجوز بدهد و رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه و بسيجيان و روحانيون با نفوذ با آن مخالف باشند جلوی کار آن گرفته می شود. بدين ترتيب مقامات دولتی و حکومتی نمی توانند ادعا کنند که کاری بر خلاف نظر آنها انجام شده است.

موسسان و اداره کنندگان موسساتی مثل خانهی کاريکاتور ايران، موسسهی اوج و موسسهی فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی همه از نيروهای معروف به حزب اللهی و سرکوبگر در بخش فرهنگ هستند. اين نيروها در ايران به اعضای حزب پادگانی معروفند که از سوی بيت رهبری و نهادهای نظامی و امنيتی و انتظامی در هر گونه عمليات خود حمايت می شوند. آنها همه سابقهی بر هم زدن جلسات فرهنگی، آتش زدن کتابفروشی، بر هم زدن کنسرتهای موسيقی و پرونده سازی عليه روزنامه نگاران را در پروندهی خود دارند. دفتر علی خامنهای توجه ويژهای به اين نيروها دارد و از آنها در همهی فعاليتهايشان حمايت مالی و امنيتی می کند.محمد رضا زائری مدير مسئول موسسهی سرچشمه از کسانی است که سالها در لبنان با حزب االله اين کشور همکاری داشته است.

غير از فعاليتهای منفی و مخرب، اين افراد و موسسات مربوطه مستقيما در پی ترويج همهی رهنمودها و سياستهای رهبر جمهوری اسلامی هستند و تصور اين که اين موسسات از سوی رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای تحت نظر وی حمايت مالی و تدارکاتی نشوند غير ممکن است. موضوعات محوری تبليغاتی در فعاليتهای اين موسسات عبارتند از تهاجم فرهنگی، سبک زندگی اسلامی، غرب ستيزی، و بسط اسلامگرايی در ايران و کشورهای ديگر. اين گونه افراد در واقع بخش تبليغاتی نهادهای نظامی در کشور هستند.

محمد جواد ظريف وزير خارجه ايران در مصاحبهای با نشريهی نيويورکر گفته است دولت اين کشور هيچ کنترلی بر مسابقههای کاريکاتور هولوکاست ندارد و از آن حمايت هم نمیکند. او می گويد اين نمايشگاه را گروهی غيردولتی برگزار میکند و سازمان غيردولتی که نمايشگاه را برگزار میکند »نيازی به مجوز« برای انجام آن ندارد و وزارت خارجه تنها قادر است رواديد صادر کند. ظريف در اين ادعای دروغ همان ادعای نادرست دبير دومين مسابقهی هولوکاست را تکرار می کند که "اين نمايشگاه ارتباطی با دولت ندارد و سازمانهای مردم نهاد حامی اقدام ما هستند."

در اين سخن ظريف سه قلب واقعيت و خلط وجود دارد. واقعيت اول قلب شده اين که برگزاری هر مسابقهی فرهنگی و هنری و هر نمايشگاهی در ايران نياز به مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد و اين نمايشگاه استثنا نيست. از جمله شرايط کسب آن نيز »توهين نکردن به اعتقادات و ديدگاهها« از طريق »صوتی، تصويری، نقاشی يا کاريکاتور« است. اين امر در شرايط اخذ​مجوز برگزاری نمايشگاه فرهنگی در پورتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ذکر شده است.

خلط دوم در واقع خلط ميان غير دولتی و حکومتی است. برگزار کنندگان نمايشگاه تحت مديريت و بودجهی قوهی مجريه نيستند )که در ايران گاه از آن با عنوان دولت ياد می شود( اما تحت نظر حکومت هستند که نهادهای نظامی و امنيتی و قضايی را تحت نظر دارد. موسسهی هنری و رسانه ایاوج غير دولتی )به معنای قوهی مجريه( است

.اما حکومتی است به اين معنا که نه بخش خصوصی است و نهادی مدنی مستقل از حکومت و دولت

خلط سوم خلط ميان رابطهی برگزار کنندگان با حکومت است. ظريف در اين مصاحبه برگزار کنندگان را با گروههای نژاد پرست در امريکا مقايسه می کند اما او نمی گويد که برگزار کنندگان مسابقه در ايران از نزديکان علی خامنهای و دفتر وی هستند در حالی که کوکلوس کلانها هيچ رابطهای با دولت امريکا ندارند. بنا به اين مقايسهی ظريف، روحانيون و مقامات عالی حکومتی در ايران که همه حامی اين مسابقه و نمايشگاه هستند نژاد

.پرست و انسان هراس هستند که ناقض سخنان و مواضع ديگر وی است

مضامين

مضامين اين مسابقات و آثار عرضه شده را در شش مقوله می توان طبقه بندی کرد:

1. هولوکاست فلسطينيان توسط اسرائيل،

2. مساوی بودن صهيونيزم با نازيسم،

3. استفادهی ابزاری از هولوکاست برای توجيه کشتار فلسطينيان،

4. توجيه موجوديت اسرائيل با هولوکاست،

5. دروغ هولوکاست،

6. دروغ آزادی بيان در غرب.

هيچ يک از اين موضوعات نتيجه گيری تحقيقات تاريخی و اجتماعی نيستند و بيشتر شبيه کارتونهای اغراق آميز و فريب دهندهاند تا واقعيت تاريخی. مشکل اين کارتونها آن است که از يک رسانهی مبتنی بر اغراق و مبالغه برای بيان مطالبی که مدعی واقعيت آنها هستند استفاده می کنند. مخاطب نمی داند پيام اين کارتونها را بايد جدی بگيرد يا شوخی. اساسا مشکل ايدئولوژیهايی مثل اسلامگرايی يا کمونيسم اين است که از همهی مجاری رسانهای از جمله نوع کمدی آن برای تبليغات مبتنی بر دروغ آن هم با ادعای اطلاع رسانی و انتقال پيامهای واقع نما استفاده می کنند. مرز ميان اطلاع رسانی و تبليغات در رسانههای دولتی جمهوری اسلامی به شدت در هم ريخته شده است.

برخورد جامعه

ميزان بازديد از نمايشگاه هولوکاست توسط هيچ مرجع مستقلی گزارش نشده است. هيچ نظر سنجیای نشان نمی دهد که بازديدکنندگان به اهداف برگزار کنندگان باور داشتهاند. بسياری از بازديدکنندگان صرفا برای ارضای کنجکاوی به اين گونه نمايشگاههای دولتی می روند. همچنين مجانی بودن بازديد از اين نمايشگاهها گروههايی مثل دانشجويان و دانش آموزان را به بازديد تشويق می کند. دانش آموزان معمولا توسط مديران و معلمان به اين گونه نمايشگاها برده می شوند.

هيچ نظر سنجی مستقلی در ايران نشان نمی دهد که مردم ايران چه اطلاع و نگرشی به اين مسابقات، نمايشگاهها و کارتون ها و موضع مقامات و نهادهای در رد هولوکاست داشتهاند و دارند.

هيچ تحليل گر مستقل آثار گرافيک در ايران يا خارج ايران مروری بر آثار اين مسابقه يا نمايشگاه منتشر نکرده است. به نظر می آيد که جامعهی گرافيستها و کاتونيستها در ايران و خارج ايران با آثار اين نمايشگاه و مسابقه به عنوان فعاليتی تبليغاتی نگاه کرده است. بی توجهی منتقدان هنری به اين آثار نشان می دهد که کارتونهای عرضه شده و نمايش داده شده از کيفيت هنری بسيار پايينی رخوردار بودهاند. کارتونيستهای شناخته شدهی ايرانی مثل نيک اهنگ کوثر و مانا نيستانی اين مسابقات را محکوم کردهاند.

متاسفانه جريانهای سياسی در ايران در برابر اين مسابقات و نمايشگاهها سکوت کردهاند. جريان چپ مذهبی و سکولار در ايران هميشه همراه با سياست ضد امپرياليستیاش گرايش ضد اسرائيلی و حتی ضد يهودی نيز داشته است. اين جريان اسرائيل را پايگاه ايالات متحده در خاورميانه می داند و نه يک کشور مستقل. حتی جريانهای مليگرای سکولار با رهيافت عامه گرايانه برای عدم مخالفت با توده (به تصور خود همراه با روحانيت) از انتقاد از جريانهای ضد اسرائيلی و ضد يهود پرهيز می کنند.

تغيير دولتها و مسابقات هولوکاست

با روی کار آمدن دولت روحانی عدهای انتظار داشتند که ماجرای انکار هولوکاست از سوی نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی به کناری نهاده شود. اين انتظار ناشی از عدم شناخت جناحهای حکومتی و ساختار قدرت در ايران است. انکار هولوکاست موضع ولی فقيه و حکومت است و هيچ دولتی نمی تواند آن را به حاشيه براند. تنها اتفاقی که با روی کار آمدن دولت روحانی افتاده آن است که رئيس جمهور و وزير خارجه به صراحت اين رويداد را انکار نمی کنند و آن را افسانه نمی خوانند.

وزارت خارجهی جمهوری اسلامی در دوران ظريف تلاش می کند از اين موضوع فاصله بگيرد و سلبا يا ايجابا در مورد آن موضعی نگيرد. به همين دليل ظريف در مورد نمايشگاه دوم هولوکاست می گويد: "دولت روحانی از نمايشگاه کارتون هولوکاست در ايران حمايت نمیکند." او البته بلافاصله اين سخن نادرست را عرضه می کند که "برگزاری چنين نمايشگاههايی در ايران نيازی به مجوز دولتی ندارد."

اما اين موضع با رفتار دولت روحانی هماهنگ نيست. در ايران هر نمايشگاه و مسابقهای که برگزار می شود بايد مورد تاييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد و همين نمايشگاه هم با مجوز و کمک دولت برکزار می شود. دبير مسابقهی هولوکاست در نقد سخنان ظريف در مقايسه کردن برگزار کنندگان مسابقه با نژاد پرستان

امريکايی­که برای مخاطب امريکايی و اروپايی بيان شده­ به همين دوگانگی اشاره می کند: "وزير امور خارجه در آن مصاحبه [با نيويورکر] عنوان کرده که اين نمايشگاه از سوی دولت تاييد نمی شود و اين مسئله نظر شخصی وی به شمار می رود؛.. ما با وزارت ارشاد همکاری داريم و مسئولان بخش تجسمی کشور در جريان اين فعاليت هستند و همه می دانند که اين نمايشگاه از موضع عزتمندانه است؛ بنابراين صحبت های وزير امور خارجه با وزارت ارشاد همخوانی ندارد." (تسنيم 8 ارديبهشت 1395) در نهايت حداکثر مخالفت وزير خارجه عدم حضور در افتتاحيهی نمايشگاه است در حالی که از وی دعوتی هم به عمل نيامده است.

در نشستهای مربوط به ترويج اين مسابقات هم چهرههای جريان اقتدارگرا و هم چهرههای جريان اصلاح طلب (مثل محمد قوچانی سردبير برخی از نشريات اصلاح طلب) حضور داشتهاند. نفی هولوکاست و مخالفت با موجوديت اسرائيل به هيچ جناح خاصی در کشور اختصاص ندارد. اصلاح طلبان مذهبی همه حامی سياست خارجی جمهوری اسلامی در نفی اسرائيل و حمايت از دشمنان سرسخت اسرائيل مثل حزب االله لبنان و حماس هستند. تنها تفاوت ميان اصلاح طلبان و اعتداليون از يک سو و جناح مقابل در اين است که اصلاح طلبان به دليل عملگرايی و مصلحتگرايی بيشتر نفی هولوکاست را از حيث تحميل هزينه به کشور به صلاح نمی دانند در حالی که جناح مقابل آن را در راستای افزايش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه و در ميان دشمنان ايالات متحده و اسرائيل می داند و اقداماتی مثل برگزاری نمايشگاه و مسابقهی هولوکاست را به نفع پيشبرد اهداف و راهبردهای جمهوری اسلامی در مديريت جهانی تلقی می کند. 

https://www.ushmm.org/confront-antisemitism/holocaust-denial-and-distort...

آيا می‌دانستيد؟

در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد