چهل پرسش، چهل پاسخ درباره هولوکاست

شما اینجا هستید

منبع : 
بنیاد علاء‌الدین

در باره یهودیان و دین یهود

 1  یهودی کیست؟

بنا بر سنن کلیمیان، یهودی کسی است که از مادر یهودی زاده شود و یا بر اساس آداب و مناسک بسیار دقیقی به دین یهود بگرود.  برای یهودی بودن نیاز نیست که فرد به مناسک مذهبی پایبند باشد و یهودیانی که متدین نیستند را یهودیان سکولار یا غیرمذهبی می خوانند. دین یهود طیف گسترده ای از نحله ها و فرق مختلف را شامل می شود که از یهودیت  ارتدکس تا مکاتب محافظه کار و لیبرال را در بر می گیرد.

2  جمعیت کنونی یهودیان جهان چیست؟

یهودیان در سراسر جهان حدود 13 میلیون نفر می باشند که بخش اندکی از جمعیت شش میلیارد و ششصد میلیونی کره زمین را تشکیل می دهد. حدود نیمی از آنان در اسراییل زندگی می کنند و کشورهای آمریکا، روسیه و فرانسه نیز جمعیت یهودی نسبتاً درخور توجهی دارند. در سی سال اخیر جمعیت یهودیان تنها دو درصد رشد داشته، در حالی که جمعیت جهان در همین مدت 60 درصد افزایش یافته است.

3  آیا یهودیان یک نژادند؟

خیر. از نظر علم زیست شناسی یا بیولوژی، تنها یک نژاد وجود دارد و آن نژاد انسانی است. اما در اواخر قرن نوزدهم میلادی و نیمه اول قرن بیستم، برخی دانشمندان بانفوذ اروپایی بر آن شدند که برتری نژاد خودشان یعنی سفیدپوستان را از نظر علمی ثابت کنند. نظریه های آنان در دهه 1930 و 1940 از سوی نازیها مورد استفاده قرار گرفت تا میان نژاد آریاییها و سایر نژادها تفاوت قایل شوند. نازیها که ایدئولوژی خود را بر پایه برتری نژادی بنا نهادند، تئوری "نردبان نژادها" را مطرح کردند که آریاییها را در بالاترین سطح و نژاد سامی را در پایین ترین پله نردبان قرار می داد. دانش نوین و تحقیقات گسترده ای که در زمینه ژنتیک صورت گرفته به روشنی اثبات کرده است که طبقه بندیهای نژادی هیچ پایه علمی ندارد و بنی بشر با هر تنوعی در رنگ پوست و سایر تفاوتهای ظاهری از یک نژاد می باشد.

4  یهودستیزی چیست؟

یهودستیزی یا آنتی-سمیتیسم به معنی نفرت و بیزاری از یهودیان و دشمنی و عداوت با پیروان دین حضرت موسی (ع) است. این واژه ابتدا در دهه 1880 میلادی با مقاله ها و اعلامیه های یک خبرنگار آلمانی به نام ویلهلم مار که پدر یهودستیزی نام گرفته است، رواج یافت. هر چند یهودستزی سیاسی در قرن نوزدهم پدیدار گشت، اما دشمنی و عناد مذهبی با یهودیان که در کلیسای مسیحی پایه گذاری شد از دوران کهن تا قرون وسطی و مابعد نیز وجود داشته است. مشروعیت یهودستیزی کلیسا  بر اساس این اتهام بود که یهودیان رومیها را به قتل عیسی مسیح برانگیختند.

5  آیا یهودیان برای حکمفرمایی بر جهان توطئه نکرده اند؟

هر چند یهودستیزی تاریخی طولانی دارد، اما این نظریه که یهودیان در حال توطئه برای حاکم شدن بر جهان هستند تنها از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شیوع پیدا کرد. در آغاز قرن بیستم در روسیه کتابی منتشر شد با عنوان "پروتکلهای بزرگان صهیون" که پیامدهای بسیار گسترده ای داشت و باعث شیوع افسانه ای گردید که بعدها به رکن مهمی از تبلیغات نازیها علیه یهودیان تبدیل شد. پلیس مخفی حکومت تزاری در روسیه امیدوار بود که با تولید و نشر وسیع این کتاب اذهان عمومی این کشور را از بحرانهای عمیقی که جامعه را در چنگ می فشرد منحرف و یهودیان را باعث و بانی مشکلات روسیه معرفی کند.  کتاب "پروتکلهای بزرگان صهیون" حاوی گزارشی مجعول از بیست و چهار جلسه سری "بزرگان صهیون" است که طی آن این گروه ساختگی از یهودیان ثروتمند برای نابودی جهان مسیحیت و ایجاد نظم جهانی یهودی توطئه می کنند.  کتاب پروتکلها نخستین بار به صورت پاورقی در یک روزنامه چاپ سن پترزبورگ در سال 1903 منتشر شد و در سالهای بعد ویرایشهای مختلفی از آن که اغلب با یکدیگر اختلافهای فاحشی داشتند به چاپ رسید.

کتاب پروتکلها که به زبانهای فارسی و عربی نیز ترجمه شده وسیعا در کشورهای مسلمان منتشر شده و چه اسفناک که چنین جعلیات رسوایی به عاملی برای گمراه کردن افکار عمومی مسلمانان تبدیل شده است. در ایران این کتاب با نام "پروتکلهای دانشوران صهیون، برنامه عمل صهیونیسم جهانی" توسط آستان قدس رضوی در تیراژ بسیار بالایی به نشر رسیده است. در سال 2002 تلویزیون مصر یک سریال تلویزیونی تحت عنوان "سوارکار بدون اسب" به نمایش گذاشت که بر مبنای کتاب پروتکلها تولید شده بود و بعد از مصر در برخی کشورهای عربی دیگر نیز روی پرده تلویزیون آمد. به این ترتیب جعلیات پلیس مخفی تزار یک قرن بعد از انتشار همچنان ابزاری در دست یهودستیزان  باقی مانده است.

6  آیا سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا تحت سلطه یهودیان است؟

در آمریکا فعالیت لابی های سیاسی امری نهادینه است.  گروههای سازمانیافته که هدفشان ترویج و ارتقای منافع مشخصی است، در این کشور رسما ثبت شده و می بایست مطابق قوانین آمریکا با شفافیت و علنیت کامل فعالیت کنند. در آمریکا گروههای لابی حامی اعراب و حامی ایران و همچنین حامی یهودیان به فعالیت مشغولند. البته درست تر است که به جای لابی حامی یهودیان بگوییم لابی حامی اسراییل. جالب اینجا است که مسیحیان انجیلی در آمریکا نقش بسیار برجسته ای در لابی حامی اسراییل در این کشور ایفا می کنند. در آمریکا حدود هفت میلیون یهودی وجود دارد که دو و نیم درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند.  یهودیان آمریکا به طیف گسترده ای از تنوعات فکری، سیاسی و فرهنگی تعلق دارند و جامعه متشتتی را تشکیل می دهند. 

نفوذی که لابی حامی اسراییل در واشنگتن بر سیاست آمریکا در خاورمیانه دارد اغلب مورد غلو قرار می گیرد. بررسی گسترده صدها نمونه سیاست گذاری مرتبط با خاورمیانه در آمریکا نشان داد که در حالاتی که نظر رییس جمهور آمریکا با نقطه نظر لابی اصلی حامی اسراییل در واشنگتن یعنی ایپک در تعارض قرار داشته، کنگره آمریکا تنها در 27 درصد موارد جانب ایپک را گرفته است.

 

پرسشهای پایه در باره هولوکاست

7      واژه هولوکاست به چه معنی است؟

منظور از هولوکاست سرکوبی، آزار و در نهایت کشتار حدود شش میلیون یهودی توسط حکومت نازیها و همدستانشان در فاصله سالهای 1933 و 1945 می باشد. نازیها که در ژانویه 1933 در آلمان به قدرت رسیدند معتقد بودند که آلمانیها نژاد برتر می باشند و یهودیان را که از دید آنان نژادی پست بودند تهدیدی برای به اصطلاح جامعه نژادی آلمان قلمداد می کردند. افزون بر یهودیان، نازیها به نابودی کولی ها، لهستانی ها و افرادی که از ناتوانایی های جسمی و روانی رنج می بردند نیز کمر بستند تا سیاست پاکسازی نژادی خود را محقق سازند.

8      "راه حل نهایی" در فرهنگ نازیها چه معنایی داشت؟

نازیها طرحی را که برای نابودی یهودیان اروپا ریخته بودند "راه حل نهایی" می نامیدند. در کنفرانس وانزه که در تاریخ 20 ژانویه 1942 در برلین برگزار گردید، مقامات بلندپایه آلمان نازی به بررسی اجرای آن چه که در این کنفرانس "راه حل نهایی" خوانده می شد، پرداختند. نازیها می خواستند با به کارگیری عبارت "راه حل نهایی" برنامه واقعی شان برای کشتار همه یهودیان اروپا از طریق تیرباران، خفه کردن در اتاقهای گاز و یا سایر ابزارهای مرگ بود را پرده پوشی کنند.  حدود شش میلیون یهودی - از جمله یک و نیم میلیون کودک -  در جریان هولوکاست کشته شدند، یعنی دو سوم جمعیت یهودیان اروپا در آستانه جنگ جهانی دوم. 

9      چه تعداد یهودی در هولوکاست کشته شدند؟

بر اساس آمار و برآوردهای شمار قابل توجهی از محققان و مورخان از کشورهای مختلف جهان، بین 5 تا 6 میلیون یهودی از میان 9 میلیون یهودی آن زمان اروپا در هولوکاست جان باختند. به دست آوردن آمار بسیار دقیق و قطعی جان باختگان هولوکاست ناممکن است، چرا که این کشتارها در هزاران مکان مختلف و به اشکال گوناگون طی یک دوره چهارساله صورت گرفت. تقریبا نیمی از قربانیان یهودی در اردوگاههای کار اجباری یا اردوگاههای مرگ نظیر آشویتس جان باختند. نیمه دیگر را سربازان نازی در جریان اشغال شهرهای کوچک و بزرگ لهستان و اتحاد شوروی و سرزمینهای دیگر قتل عام کردند.

 10  چه اسنادی وجود دارد که ثابت کند این تعداد یهودی توسط نازیها کشته شدند؟

اسناد و مدارک بی شماری در دست است که کشته شدن 5 تا 6 میلیون یهودی به دست نازیها را ثابت می کند، از جمله:

-   آمار افرادی که به اردوگاههای مرگ اصلی منتقل شدند (اردوگاههایی که اساسا برای یهودیان ساخته شده بود)

-   آمار جمعیت یهودیان در اروپا پیش و پس از جنگ جهانی دوم

-   گزارشهای فرماندهان نازی به مقامات مافوق در مورد اردوگاههای مرگ و همچنین پیشرفت کار یگانهای سازمانیافته نازی برای کشتار یهودیان در سرزمینهای تحت اشغال ارتش آلمان

-   شهادتهای رهبران و فرماندهان نازی بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم

-   اسناد جدیدتری نظیر کشف گورهای دستجمعی در اوکراین که نازیها اجساد هزاران یهودی را در آنها مدفون کردند.

علاوه بر این، رهبران نازی در موارد متعددی از سیاست رژیم هیتلری برای نابودی یهودیان سخن گفته اند، از جمله:

-    یوزف گوبلز رهبر ماشین تبلیغاتی هیتلر در خاطراتش نوشته است:

«14 فوریه 1942: پیشوا بار دیگر عزم راسخ خود برای پاکسازی بی رحمانه یهودیان در اروپا را ابراز کرد. نباید در این باره به هیچوجه نازک نارنجی بود. یهودیان مستحق بلایی هستند که بر سرشان نازل شده است. نابودی آنان دست در دست نابودی دشمنانمان پیش خواهد رفت. ما باید با بی رحمی خونسردانه این روند را هر چه سریعتر جلو ببریم.

27 مارس 1942: رویه ای که در پیش گرفته شده بسیار وحشیانه است و بیش از این در اینجا به توصیف جزییاتش نمی پردازم. از یهودیان چیز زیادی به جا نخواهد ماند. در مجموع می توان گفت که حدود 60 درصد آنها باید نابود شوند و حدود 40 درصد برای بیگاری به کار گرفته خواهند شد»

(برگرفته از کتاب خاطرات گوبلز تالیف لوخنر، 1948 ص 86، 147، 148)

هاینریش هیملر رهبر اس اس طی یک سخنرانی برای افسران اس اس در پوزن در 4 اکتبر 1943 که نوار صوتی آن موجود است، چنین گفت:

«اکنون می خواهم راجع به تخلیه یهودیان و ریشه کن کردن قوم یهود صحبت کنم. این از آن حرفها است که به سادگی می شود زد: "یهودیان دارند ریشه کن می شوند". این را همه اعضای حزب (نازی) می گویند و کاملا درست است. این بخشی از طرحهای ما است، ریشه کن کردن یهودیان و نابودی آنها، و ما داریم این کار را می کنیم»

(برگرفته از کتاب "دادگاه جنایتکاران جنگی ردیف اول" 1948، جلد 29، ص 145)

 11  چرا نازیها از میان همه "دشمنان"شان یهودیها را برای نابودی دستچین کردند؟

هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد تا به رویایش برای حکمرانی بر سراسر کره خاک دست یابد. جنگ جهانی دوم حدود 72 میلیون کشته بر جای گذاشت که 47 میلیون غیرنظامی در میانشان بود. در میان این قربانیان شش میلیون یهودی بودند. هیتلر از یهودیان متنفر بود و آنها را به خاطر همه مشکلات جهان مقصر می شمارد. برای همین یهودیان قربانی هولوکاست شدند. هیتلر دوران کودکی و نوجوانی خود را در وین پایتخت اتریش گذراند، جایی که یهودیان نقش بارزی در حیات سیاسی و فرهنگی جامعه ایفا می کردند. هیتلر به خصوص یهودیان را به خاطر شکست آلمان در جنگ جهانی اول ملامت می کرد. او به آلمانیها می گفت که اگر یهودیان و همدستانشان "از پشت به آلمان خنجر نزده بودند"، آلمان جنگ را می برد.

هیتلر چنان نفرت عمیق و خشونت باری از یهودیان در دل داشت که برخی از نویسندگان زندگینامه وی معتقدند هیتلر در حد جنون از یهودیان متنفر بود. آلبرت اشپر وزیر تسلیحات آلمان نازی و از افراد مورد اعتماد هیتلر بود، در سال 1977 نوشت:

«نفرت از یهودیان موتور محرکه و کانون مرکزی هیتلر بود و ای بسا تنها عنصری بود که وی را به حرکت در می آورد. در تحلیل نهایی، مردم آلمان، بزرگی آلمان، عظمت رایش و همه اینها برای او عاری از معنی بود. به این ترتیب، او در آخرین جمله وصیتنامه اش تلاش کرد ما آلمانیها را حتی بعد از سرنگونی حکومتش به نفرتی سبعانه از یهودیان متعهد کند. من در آن جلسه رایشستاگ (پارلمان آلمان در دوران نازیها) در 30 ژانویه 1939 حضور داشتم، همان جا که هیتلر تضمین کرد که در صورت بروز جنگ دیگری، این یهودیان خواهند بود و نه آلمانیها که نابود خواهند شد. هیتلر این جمله را با چنان ایقانی بیان کرد که من هرگز در عزم وی برای اجرای این عمل تردیدی به خود راه ندادم.» 

 12  آیا مردم عادی در آلمان در آن دوران خبر داشتند که بر سر یهودیان چه می آید؟

در سالهای 1930 و قبل از شروع جنگ جهانی دوم، اذیت و آزار و سرکوبی یهودیان و مخالفان نازیها در آلمان امر شناخته شده و آشکاری بود. حتی در کشورهای اروپایی خارج آلمان هم صحنه هایی از حملات نازیها به یهودیان و اماکن و کنیسه هایشان در میان فیلمهای خبری در سینماها نشان داده می شد. اما نازیها تلاش می کردند کشتار یهودیان و سایر نسل کشیهایی که در جریان جنگ صورت گرفت را مخفی نگه دارند. هرچند مردم عادی در آلمان می دانستند که یهودیان دستگیر و همگی به نقاطی در شرق آلمان نازی منتقل شده اند، اما بخش بزرگی از جامعه آلمان از کشتار دستجمعی یهودیان بی خبر بود.

 13   آیا ساکنان کشورهای اروپایی تحت اشغال نازیها از سرنوشت یهودیان در دست آلمانیها خبر داشتند؟

رویکرد مردم در کشورهای مختلف اروپا که به اشغال نازیها در آمده بود در قبال سرکوبی و کشتار یهودیان یکسان نبود. در برخی موارد بومیها مشتاقانه به یاری نازیها شتافتند تا همشهریان و هموطنان یهودی خودشان را قتل عام کنند. در مواردی نیز مردم بومی با به خطر انداختن جانشان به یاری یهودیان شتافتند، اما اغلب اوقات مردم این کشورها نسبت به آنچه آلمانیها بر سر یهودیان آوردند بی تفاوتی نشان دادند. از این رو نمی توان رویکرد اروپاییهای غیر آلمانی در قبال آزار یهودیان توسط نازیها  را به سادگی تعمیم داد. آنچه مسلم است این است که در کشورهای اروپای شرقی نظیر لهستان، روسیه، اوکراین، رومانی و جمهوریهای بالتیک مردم بومی بیشتر در جریان کشتار یهودیان قرار داشتند چرا که اولا این سرزمینها صحنه اصلی نسل کشی یهودیان بود و ثانیا بخشی از اهالی این مناطق در انجام این جنایت با آلمانیها همدستی کردند.  در غرب اروپا مردم بومی اطلاعات بسیار کمتری در مورد نسل کشی یهودیان داشتند. در اینجا نباید از یاد برد که در همه کشورهای اروپایی بودند زنان و مردان دلیری که به بهای به خطر انداختن جان خود یهودیان را از چنگال مرگ نازیها رهاندند. در برخی کشورها گروههایی به یاری یهودیان شتافتند که از جمله می توان از گروه یوپ وسترول در هلند، گروه زگوتا در لهستان، شبکه زیرزمینی آسیسی در ایتالیا و اهالی روستای لوشامبون سور لینیون در فرانسه نام برد.

 14  آیا در جریان قتل عام یهودیان به دست نازیها، کسی به یاری آنها برخاست؟

بله، بسیاری از ساکنان کشورهای تحت اشغال نازیها به یاری یهودیان برخاستند. افراد غیریهودی که با همت شخصی و با خطرپذیری شگرف در جریان هولوکاست به یهودیان کمک کردند "انساندوستان دلیر" لقب گرفته اند. در هر کشوری که به اشغال نازیها درآمد نمونه هایی از این انسانهای شجاع وجود داشت و موزه ملی بزرگداشت خاطره قربانیان هولوکاست در اسراییل که یادواشم نام دارد به این افراد نشان ویژه دلاوری و انسانیت اعطا کرده است. تا این تاریخ یادواشم در پی بررسی دقیق هر پرونده به حدود 10 هزار نفر این نشان را تقدیم کرده است که نام هفتاد مسلمان نیز در این فهرست به چشم می خورد.

 15  آیا می شد به نحوی از انحاء جلوی قتل عام یهودیان را گرفت؟

پاسخ به این سوال دشوار است اما تردیدی نیست که واکنش متفقین در قبال نسل کشی یهودیان اروپا در جریان جنگ ناکافی بود و قویترین صدایی که می توانست از جانب وجدان انسانیت آن زمان برخیزد، یعنی صدای پاپ، به کلی خاموش بود. در بحبوحه جنگ در تاریخ 17 دسامبر 1942 متفقین با صدور بیانیه ای جنایات نازیها علیه یهودیان را محکوم کردند، اما تا سال 1944 موضع دیگری اتخاذ نکردند. متفقین همچنین تلاش نکردند مردم بومی اروپا را از همدستی با نازیها در قتل عام سیستماتیک یهودیان برحذر دارند. برخی معتقدند که اگر متفقین اردوگاههای مرگ نظیر آشویتس را بمباران می کردند ماشین کشتار نازیها کندتر می شد، اما در نهایت اینگونه حملات نمی توانست جلوی نسل کشی یهودیان توسط آلمانیها را بگیرد.

 16  چرا یهودیان هولوکاست را به مثابه یک واقعه منحصر به فرد قلمداد می کنند، در حالی که بی شمارند انسانهایی که در فجایع مختلف در طول تاریخ جان باخته اند؟

از منظر اخلاق، چگونه می توان درد و رنج انسانها را "رده بندی" و شماره گذاری کرد؟ هر فاجعه انسانی و هر نسل کشی با فجایع دیگر و نسل کشی های دیگر شباهتها و تفاوتهایی دارد. اگر مورخان اروپایی بر منحصر به فرد بودن هولوکاست تاکید کرده اند، تنها به این دلیل است که هولوکاست یگانه نمونه ای در تاریخ بشر می باشد که در آن کشوری که خود را در  جرگه ملل به اصطلاح متمدن به شمار می آورد تلاش کرد تا به صورت سیستماتیک همه مردان، زنان و کودکان یک اقلیت قومی یا مذهبی را به خاطر هدفی سیاسی نابود کند و در این راستا به شکار آنان در هر کجا که بودند، از شهرهای پرجمعیت اروپا تا جزایر دوردست یونان، کمر بست. نازیها برای دستیابی به هدفشان یک دستگاه عظیم اداری و نظامی ایجاد کردند تا کشتار انسانهای بیگناه را در ابعاد صنعتی سازمان دهند.

 

هولوکاست چگونه صورت گرفت

  17 در حکومت نازیها، چه تفاوتی میان اردوگاههای کار اجباری و اردوگاههای مرگ وجود داشت؟

نازیها یک نظام اردوگاهی به راه انداختند که شامل اردوگاههای مختلف برای تحقق اهداف گوناگونی می شد. برخی از اردوگاهها تنها برای به کارگیری نیروی کار زندانیان و بیگاری جهت یاری رساندن به ماشین جنگی نازی بنا شده بود و لذا به این اسارتگاهها "اردوگاههای کار اجباری" می گفتند. نازیها همچنین شش "اردوگاه مرگ" در خاک لهستان اشغال شده برای کشتار یهودیان و دیگر قربانیان در مقیاس کلان بر پا کردند.

  18 چرا نازیها اردوگاههای مرگ را خارج از خاک آلمان بنا کردند؟

نازیها با بنای این اردوگاهها در سرزمینهایی که خارج از خاک آلمان بود می خواستند مردم عادی آلمان را از کشتار یهودیان بی خبر نگه دارند. افزون بر این، اکثریت عظیم یهودیانی که باید به اردوگاههای مرگ منتقل می شدند ساکن مناطق اشغال شده در شرق و جنوب شرقی آلمان بودند و ایجاد اردوگاهها در این مناطق انتقال یهودیان به قتلگاهشان را برای نازیها ساده تر می کرد.

  19 آیا یهودیان تلاش کردند با نازیها بجنگند؟

به رغم شرایط دشواری که یهودیان در اروپای تحت اشغال نازیها داشتند، بسیاری از آنان به مقاومت مسلحانه علیه ارتش هیتلر دست زدند. این مقاومت را می توان به سه نوع فعالیت مسلحانه تقسیم کرد: شورشهایی که در گتوها (محلات یهودی نشین) روی می داد، مقاومت در اردوگاههای مرگ و کار اجباری، و جنگ پارتیزانی. شورش گتوی ورشو که روز 19 آوریل 1943 آغاز شد و پنج هفته به طول انجامید، مشهورترین نمونه مقاومت مسلحانه یهودیان علیه نازیها است، اما سایر گتوهای لهستان نیز شاهد شورشهای متعدد یهودیان علیه نیروهای هیتلر بودند.

یهودیانی که در اردوگاههای مرگ یا بازداشتگاههای کار اجباری محبوس بودند نیز به رغم شرایط مخوف حاکم بر این زندانها بارها دست به شورش زدند که در میان این شورشهای خونین می توان به قیام اسرای اردوگاه تربلینکا در 2 اوت 1943، قیام بابی یار در 9 سپتامبر 1943، شورش سوبیبور در 14 اکتبر 1943، شورش یانووسکا در 19 نوامبر 1943 و قیام آشویتس در 7 اکتبر 1944 اشاره کرد.

یهودیان همچنین فعالانه در صفوف نیروهای جنبشهای مقاومت ملی یا یگانهای پارتیزانی یهودی به نبرد با نازیهای اشغالگر برخاستند.

 

نازیها، هولوکاست و مسلمانان

  20 طرز تفکر واقعی نازیها در باره مسلمانان چه بود؟

در ایدئولوژی نژادپرستانه نازی، سفیدپوستان اروپایی نژاد برتر جهان به شمار می رفتند و در جامعه آرمانی هیتلر، اقوام و ملل غیراروپایی از جمله مردم کشورهای اسلامی همواره تحت سلطه نژاد برتر اروپایی قرار می گرفتند. هیتلر در کتاب "نبرد من" شرح داده است که در جهان نبردی مستمر میان آریاییها و غیر آریاییها در عرصه های مختلف نظامی، سیاسی و فرهنگی برای استیلا بر کره خاک در جریان است. او از "نردبان" سلسله مراتب نژادی سخن می گوید و تاکید می کند که آلمانیهای آریایی در بالاترین پله این نردبان و یهودیان و کولی ها در پایین ترین پله قرار دارند. پر واضح است که در این رده بندی نژادی مسلمانان  هم روی پله های پایینی نردبان هیتلر جا می گرفتند. جالب اینجا است که هیتلر در سال 1939 به مردم خاورمیانه به عنوان "نیمه بوزینگانی که مستحق شلاق خوردن هستند" اشاره کرده بود. البته نازیها به عنوان یک تاکتیک تلاش می کردند جهان اسلام و اعراب را به حمایت از آلمان برانگیزند و از همین رو در تبلیغات رسمی شان دیدگاههای واقعی نازیسم نسبت به مسلمانان را مطرح نمی کردند. هنگامی که در سال 1938 کتاب "نبرد من" در دست ترجمه به عربی بود، هیتلر شخصا دستور داد که نظریه "نردبان نژادی" وی از متن عربی حذف شود.

  21 دیدگاه مسلمانان نسبت به نازیها چه بود؟

در طول سالهای 1930 نازیها تلاش می کردند از احساسات رایج ضد انگلیسی در میان ایرانیان و اعراب که ناشی از بیزاری از سوابق استعماری انگلستان در کشورهای خاورمیانه بود، بهره برداری کننند.  آلمان نازی به اعراب وعده "رهایی" از استعمار فرانسه و انگلستان را می داد و بسیاری در جهان عرب تبلیغات نازیها را باور کردند، حال آن که ماهیت نژادپرست حکومت هیتلری چنان بود که بر فرض اگر پیروز می شد مسلمانان را به اغلب احتمال به بردگانی در کشورهای خودشان تبدیل می کرد.

این را بگوییم که هرچند در آن دوران آلمان نازی در جهان اسلام هواخواهان بسیاری داشت، اما این حمایت در اساس به خاطر احساسات رایج ضد انگلیسی بود تا ابراز علاقه به نظریه های نژادپرستانه نازیها و لذا به ندرت حاوی عنصر یهودستیزی بود.

هرچند برای اکثریت عظیم توده های مسلمان جنگ در اروپا تخاصمی دور از حیات روزمره آنها بود، با این حال نازیها موفق شدند شماری از مسلمانان را مستقیما در صفوف ارتش هیتلری عضوگیری کنند. آلمانیها دو لشگر اس اس را با سربازان مسلمان از آلبانی و بوسنی تشکیل دادند. البته فرماندهان نازی به سرعت دریافتند که این یگانها از نظر نظامی ناکارآمد بوده و سربازان مسلمان انگیزه ای برای جنگیدن و کشته شدن به خاطر آرمان های رایش سوم نداشتند. نازی ها جنجال تبلیغاتی گسترده ای بر سر ملاقات هیتلر با حاج محمد امین الحسینی مفتی بیت المقدس که در 21 نوامبر 1941 صورت گرفت به راه انداختند. اما الحسینی و سربازان مسلمان ارتش رایش سوم احساسات غالب مسلمانان در جریان جنگ جهانی دوم را نمایندگی نمی کردند و نباید از یاد برد که صدها هزار سرباز مسلمان از آفریقا، هند و اتحاد شوروی در صفوف ارتشهای متفقین جنگیدند و در پیروزی بر ارتش هیتلر در آوردگاه هایی همچون العلمین، مونته کاسینو، سواحل جنوب فرانسه و استالینگراد سهیم بودند.

  22 آیا مسلمانانی هم بودند که به نجات یهودیان از چنگال مرگ برخیزند؟

بله، به عنوان مثال می توان به مسلمانان آلبانی اشاره کرد. آلبانی تنها کشور اروپایی است که اکثریت جمعیتش را مسلمانان تشکیل می دهند و شایان توجه است که آلبانی همچنین تنها کشور اروپا بود که جمعیت یهودیان آن در پایان جنگ بیش از جمعیت یهودیان قبل از جنگ بود. در آستانه جنگ جهانی دوم، در آلبانی که 800 هزار جمعیت داشت تنها 200 یهودی زندگی می کردند، اما در طول جنگ بسیاری از یهودیان از سایر کشورهای اروپایی به آلبانی گریختند و در آنجا پناه جستند. در میان 70 مسلمانی که به خاطر نقش شان در نجات یهودیان از ماشین کشتار نازی ها، رسما به عنوانهای نمادهای شجاعت و انسانیت شناخته شده اند، حکایات شگرفی از دلاوری و فداکاری به چشم می خورد. از جمله می توان به درویش کورکوت، یک مسلمان اهل بوسنی اشاره کرد که با به خطر انداختن جانش یک زن یهودی جوان عضو مقاومت ضد نازی به نام میرا پاپو را پناه داد و یکی از مهمترین نسخه های خطی عبری در جهان به نام هگادای سارایوو را حفظ نمود. صلاح الدین اولکومن از ترکیه نیز با شجاعتی بی نظیر 50 یهودی را از کوره های آدم سوزی آشویتس نجات داد، و زمانی که نازی ها انتقام جویانه به خانواده اش حمله کردند، همسر صلاح الدین که مهرالنساء نام داشت کمی پس از تولد فرزندشان محمد درگذشت. آلبانیایی دیگری به نام رفیق وسیلی در حالی که تنها 16 سال داشت هشت یهودی را در کلبه کوهستانی خانواده اش پنهان کرد و به این ترتیب جان آنها را نجات داد.

 

در باره یهودیان، مسلمانان و مسیحیان  

  23 آیا یهودیان و مسلمانان همواره با هم دشمنی داشته اند؟

خیر. شباهتهای بسیاری میان اسلام و دین یهود به عنوان دو دین توحیدی وجود دارد. یهودی و مسلمان هر دو به خدای واحد معتقدند و هرگونه شرک را نفی می کنند. اسلام و دین یهود هر دو دارای قوانین مقدس شرع و موازین فقهی هستند. در امر حلال و حرام ماکولات و در ضوابط مربوط به معاشرت زن و مرد، شباهت های بسیاری میان اسلام و آیین یهود وجود دارد.  از این گذشته، یهودی و مسلمان معتقد هر دو تاکید دارند که کتاب مقدس و متون مذهبی شان به همان زبان اصلی (عربی برای مسلمانان و عبری برای یهودیان) مطالعه و آموزش داده شود.

مسلمانان همواره یهودیان و مسیحیان را "اهل کتاب" دانسته و به عنوان پیروان ادیان توحیدی به رسمیت شناخته اند. در دارالاسلام - سرزمینهای تحت حاکمیت مسلمانان - یهودیان و مسیحیان همواره از حقوق بیشتری نسبت به "کفار" برخوردار بوده اند. طی قرن های متمادی، یهودیان و مسیحیان در سرزمین مسلمانان "اهل ذمه" و معاهد خوانده می شدند و در ازای پرداخت جزیه به آنان حقوق محدودی تعلق می گرفت و زندگی شان در امان بود، اما به عنوان مثال حق شهادت در دادگاه را نداشتند. بطور کلی می توان گفت که طی 14 قرن یهودیان به صورت اقلیت در بسیاری از کشورها و تحت نظام های گوناگون در جهان اسلام غالبا در صلح و امنیت زندگی کردند، ولو این که با تبعیض و فشارهای مختلفی نیز مواجه بوده اند. طبیعی است که وضعیت اقلیت یهودی در کشورهای مسلمان به سیاستها و ماهیت نظام حاکم بستگی داشت. به عنوان مثال یهودیان طی قرنها در امپراطوری عثمانی از امنیت و آرامش خوبی برخوردار بودند، در حالی که طی همان دوران در ایران خاندان صفوی فشار زیادی روی اقلیتهای مذهبی از جمله یهودیان می آوردند. تعصب مذهبی پادشاهان صفوی به سرکوبی و آزار نه تنها یهودیان بلکه زرتشتیان و ارامنه نیز انجامید و پیروان این ادیان وادار به تغییر مذهب می شدند.

  24 آیا در گذشته زندگی یهودیان در کشورهای اسلامی بهتر از کشورهای مسیحی بود؟

به سختی می توان چهارده قرن سابقه اسلام را با بیست قرن سابقه مسیحیت مقایسه کرد، اما بطور کلی این واقعیت دارد که هرچند یهودیان در کشورهای اسلامی با تبعیض مواجه بودند، اما به ندرت آماج سرکوبی و آزار شدید یا کشتارهایی که در اروپا از یهودیان قربانی می گرفت، قرار می گرفتند.

در اروپای مسیحی، کلیسا طی قرن ها به شدت می کوشید که یهودیان را به تغییر دین خود وادارد، اما چنین تلاشی در کشورهای اسلامی به ندرت روی می داد. در آن دوران علمای مسیحیت و مقامات کلیسا فعالانه به افسانه های یهودستیزانه و ایجاد تصویر خبیثی از یهودیان در اذهان عوام دامن می زدند، اما در همان اعصار چنین رویکردی در میان روحانیون مسلمان و اندیشمندان اسلامی رایج نبود. بر خلاف ادبیات قرون وسطای مسیحیان که به "لولو خرخره های یهودی" پر و بال می داد، ادبیات آن زمان مسلمانان عاری از چنین سیاه نمایی از یهودیان بود. جالب اینجا است که سیاه نمایی یهودیان در ابعاد وسیع برای اولین بار همزمان با گسترش استعمار اروپایی در کشورهای اسلامی رواج یافت و تقریبا همه افسانه ها و اساطیر یهودستیزانه ای که امروز در میان مسلمانان و اعراب رواج یافته ریشه در جهان مسیحیت و غرب دارد.

  25 آیا در تاریخ نمونه های موفقی از همزیستی مسلمانان و یهودیان وجود دارد؟

بله، چرا که طی قرنهای متمادی اکثر یهودیان جهان در کشورهای مسلمان زندگی می کردند و هر چند که "اهل ذمه" محسوب شده و لذا حقوق محدودی داشتند، اما به نسبت وضعیت یهودیان در اروپا، کمتر قربانی اذیت و آزار قرار می گرفتند و در دورانهایی نیز از آرامش و حتی شکوفایی و بهروزی برخوردار بودند. به عنوان مثال طی قرن های دهم و یازدهم میلادی در بخش تحت حاکمیت مسلمانان در اسپانیای آن روزگار که اندلس نامیده می شد هنر و علوم و تمدن یهودیان، مسیحیان و مسلمانان شانه به شانه یکدیگر شکوفا گردید.  هنرمندان یهودی و مسلمان بناهای زیبایی را که به دستور سلاطین مسلمان ساخته می شد تزیین می کردند و خطاطان نسخه های نفیسی از قرآن و تورات بر جای گذاشتند. مترجمان یهودی آثار بزرگ فلاسفه یونان را که اندیشمندان مسلمان به عربی نگاشته و تفسیر کرده بودند را به لاتین ترجمه کردند و برای نخستین بار متفکران اروپایی را با این اندوخته بزرگ علم آشنا نمودند، تحولی عظیم در عرصه پیشرفت دانش که زمینه ساز رنسانس در اروپا گردید.  تمدن یهودیان در دوران خلافت پنجاه ساله عبدالرحمان سوم در کوردوبا (قرطبه) پیشرفت قابل توجهی کرد، اما این دوران با اشغال اندلس توسط بربرهای شمال آفریقا خاتمه یافت. اشغالگران مسلمانان به شدت متعصبی بودند که نام الموحدون را برای خود برگزیدند. الموحدون نه تنها آثار تمدن شکوفای اندلس از قبیل کتابخانه ها و کاخها را ویران کردند، بلکه به آزار و کشتار مسلمانان آزاداندیش و مسیحیان و یهودیان پرداختند. مسیحیان و یهودیان که می بایست میان مرگ یا تغییر دین شان یکی را برمی گزیدند، اندلس را ترک کردند. برخی مانند خانواده ابن میمون، فیلسوف بزرگ یهودی، به سمت شرق رفتند و در سرزمینهای تحت حاکمیت مسلمانان غیرمتعصب سکنی گزیدند. برخی دیگر به سمت شمال کوچ کردند و در پادشاهی های رو به گسترش مسیحیان ماوا گرفتند.

در سال 1942 پادشاه کاتولیک اسپانیا دستور داد که همه یهودیان از خاک کشورش اخراج شوند، اما سلطان بایزید دوم به والی های ایالت های عثمانی حکم کرد که "مانع ورود یهودیان به سرزمینهای عثمانی نشوند، برای آنها مشکلی ایجاد نکنند، و آنان را با آغوش باز بپذیرند." مورخ مشهور آمریکایی برنارد لوییس می نویسد: "عثمانی ها نه فقط به یهودیان اجازه دادند در کشورشان رحل اقامت بیافکنند، بلکه آنها را تشویق و یاری و گاه حتی وادار به این کار می کردند". یهودیان اخراج شده از اسپانیا که از تخصص ها و دانش بالایی برخوردار بودند،  خدمت شایان توجهی به پیشرفت علوم و مدیریت و تسلیحات در امپراطوری عثمانی کردند. نخستین چاپخانه در جهان اسلام توسط یک یهودی در سال 1493 در استانبول بنا نهاده شد.

  26 تعالیم اسلام در مورد یهودیان چیست؟

در اسلام یهودیان و مسیحیان از جایگاه منحصر به فردی نسبت به پیروان سایر ادیان برخوردارند. مسلمانان معتقدند که خداوند ابراهیم و موسی و عیسی را به پیامبری برگزید تا از طریق آنان انسان ها را به توحید دعوت کند.  نام مریم مادر حضرت عیسی در قرآن بیشتر از انجیل ذکر شده است. یهودیان نوادگان حضرت ابراهیم و همسرش سارا هستند در حالی که مسلمانان (به طور خاص اعراب) خود را از نوادگان حضرت ابراهیم و هاجر می دانند. هاجر کنیز همسر ابراهیم بود که اولین پسر ابراهیم یعنی اسماعیل را به دنیا آورد.

مسلمانان معتقدند ابراهیم کعبه را به کمک اسماعیل بنا نهاد. به اعتقاد مسلمانان پیام وحی که بر موسی و عیسی نازل شد بعدها از سوی پیروانشان تحریف گشت، اما آنان قرآن را که از سوی پروردگار به حضرت محمد وحی شد، کلام یگانه، ابدی و تحریف نشده خداوند می دانند. در آیات قرآن اشارات متعددی به تورات، انجیل و پیامبران بنی اسراییل وجود دارد. قرآن همچنین به درگیری هایی که حضرت محمد با قبایل یهودی آن زمان در مدینه داشت اشاراتی دارد. سپاه مسلمانان دو قبیله یهودی را در سالهای 624 و 625 میلادی از مدینه اخراج کردند. دو سال بعد نزاع دیگری میان مسلمانان و آخرین قبیله یهودی باقیمانده در مدینه در گرفت که در آن همه مردان یهودی کشته و زنان و کودکان به بردگی گرفته شدند.  نزاع ارتش اسلام در زمان حضرت محمد با قبایل یهودی از ارکان مهم قرآن نمی باشد اما آیاتی که به این درگیری ها اشاره می کند در سال های اخیر به کرات مورد استفاده افراطیون مسلمان قرار گرفته است که هدفشان از این کار برانگیختن احساسات ضد یهودی در میان مسلمانان و تشویق آنان به توسل به قهر علیه یهودیان است. اما این تندرویان به راحتی چشم خود را بر آیات مثبتی که در قرآن در مورد یهودیان وجود دارد و همچنین رفتار متین پیامبر اسلام با یهودیان که در سنت حضرت محمد ثبت شده، می بندند، از جمله آیه 47 سوره بقره: یَا بَنِی اِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی اَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَاَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعَالَمِینَ (اى بنى اسراییل، نعمت هاى مرا كه به شما عطا كردم و اينكه شما را بر جهانيان برترى دادم ، ياد كنيد)

  27 آیا اسلام علیه یهودیان است؟

خیر، چرا که قرآن یهودیان را به عنوان "اهل کتاب" به رسمیت می شناسد. به همین دلیل مسلمانان در میان ما از مشاهده حجم عظیمی از تبلیغات و اباطیل یهودستیزانه ای که این روزها در جهان اسلام رواج دارد به شدت مثاثر می باشند.  نباید از یاد برد که  در جهان اسلام مذاهب و نحله های گوناگونی وجود دارد و همچنین باید به یاد داشت که طی 14 قرن تاریخ اسلام، اقلیتهای یهودی در میان مسلمانان در مجموع وضعیت بهتری نسبت به جهان مسیحیت داشتند. به عنوان مثال در دوران امپراطوری عثمانی که طی مدت طولانی بردباری و تحمل مذهبی بالایی در جامعه حاکم بود، یهودیان به ندرت مورد اذیت و آزار واقع می شدند. همین وضعیت در اندلس در اسپانیای قرون وسطی وجود داشت.

هرچند یهودستیزی که امروز در جهان اسلام به چشم می خورد در اساس یک پدیده وارداتی از غرب است، اما نباید شدت و شرارت آن را دست کم گرفت. بسیاری از سیاه نمایی های رایج علیه یهودیان در کشورهای مسلمان ریشه در تصاویر خبیث و شیطانی دارد که مسیحیان اروپا در قرون وسطی خلق می کردند و یهودی را فردی توطئه گر و بدجنس نشان می دادند که تشنه خون مسیحیان است. در عین حال صحبت از یهودستیزی اسلامی یا یهودستیزی مسیحی نیز درست نیست، چرا که این اسلام یا مسیحیت نیست که با یهودیان یا دین یهود عناد دارند، بلکه صحبت از افراطیونی است که احساسات مذهبی توده ها را برای پیشبرد اهداف سیاسی خود به بازی می گیرند.

به اعتقاد روشنفکران مسلمان در میان ما، رهبران و اندیشمندان در سراسر جهان اسلام و  از جمله در ایران این مسئولیت اخلاقی را به عهده دارند که یهودستیزی به نام اسلام و به نام ایران و ایرانی را محکوم و طرد کنند، همچنان که بسیاری اندیشمندان و روشنفکران یهودی در غرب همواره در میان نخستین کسانی بوده اند که از تبعیض و پیش داوری های کور علیه مسلمانان انتقاد کرده اند. یهودستیزی، همچون عناد با مسلمانان، بیش از آن که قربانیانش را بیازارد باعث رسوایی و ننگ مبلغانش است.

  28 هولوکاست بخشی از تاریخ اروپا است، پس چه ربطی به ما مسلمانان دارد؟

هولوکاست به عنوان کشتار میلیونها یهودی به دست نازی ها نه بخشی از تاریخ اروپا که فصلی از تاریخ بشر است، چرا که مصیبت های بزرگ در تاریخ مرزهای جغرافیایی را در می نوردند و به درد مشترک همه انسان ها تبدیل می شوند. این همان ندای عمیق وجدان انسانی است که سعدی شیرازی هفتصد سال پیش آن را در شعر معروفش که امروز بر سر در سازمان ملل متحد نقش بسته است، جاویدان نمود:

بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار        دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی           چه شاید که نامت نهند آدمی

یکی از معماهای دردآور هولوکاست این است که چگونه در یک جامعه به ظاهر پیشرفته میلیون ها انسان به نحوی سازمان یافته و سبعانه قتل عام شدند. اگر قرار است بشریت از هولوکاست درسی بگیرد می بایست نیروی پلیدی که دمکراسی را در آلمان از بین برد، امیدهای نسل جوان آن کشور را پرپر کرد و جهان را به کام جنگی خانمان سوز کشاند بشناسیم و دریابیم که چنین نیروهای شروری همچنان جوامع امروزی را به صور مختلف تهدید می کنند.

 

در باره انکار هولوکاست

  29 منظور از انکار هولوکاست چیست؟

انکار هولوکاست مجموعه ای از دعاوی را شامل می شود که بر اساس آن نسل کشی یهودیان به دست نازی ها هرگز روی نداد، یا این که آمار قربانیان یهودی این کشتار بسیار غلو شده است، یا این که این کشتار نتیجه سیاست رسمی حکومت نازی نبود. صرفنظر از شکل و نحوه طرح دعاوی شان، انکارگران هولوکاست همواره در صدد نفی کامل یا کمرنگ کردن این فاجعه بشری می باشند.

نخستین کسانی که در صدد انکار هولوکاست برآمدند مقامات نازی بودند. آنها حتی قبل از تسلیم آلمان و در شرایطی که عرصه از هر سو بر هیتلر تنگ می شد تلاش کردند مدارک و اسناد مربوط به هولوکاست را از بین ببرند یا پنهان کنند. سالها بعد از جنگ برخی دیگر کوشیدند هولوکاست را زیر سوال ببرند. یکی از نخستین انکارکنندگان هولوکاست یک فرانسوی به نام پل راسینیه بود که مدعی بود تنها نیم میلیون تا یک میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم جان باختند و علت مرگ اکثر آنها شرایط نامساعد زندگی و بیماری بود، نه این که به دست نازی ها به صورتی سیستماتیک کشته شده باشند. برخی محققان دروغین و تاریخ نگاران تجدیدنظرطلب از ایده های راسینیه تاسی کردند و به اشکال مختلف به نفی هولوکاست پرداختند. با گسترش اینترنت انکارکنندگان هولوکاست ابزار مناسبی برای نشر افکار خود یافتند و وبسایت های گوناگونی برای ترویج پیامشان به راه انداختند. جالب اینجا است که گردانندگان بسیاری از این وبسایت ها نئونازی ها و نژادپرستان غربی هستند.

  30 چه مدارکی وجود دارد که نازی ها قربانیانشان را با گاز خفه می کردند؟

اتاق های گاز در اردوگاه های مرگ ابزار اصلی کشتار یهودیان در جریان هولوکاست بود. فرماندهان نازی در پاییز 1941 فرمانی برای راه اندازی اتاق های گاز در مقیاس کلان صادر کردند، اما قبل از آن هم یگانهای اس اس از اتاقکهای سیار گاز برای کشتار یهودیان استفاده می کردند. نازی ها برای نخستین بار به کارگیری گاز برای کشتار انسان ها را در برنامه موسوم به "اصلاح نژاد انسان" تجربه کردند. از ژانویه 1940 تا اوت 1941، 70273 آلمانی که اکثر آنها دچار ناتوانایی های جسمی یا بیماری روانی بودند با گاز خفه شدند، چرا که نازی ها معتقد بودند از این طریق نژاد انسانی اصلاح می گردد. این افراد بیگناه در دسته های 20 تا 30 نفری درون اتاقهای گاز که به شکل حمام با دوشهای متعدد تعبیه شده بودند، قرار گرفته و کشته می شدند.

در همان دوران ارتش هیتلری مشغول پیشروی سریع در خاک اتحاد شوروی بود و میلیونها یهودی در اروپای شرقی ناگهان خود را تحت حاکمیت نازی ها یافتند. شیوه ای که نازی ها برای کشتار یهودیان در این سرزمین ها به کار می گرفتند تیرباران و دفن اجساد در گورهای دستجمعی بود. گزارش هایی که فرماندهان آلمانی از جبهه های شرق به مقامات مافوق می فرستادند رهبران نازی را بر آن داشت که به شیوه های موثرتری برای نابودی یهودیان نیاز است. در نوامبر 1941 نازی ها برای کشتن یهودیان در اردوگاههای خلمنو و تربلینکا شروع به استفاده از کامیون هایی کردند که در پشتشان اتاقکهای گاز تعبیه شده بود. حداقل 320 هزار نفر که غالبا یهودی بودند با این شیوه در اردوگاه خلمنو به قتل رسیدند. در تربلینکا مجموعا 870 هزار یهودی با استفاده از کامیونها و نیز اتاقهای گاز که با موتور دیزل کار می کردند، کشته شدند.

اتاقهای گاز در اردوگاههای بلزک، لوبلین، سوبیبور و آشویتس-بیرکناو از 3 سپتامبر 1941 که نخستین تجربه کشتار انبوه با استفاده از گاز در آشویتس به دست آمد، راه اندازی شدند و تا نوامبر 1944 همچنان در دست استفاده بودند. بنا بر ارزیابی محققان بین دو تا سه میلیون یهودی در این اتاقهای گاز جان باختند.

  31 چرا کسانی که هولوکاست را زیر سوال می برند به عنوان یهودستیز یا نئونازی معرفی می شوند؟

کشتار شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم بیش از هر جنایت دیگری در تاریخ بشر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته و اسناد و مدارک بیشماری در مورد آن گردآوری گردیده است. بسیاری از این اسناد از آرشیوها و مراکز حکومت نازی ها بیرون کشیده شده است. فیلمها و تصاویر مستند انبوهی نیز از اردوگاههای مرگ یا گورهای دستجمعی وجود دارد. افزون بر این شهادتهای مستند فراوانی از بازماندگان این جنایت و همچنین از مقامات سابق نازی در دست می باشد. با این همه مدرک و سند دال بر وقوع هولوکاست و ابعاد هولناک آن، این پرسش مطرح می شود که چرا برخی در صدد انکار هولوکاست بر می آیند؟ جالب این که در میان طیف رنگارنگ انکارکنندگان هولوکاست هیچ مورخ معتبری را نمی توان یافت. واضح است که انکارکنندگان هولوکاست اهداف و اغراض سیاسی خاصی دارند. در کشورهای غربی، انکار هولوکاست غالبا ابزاری در دست نئونازی ها برای عضوگیری و جذب پیروان جدید بوده است. 

محققان و دانشگاهیان غربی صدها نمونه ارائه کرده اند که ارتباط مستقیم میان انکارگران هولوکاست و یهودستیزان و نئونازی ها را به نمایش می گذارد. به عنوان مثال تشکلی که در آمریکا به صورت جریان اصلی انکار هولوکاست عمل می کند و خود را "انستیتوی بازبینی تاریخ" می خواند توسط فردی به نام گرگ ریون اداره می شود که در سال 1992 علنا هیتلر را "مردی بزرگ" خواند که به گفته وی "قطعا از جمع چرچیل و روزولت بزرگتر و بهترین نعمت برای آلمان بود".

این نیز جای تامل دارد که در میان صدها مورخ و محقق برجسته بین المللی که طی دهه های اخیر به تحقیق و بررسی در مورد هولوکاست پرداخته اند حتی یک نفر بر نظریات انکارکنندگان هولوکاست صحه نگذاشته است.

  32 چرا در کشورهای اروپایی انکار هولوکاست جرم است؟

انکار هولوکاست در کشورهای اروپایی جرم است چرا که قوانین این کشورها انکار هولوکاست را به مثابه تحریک عملی به اعمال تبعیض، قهر، نژادپرستی و بیگانه ستیزی محسوب می کند. انکار هولوکاست در شرایطی که اسناد و مدارک بیشماری در اثبات آن وجود دارد، یک افترا است، چرا که انکارگران هولوکاست مدعی هستند که همه این اسناد و مدارک، همه این شهادتها و تصاویر و فیلمهای مستند و موزه ها جعلی و ساختگی هستند. کمیته حقوق بشر ملل متحد در اسل 1996 در مورد یکی از این انکارگران به نام روبرت فوریسون فرانسوی نوشت: "در پوش تحقیق علمی بی طرفانه، ادعا می شود که قربانیان نازیسم مرتکب جعل ناصادقانه و بزرگی شده اند". از آنجا که انکار هولوکاست در کشورهای غربی نوعی ترغیب و برانگیختن به نفرت و قهر علیه یهودیان است، جرم ساختن آن در قوانین کشورهای اروپایی عملی منطقی می باشد.

  33 چرا انکار هولوکاست در کشورهای عربی و اسلامی چنین رایج است؟

رواج انکار هولوکاست در میان مسلمانان در سالهای اخیر را می توان به چند عامل نسبت داد: پشتیبانی فزاینده برخی دولتها، گسترش اسلام رادیکال و وخامت نزاع اعراب و اسراییل. امروز انکار هولوکاست در سراسر خاورمیانه به امری عادی تبدیل شده است و در تریبونهای مختلف مطرح می گردد، از سخنرانی های رسمی گرفته تا برنامه های تلویزیونی و مقالات روزنامه ها و قطعنامه های سندیکاها و سازمان های حرفه ای. به نظر می رسد بسیاری در کشورهای عربی و اسلامی این ادعای انکارگران را که یهودیان هولوکاست را اختراع کردند تا از آن منفعت ببرند، باور کرده اند. 

البته دیدگاه اعراب و مسلمانان نسبت به هولوکاست هرگز یکسان نبوده و اغلب تابعی از فراز و نشیب های نزاع اعراب و اسراییل بوده است. نباید از نظر دور داشت که انکار هولوکاست فعالانه از سوی برخی دولتها حمایت می شود و این دولتها، به ویژه ایران و سوریه، بودجه قابل توجهی را صرف این کار می کنند.  در برخی کشورهای دیگر خاورمیانه، این احزاب اپوزیسیون هستند که با انکار یا کمرنگ کردن هولوکاست می کوشند یهودی ستیزی را به عنوان عاملی در تشدید تنش با اسراییل و آمریکا در جامعه شان دامن بزنند.

  34 انکار هولوکاست چگونه از غرب به جهان اسلام "صادر" شد؟

انکار هولوکاست در میان مسلمانان یک پدیده وارداتی از غرب است و نفی رنج و محنت عظیم یهودیان در جریان نسل کشی آنان به دست نازی ها ریشه در فرهنگ و اخلاق مسلمانان ندارد. انکار هولوکاست در جهان عرب برای نخستین بار در دهه 1970 مطرح شد، اما در دهه 1990 بود که این موضوع به صورت گسترده ای در رسانه های عمومی خاورمیانه رواج یافت. در میان انکارگران هولوکاست در غرب، روژه گارودی نفوذ زیادی در ترویج انکار هولوکاست و ادبیات یهودستیزانه در جهان اسلام داشته است. گارودی یک روشنفکر مارکسیست فرانسوی و عضو پارلمان فرانسه از حزب کمونیست این کشور بود که بعدها اسلام آورد. هنگامی که دولت فرانسه گارودی را به خاطر تحریک به نفرت نژادی تحت تعقیب قرار داد، بسیاری در خاورمیانه وی را یک قهرمان خواندند.  بعدها سایر انکارگران هولوکاست که افکار عمومی غربی را برای ترویج افکار خود نامساعد می یافتند، به جستجوی حمایت سیاسی و مالی در میان مسلمانان روی آوردند. به عنوان مثال در دسامبر 2000 انستیتوی بازبینی تاریخ در آمریکا که ارگان اصلی انکارگران هولوکاست در این کشور است، تلاش کرد کنفرانس بزرگی در نفی هولوکاست در بیروت برگزار کند. این اقدام با مخالفت شدید و اعتراض های گسترده بسیاری از روشنفکران سرشناس عرب مواجه گردید، که معتقد بودند ارگانی که توسط نئونازی های آمریکایی اداره می شود از سر دلسوزی برای فلسطینی ها نیست که قصد برگزاری چنین کنفرانسی را در لبنان دارد. دامنه اعتراضات چنان بود که در نهایت دولت لبنان آن را لغو نمود. شش سال بعد از آن، وزارت امور خارجه ایران اقدام به برگزاری یک کنفرانس بین المللی در باره هولوکاست در تهران کرد که در میان سخنرانان اصلی آن انکارگران رسوای اروپایی و نژادپرستان آمریکایی نظیر دیوید دیوک رهبر سابق کو کلوکس کلان و برخی دیگر از چهره های مطرود غربی که به یهودستیزی شهرت دارند به چشم می خوردند. برگزاری این کنفرانس نه تنها از سوی بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان ایرانی در خارج کشور محکوم شد، بلکه صداهایی از درون جناحهای نظام جمهوری اسلامی نیز آشکارا برگزاری این کنفرانس را مغایر منافع ملی ایران و عملی خبط و زیان بار برآورد کردند.

  35 مسلمانان از انکار هولوکاست چه به دست می آورند؟

هیچ. البته این یک واقعیت است که هر انسانی که درد و رنج همنوعانش را انکار کند در واقع شان و جایگاه انسانی و ارزش های اخلاقی خودش را تنزل می دهد. مسلمانان در میان ما تاکید می کنند که هیچ آرمان مشروعی با انکار یا کمرنگ نمودن مصیبت دیگران پیشرفت حاصل نمی کند. تلاش برای به کارگیری انکار هولوکاست به مثابه یک ابزار سیاسی در نزاع امروز خاورمیانه تنها باعث عمیق تر شدن بی اعتمادی و خصومتی می شود که این منطقه مصیبت دیده هم اکنون از آن رنج می برد.

 

هولوکاست و نزاع اعراب و اسراییل

  36 آیا یهودیان از هولوکاست برای برپایی دولت اسراییل استفاده کردند؟

این خطا است که باور کنیم اسراییل حیات خود را مدیون هیتلر است. ناسیونالیسم یهودیان که در ایدئولوژی صهیونیسم تدوین شد متعلق به اواخر قرن نوزدهم است، حال آن که هولوکاست نیم قرن بعد رخ داد. هنگامی که هیتلر در 1933 در آلمان به قدرت رسید و زمانی که بحث تقسیم فلسطین در سال 1936 مطرح شد، هنوز جنگ جهانی دوم آغاز نشده بود، اما یهودیان در همان زمان همه نهادهای ضروری برای ایجاد یک کشور مستقل یهودی در آن سرزمین را ایجاد کرده بودند. از این رو می توان با قاطعیت گفت که برپایی کشور اسراییل نتیجه مستقیم هولوکاست نبود.

اگر به متون مباحثات سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعه آن در سالهای 1947 و 1948 که شامل بحث در مورد برپایی اسراییل می شد نیز مراجعه کنیم درمی یابیم که هولوکاست نقش تعیین کننده یا حتی حساسی در این تصمیم گیری ها نداشته است. در این تردیدی نیست که قلع و قمع شش میلیون یهودی توسط هیتلر احساسات جهانیان را جریحه دار کرد و مشروعیت وجود یک کشور یهودی را در انظار بین المللی تقویت نمود، اما برقراری رابطه علت و معلول میان هولوکاست و اسراییل اشتباه محض است.

  37 آیا صحبت از هولوکاست به نفع اسراییل تمام نمی شود؟

خیر. هولوکاست یک موضوع اسراییلی نیست بلکه راجع به فاجعه ای است که بر سر یهودیان به مثابه بخشی از جامعه واحد انسانی نازل شد. از این گذشته، آیا انکارگران هولوکاست قادرند نشان دهند که دعاوی پرطمطراق آنها سر سوزنی به آرمان فلسطینیها کمک کرده یا درد و محنت فلسطینیها را کاهش داده است؟ صرفنظر از این که ما چه موضع سیاسی نسبت به اسراییل و سیاستهای دولتهای مختلف اسراییلی داشته باشیم، واقعیت تاریخی هولوکاست و شواهد و مدارک انبوهی که آن را اثبات می کند قابل تغییر نیست. هیچ چیز نمی تواند توجیه اخلاقی برای انکار یا کمرنگ کردن نسل کشی یهودیان به دست فاشیسم هیتلری فراهم کند. به رسمیت شناختن هولوکاست به هیچوجه به معنی نفی حقوق و آرمان فلسطینیان نیست، کما این که انکار هولوکاست نیز آرمان فلسطینیان و حقوق حقه آنان را تقویت نمی کند.

  38 چرا نمی توان نزاع فلسطینیان و اسراییل را با هولوکاست مقایسه کرد؟

نزاع فلسطینیان و اسراییل نه نژادی بلکه ملی است. این نزاع ماهیتی سیاسی و سرزمینی دارد. مبارزه ای است میان دو ملت بر سر سرزمینی کوچک. طی دهه های متمادی این نزاع میان قهر و درگیری و تلاش برای دستیابی به یک راه حل در نوسان بوده است. در فقدان یک قرارداد صلح، جغد شوم خشونت همچنان بر سر فلسطینیان و یهودیان پرواز می کند و درد و رنج فلسطینیها ادامه می یابد.

در مورد هولوکاست باید به یاد داشت که نازی ها بر مبنای ایدئولوژی نژادپرستانه شان به کشتار یهودیان دست زدند. در ایدئولوژی نازیسم یهودیان نژادی شیطانی هستند که نفس وجودشان آلمان و تمدن بشری را به خطر می انداخت. کارزاری که نازی ها علیه یهودیان به راه انداختند بر کسب دستاوردهای ملموسی مانند املاک یا اموال یهودیان متمرکز نبود. هدف، به قول نازی ها، پاکسازی جهان از لوث وجود یهودیان بود. نازی ها بر این اساس کوشیدند همه یهودیان را از مرد و زن و کودک از بین ببرند. در هولوکاست یک دولت حاکم تمامی ابزار حاکمیت را به خدمت گرفت تا قوم مشخصی را تار و مار و از صفحه روزگار محو کند. نازی ها یهودیان را هزار هزار در اتاقهای گاز یا در برابر جوخه های اعدام صحرایی کشتند و از صدها هزار نفر آنقدر بیگاری کشیدند که جان باختند. در نهایت شش میلیون یهودی قربانی این نسل کشی عظیم شدند.

تردیدی نیست که نزاع فلسطینیها و اسراییل خصومتی دردناک و اسفبار است، اما این نزاع را نمی توان با آن چه از هولوکاست برشماردیم مقایسه کرد. به کارگیری واژه های مربوط به هولوکاست برای توصیف وضعیت امروز نزاع خاورمیانه تنها باعث بغرنج تر شدن این رویارویی و دورتر شدن چشم انداز حل و فصل نهایی این بحران می شود.

  39 چرا فلسطینیها که نقشی در هولوکاست نداشتند باید بهای آن را بپردازند؟

مسئله هولوکاست به مثابه یک فاجعه انسانی باید از مسئله ایجاد کشور اسراییل و بطور اخص سیاستهای اسراییل جداگانه بررسی شود. عواطف و افکار فلسطینیان و اسراییلی ها مملو از تاریخ دردناک و مصایبی است که هر کدام به نوبه خود متحمل شده اند، اما پیش داوری هایی که هر یک نسبت به دیگری دارد باعث می شود که نتوانند رنج و محنت یکدیگر را درک کنند. شناخت یک فلسطینی از تاریخ و فرهنگ یهود، همچنان که دیدگاه یک یهودی نسبت به تاریخ و وضعیت فلسطینیان، آلوده به انبوهی خرافه و افسانه است. در این میان، بار گران مسئولیت زدودن این خرافه ها و اباطیل و پیش داوریها بر دوش روشنفکران در هر دو سوی این نزاع تاریخی است.  روشنفکران مسلمان باید با شهامت اعلام کنند که مساوی دانستن یهودیان و نازیها و کشیدن ستاره داوود به شکل صلیب شکسته نازی ها نه تنها عملی سخافت بار بلکه توهینی عمیق به قربانیان هولوکاست است و به بدترین شکل قربانی را روی صندلی جلاد می نشاند.

از سوی دیگر، روشنفکران یهودی نیز مسئولیت زدودن برچسبهای ناروا و مبارزه با دیدگاههای افراطی در میان یهودیان نسبت به فلسطینیان و آرمان و خواستهای مشروع آنان را بر عهده دارند.

از همه مهمتر، موضوع هولوکاست را باید از این منازعه سیاسی مصون نگه داشت. حتی اگر هولوکاست در ایجاد اسراییل نقش تعیین کننده ای می داشت و اگرچه اعراب در مصیبتی که بر سر قوم یهود نازل شد نقشی نداشتند، انکار هولوکاست همچنان از نظر اخلاقی عملی نکوهیده می بود.

  40 چرا در مورد هولوکاست اینقدر صحبت می شود؟

صحبت از هولوکاست فقط برای گرامیداشت خاطره قربانیان نازیسم نیست، بلکه هشداری است برای بشریت که هرگاه نفرت و کینه نسبت به قوم یا پیروان مذهب مشخصی به صورت موتور محرکه رهبران یک کشور درآید و هرگاه این رهبران چنین نفرتی را به ابزاری برای ارائه پاسخ های ساده سازانه به همه مسائل و مشکلات کشورشان تبدیل کنند و قوم یا پیروان مذهب مورد بحث را به خاطر همه چیز مقصر معرفی کنند، فاجعه بزرگی می تواند در راه باشد. همیشه در تاریخ کسانی که نفرت را به مثابه سلاحی برای رسیدن به اهداف خود به کار می گیرند انگشت شمارند، اما همین عده معدود، اگر با مقاومت اکثریت خاموش مواجه نشوند، می توانند بر گرده ملت سوار شوند و ادعا کنند که خواست اکثریت مردم را نمایندگی می کنند. اگر باید از هولوکاست درسی گرفت، بگذار درسمان این باشد که سکوت بدترین دشمن عدالت است.

برای هر مسلمانی و در واقع برای هر انسانی با هر عقیده و مرامی ضروری است که به مطالعه چرایی ها و پیامدهای هولوکاست بپردازد و دریابد که چگونه رهبران سیاسی و اهل قلم و اصحاب سخن در دهه های قبل از وقوع هولوکاست زمینه های بروز این فاجعه را مهیا کردند. از یاد نبریم که هولوکاست با کوره های آدم سوزی آشویتس آغاز نشد. شروع واقعی هولوکاست آنجا بود که انسانها سکوت کردند و اجازه دادند نفرت ناشی از جهل در میانشان رشد کند. وقتی به خود آمدند، دیگر این نفرت هیولای مهیبی بود که کسی را یارای مهارش نبود. این است عبرت تاریخ.

آيا می‌دانستيد؟

در بهار سال ۱۹۹۴، شبه‌نظامیان هوتو حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسی‌ها، و اکثریت هوتو‌، یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق می‌شد، در حالی که «هوتو»‌ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک، مردم رواندا مجبور شدند که کارت‌های شناسایی که روی آن قومیت آن‌ها ذکر شده بود، همراه داشته باشند. این اقدام و نیز ممنوعیت هوتو‌ها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیض‌های دیگر زمینه‌ساز وقوع نسل‌کشی شد.
زمانی افغانستان دارای آثار باستانی متعدد مربوط به دوران پیش از اسلام بود، اما طالبان و دیگر گروه‌های غارت‌گر بسیاری از این آثار زیبا را در مخاصمات وحشیانه‌ای که گریبان‌گیر کشور بود، نابود کردند. با این حال، برخی از افغان‌ها در جهت حفظ میراث کشور اقدام کردند. زمانی که ارتش شوروی در سال‌های ۸۹-۱۹۸۸ از افغانستان خارج شد و یک جنگ داخلی سخت در کشور سرگرفت، عمر خان مسعودی، از مسئولان موزه ملی افغانستان در جهت حفظ آثار باستانی از دست غارت‌گران وارد عمل شد. با دفن گنجینه طلای باختری و مجسمه‌های ساخته‌شده از عاج در زیر کاخ ریاست جمهوری و خیابان‌های کابل در سال ۱۹۸۹، وی نهایتا پس از چهارده سال بسیاری از این آثار گران‌بها را آسیب‌ندیده بیرون آورد و آن‌ها را را به حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان عرضه داشت.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
پیش از این که نخستین استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ وارد خلیج بوتانی شوند، بیش از ۳۵۰ گروه مختلف از بومیان استرالیایی با زبان‌های بومی متعدد و طیف گسترده‌ای از آداب و رسوم فرهنگی در استرالیا وجود داشت. بیماری‌های واردشده از اروپا شمار جمعیت بومی را به شدت کاهش داد. آن‌هایی که جان سالم به در بردند، در بیش‌تر تاریخ استرالیا قانونا به حاشیه رانده شدند و قانون اساسی سال ۱۹۰۱ استرالیا حقوق شهروندی را برای آن‌ها به رسمیت نشناخت. تا این که نهایتا در سال ۱۹۶۲، اصلاحات حقوقی به بومیان استرالیایی که تعدادشان رو به کاهش بود، حق رای اعطا کرد.
در کانادا آزادی مذهبی در سطح ملی، ایالتی، و محلی به شدت مورد حمایت قرار گرفته است. منشور حقوق و آزادی‌های کانادا که بخشی از قانون اساسی کشور را تشکیل می‌دهد، تبعیض بر مبنای دین و مذهب توسط دولت را ممنوع و آزادی عقیده و مذهب را تضمین می‌نماید. قوانین ایالتی حقوق بشر از این هم فرا‌تر می‌رود و کارفرمایان، ارائه‌دهندگان خدمات و دیگر اشخاص خصوصی را مستلزم می‌دارد که هم‌سازی معقولی را برای همگان، صرف‌نظر از عقاید مذهبی آن‌ها فراهم کنند.
ولتر، از بزرگ‌ترین متفکران عصر روشن‌گری، علی‌رغم انتقاد شدید از مذهب سازمان‌یافته، از مدافعان قاطع رواداری مذهبی بود. معروف‌ترین نمونه دفاع وی با یک تراژدی شروع شد. در اکتبر ۱۷۶۱، جسد مارک‌آنتوان کالاس، مرد جوانی از یک خانواده پروتستان در فرانسه کاتولیک، در مغازه پدرش در تولوز پیدا شد که به احتمال زیاد با خودکشی به زندگی خود پایان داده بود. افکار عمومی به سرعت متوجه ژان، پدر او، به عنوان متهم اصلی شد؛ باور بر این بود که وی برای جلوگیری از گرویدن مارک‌آنتوان به مذهب کاتولیک، او را به قتل رسانده است. ژان بار‌ها به طور غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفت و در ‌‌نهایت اعدام شد. ولتر که از بی‌عدالتی آشکار این پرونده به خشم درآمده بود، توانست حکم عفو پس از مرگ ژان را بگیرد، و رساله معروف خود در مورد رواداری مذهبی را به رشته تحریر درآورد.
در اوایل قرن بیستم میلادی، گروه کو کلاکس کلان مسئول مرگ هزاران نفر از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار بود، و نمادهای آن -مانند صلیب سوزان- القاگر وحشت و ترس در سراسر کشور بود. اما در سال ۱۹۴۶، ضربه قابل توجهی توسط یک شهروند به کلان وارد شد. استتسون کندی، نویسنده و فعال مدنی، با نفوذ به این گروه طی چند ماه توانست اطلاعات مهمی در مورد آیین‌های محرمانه و کلمات رمزی آن جمع کند؛ کندی اطلاعات خود را با نویسندگان یک برنامه رادیویی، سوپرمن، به اشتراک گذاشت که منجر به پخش «قبیله صلیب آتشین» شد و در طول دو هفته اسرار محرمانه کلان را افشا کرد. با کم‌ارزش و تحقیر کردن کلان، این برنامه ابهت و جذبه آن را از بین برد. با گذشت زمان، این گروه به سرعت رو به زوال گذاشت و امروزه دارای تنها چند هزار عضو فعال است.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی، هزاران مهاجر از جنوب آسیا برای ساخت یک شبکه راه‌آهن در اوگاندا که در آن زمان تحت‌الحمایه بریتانیا بود، به شرق آفریقا رفتند. در طول قرن بعد، بسیاری از این کارگران و فرزندان آن‌ها در اقتصاد رو به رشد داخلی به مشاغلی پرسود دست یافتند. اما به قدرت رسیدن عیدی امین در سال ۱۹۷۱ برای آن‌ها مشکل‌آفرین شد. با سوءاستفاده از احساسات ملی‌گرایانه بومیان اوگاندا، وی مهاجران آسیای جنوبی را «زالو» نامید و همراه با تهدید به زندان، دستور به اخراج فوری آن‌ها داد. بریتانیا سعی کرد میانجی‌گری کند، اما در ‌‌نهایت ناچار به پذیرفتن حدود ۲۷ هزار پناهنده از اوگاندا شد که منجر به از بین رفتن جمعیت هندی و پاکستانی در اوگاندا گردید.
بهاییان ایران از زمان تاسیس این مذهب در اواسط قرن نوزدهم میلادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به شدت افزایش یافت، و تا به امروز ادامه دارد. با حدود ۳۰۰ هزار پیرو، بهاییان بزر‌گ‌ترین گروه مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند، اما جزء اقلیت‌های مذهبی به‌رسمیت‌شناخته‌شده در قانون اساسی کشور نیستند و در نتیجه مشمول حمایت‌های مقرر در آن نمی‌شوند. امروزه بهاییان مرتبا مورد ارعاب، بازداشت خودسرانه، تخریب اموال، محرومیت از اشتغال و دسترسی به آموزش عالی قرار می‌گیرند. رهبران آیین بهایی در ایران هم‌چنان در زندان به سر می‌برند.
در سال ۱۹۲۰، هنری فورد، صنعت‌گر یهودستیز، گزیده‌هایی از پروتکل‌های بزرگان یهود را به عنوان بخشی از یک سری سرمقالات موهن و تحقیرآمیز در روزنامه خصوصی خود، دیربورن ایندیپندنت، منتشر کرد. عموم مردم علاقه‌ای بدان نشان ندادند، و روزنامه نیویورک تایمز پروتکل‌ها را به عنوان «عجیب‌ترین ملغمه‌ای از ایده‌های احمقانه که تاکنون به مطبوعات راه یافته» محکوم کرد. با این حال، انتشار پروتکل توسط فورد به گسترش افکار یهودستیزانه در آمریکای مدرن کمک کرد، و پروپاگاندای فورد بعد‌ها توسط گوبلز و هیتلر مورد ستایش قرار گرفت.
در سال ۲۰۱۲، بخشی از اکثریت بودایی کشور، اقلیت مسلمانان برمه را به توطئه برای تسلط بر کشور متهم کردند و در نتیجه آن، محیط آن‌لاین شاهد اشاعه گسترده سخنان نفرت‌انگیز توسط کاربران برمه‌ای فیسبوک بود. با سخنان تند و اهانت‌آمیز آن‌لاین که به آتش اختلافات دنیای واقعی دامن می‌زد، جنبش پانزاگار برای مبارزه با این روند تشکیل شد. پانزارگار به معنای «صحبت گل» در فارسی است، و این جنبش با طراحی یک سری استیکرهای فیسبوکی «صحبت گل» برای ارسال ذیل مطالب توهین‌آمیز وارد عمل شد. این استیکر‌ها کارتونی و شاد هستند و در پی تشنج‌زدایی از بحث‌ها و استدلال‌های داغ از طریق تذکرهای خوشایندی برای رعایت احترام و رواداری هستند.
اگرچه زبان هندی رایج‌ترین زبان در هند است، بیش از ۷۸۰ زبان در سراسر شبه‌قاره هند وجود دارد. اما ۲۲۰ زبان در طول ۵۰ سال گذشته از آن‌جا که آخرین متکلمان آن‌ها درگذشته و کودکان آن‌ها را نیاموخته‌اند، از بین رفته‌اند. به دلیل این که زبان هندی و انگلیسی اغلب در آموزش و پرورش و توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، انگیزه برای حفظ زبان‌های نادر کم است، و دنیای این زبان‌ها و فرهنگ آن‌ها در حال نابود شدن است. در واکنش به این روند، جنبشی برای حفظ میراث زبانی کشور در سراسر هند ظهور پیدا کرده است و کنش‌گران با استفاده از لغت‌نامه‌های سخن‌گوی آن‌لاین، ویدیوهای یوتیوب و رسانه‌های اجتماعی برای نجات این زبان‌ها از خطر انقراض تلاش می‌کنند.
در تلاشی برای تحول اجباری اتحاد جماهیر شوروی به یک بهشت سوسیالیستی، حزب کمونیست حذف دین را به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک اعلام کرد. اگرچه کلیسای ارتدوکس عمیقا درآمیخته در جامعه روسیه قبل از انقلاب بود، حکومت اظهار عقیده به صورت عمومی را ممنوع اعلام کرد، صد‌ها مکان عبادت را تخریب کرد، و صد‌ها کشیش را اعدام کرد. با این حال، ایمان به مذهب ارتدوکس در روسیه ریشه‌دار باقی ماند – زمانی که نظام کمونیسم در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ از هم فروپاشید، میلیون‌ها نفر غسل تعمید داده شدند و هزاران نفر به عنوان کشیش منصوب شدند. علی‌رغم تلاش برای حذف دین، امروزه اکثریت روس‌ها خود را مسیحی ارتدوکس می‌دانند.
ایالات متحده آمریکا در سیاست خود دارای تعهد رسمی به ترویج و ارتقای آزادی مذهبی در سراسر جهان است. در سال ۱۹۹۸، کنگره آمریکا قانون آزادی بین‌المللی مذهبی را به تصویب رساند و به موجب آن کمیسیون آزادی بین‌المللی مذهبی ایالات متحده تاسیس گردید. این کمیسیون بر وضعیت آزادی مذهبی در سراسر جهان نظارت می‌کند و به دولت ایالات متحده توصیه‌هایی را از جمله در مورد تعیین ناقضان جدی و مکرر آزادی مذهبی به عنوان «کشورهای مورد نگرانی خاص» (سی‌پی‌سی) ارائه می‌کند.
کشور سیرالئون نماد رواداری مذهبی در غرب آفریقا است. با یک رئیس‌جمهور مسیحی که منتخب ملتی است که حدود ۷۰ درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هر دو گروه مسلمانان و مسیحیان این کشور در کنار یک‌دیگر به نیایش می‌پردازند در حالی که تغییر مذهب و ازدواج‌های بین پیروان ادیان مختلف متداول است. حتی برخی از شهروندان سیرالئون پیرو هر دو دین هستند؛ افرادی که به عنوان «کریس-ماس» شناخته می‌شوند و برای ادای نماز به طور منظم در مسجد حضور می‌یابند در حالی که صادقانه و با ایمان یکشنبه‌ها در کلیسا حاضر می‌شوند. (جهت اطلاع بیش‌تر ر.ک.: )

  آزادی عقیده لزوما باید مجاز شناخته شود و بر مردم نیز باید بر همین منوال حکومت کرد تا همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند، گرچه آشکارا عقاید متفاوت و مخالفی [با یک‌دیگر] داشته باشند.

- باروخ اسپینوزا (۱۶۳۲-۱۶۷۷)، فیسلوف آلمانی، رساله الهی-سیاسی، ۱۶۷۰

  آرزوی خدا این است که تو، من و همه ما بفهمیم که اعضای یک خانواده‌ایم، که برای با هم بودن ساخته شده‌ایم، برای خوبی و برای مهرورزی.

- دزموند توتو (۱۹۳۱-اکنون)، فعال حقوق اجتماعی آفریقای جنوبی و اسقف بازنشسته، ۲۶ آوریل ۲۰۰۵

 رواداری چیست؟ نتیجه انسانیت است. همه ما از ضعف و خطا ساخته شده‌ایم؛ بیایید متقابلا نسبت به کوته‌فکری‌های یک‌دیگر گذشت کنیم، که این اولین قانون طبیعت است.

- ولتر (۱۶۹۴-۱۷۷۸)، نویسنده عصر روشن‌گری، تاریخ‌نگار و فیلسوف فرانسوی، ۱۷۶۴

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.  

- آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

 هیچ فردی نباید مجبور به انجام یا حمایت از هر گونه آیین یا عبادت مذهبی شود یا به نوعی دیگر، به خاطر اعتقادات و باورهای مذهبی‌اش تحت آزار قرار گیرد، بلکه تمام مردم باید بتوانند آزادانه باورهای مذهبی خویش را اظهار کرده و با بحث، آن‌ها را پاس دارند.

- توماس جفرسون (۱۷۴۳-۱۸۲۶)، نویسنده اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلامیه آزادی مذهبی ویرجینیا، ۱۷۸۶

  رواداری [نه تنها] به معنای عدم تعهد به باور خویش نیست، بلکه سرکوب و محاکمه دیگران [بر سر عقیده] را نیز محکوم می‌کند.

- جان اف کندی (۱۹۱۷-۱۹۶۱) سی و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، ۱۰ اکتبر ۱۹۶۰

  همان‌طور که رواداری سرچشمه صلح و آرامش است، نارواداری منشا بی‌نظمی و درگیری است.

- پی‌یر بل (۱۶۴۷-۱۷۰۶)، فیلسوف فرانسوی، ۱۶۸۶

 برای ساخت آینده باید گذشته را شناخت.

- اتو فرانک، (۱۸۸۹-۱۹۸۰)، تاجر آلمانی و پدر آن و مارگوت فرانک، (۱۹۶۷)

 اول سراغ سوسیالیستها آمدند و من اعتراض نکردم چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اعضای اتحادیه کارگری آمدند، و من اعتراض نکردم چون عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من باز اعتراض نکردم چون یهودی نبودم. تا این که سراغ من آمدند و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.

- مارتین نیمولر (۱۸۹۲-۱۹۸۴)، کشیش لوتران و عالم الهیات آلمانی ضد نازی، ۶ ژانویه ۱۹۴۶

  رواداری و بردباری نباید به عنوان نشانه‌های ضعف شناخته شوند، آن‌ها نشانه‌های قدرت هستند.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)، ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲

 من به مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، بودایی‌ها، بهایی‌ها و سایرین احترام می‌گذارم، حتی به خداناباورانی که به اصول انسانی معتقدند احترام می‌گذارم. من همه آن‌ها را از صمیم قلب دوست دارم و دست تک‌تک‌شان را می‌بوسم. 

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  تاریکی نمی‌تواند بر تاریکی غلبه کند؛ این کار تنها از روشنایی برمی‌آید. نفرت نمی‌تواند بر تنفر غلبه کند؛ این کار تنها از عشق برمی‌آید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، قدرت دوست داشتن، ۱۹۶۳

  هر کس باید از حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برخوردار باشد. این حق شامل آزادی برای داشتن یا انتخاب مذهب یا عقیده توسط خود فرد می‌شود و [هم‌چنین] شامل آزادی فردی یا در باهمستان با دیگران و در مکانی عمومی یا خصوصی، برای اظهار عقیده یا مذهب خویش از طریق عبادت کردن، برگزاری مراسم، انجام و تدریس آن است.

- میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶

 من هیچ خصومتی با کسی ندارم، هر کس کرامت انسانی را پاس دارد، فارغ از دین و باورش، سر خود را برای تعظیم در پیشگاهش فرود می‌آورم و او را عزیز می‌دارم.

- عبدالحمید معصومی تهرانی، روحانی برجسته ایرانی

  رواداری یعنی احترام قائل بودن برای فردی دیگر، نه به این خاطر که او اشتباه می‌کند یا حتی به این خاطر که حق با اوست، بلکه به این دلیل که او انسان است.

- جان کاگلی (۱۹۱۶-۱۹۷۶) نویسنده کتاب دین در دورانی سکولار، ۱۹۶۸

  همدردی یک مقوله مذهبی نیست [بلکه] یک مقوله انسانی است. یک کالای لوکس و تجملاتی نیست [بلکه] کالایی ضروری برای آرامش و ثبات ذهنی خودمان است. همدردی برای نجات و بقای انسان ضروری است.

- دالایی لاما چهاردهم، (۱۹۳۵-کنون)

 جایی که کتاب‌ها را می‌سوزانند، انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

- هاینریش هاینه (۱۷۹۷-۱۸۵۶)، شاعر، روزنامه‌نگار، مقاله‌نویس و منتقد ادبی آلمانی، نمایشنامه المنصور، ۱۸۲۱

  هیچ‌کس در بدو تولد از دیگری به خاطر رنگ پوست، پیشینه، یا دین‌اش متنفر نیست. انسان باید نفرت ورزیدن را یاد بگیرد و اگر می‌تواند نفرت‌ورزی را بیاموزد پس [به راحتی] می‌تواند محبت کردن و عشق ورزیدن را فرا گیرد چون عشق به طبیعت قلب انسان بیش‌تر می‌نشیند تا احساس مخالفش.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، راه دشوار آزادی: زندگی‌نامه خودنوشت نلسون ماندلا، ۱۹۹۵

 دلگرم شدم وقتی که [دانستم] مردم در همه جا به دنبال آزادی‌های اساسی مشخصی هستند، حتی اگر در محیط فرهنگی کاملا متفاوتی زندگی ‌کنند.

  - آنگ سان سو چی (۱۹۴۵ – کنون)، برنده جایزه نوبل صلح و رهبر لیگ ملی دموکراسی در برمه، ۲۰۱۲

  همدردی گهگاه توانایی مهمی برای درک زندگی فردی دیگر و قرار دادن خود در موقعیت او است. همدردی آگاهی از این امر است که واقعا هیچ آرامش و لذتی نمی‌تواند برای من وجود داشته باشد مگر این که برای تو هم فراهم باشد.

- فردریک بیوکنر (۱۹۲۶-کنون)، عالم الهیات و نویسنده آمریکایی

  پاسخ دادن نفرت با نفرت، نفرت را افزون می‌کند، انگار که تاریکی بیشتری را بر شبی بی‌ستاره بپاشانید.

- مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۹۲۹-۱۹۶۸)، کشیش باپتیست آمریکایی و رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییان، دوست داشتن دشمنانت، ۱۹۵۷

  نفرت مشکلات بسیاری را در این جهان ایجاد کرده، اما یکی را تا کنون حل نکرده است.

- مایا آنجلو (۱۹۲۸-۲۰۱۴)، نویسنده و شاعر آمریکایی

  ما گذشته دهشتناک خود را به یاد می‌آوریم تا بتوانیم به آن رسیدگی کنیم، تا بدون این‌که فراموش کنیم، در مواقعی که بخشش یک ضرورت است، گذشت کنیم؛ تا مطمئن شویم که دیگر هرگز چنین امری غیرانسانی ما را از هم جدا نخواهد کرد، و برای این که میراثی را ریشه‌کن سازیم که تهدیدی خطرناک در کمین دموکراسی ماست.

- نلسون ماندلا (۱۹۱۸-۲۰۱۳)، انقلابی ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آفریقای جنوبی، ۲۵ فوریه ۱۹۹۹

 من نمی‌خواهم چهارطرف خانه‌ام دیوار باشد و پنجره‌ها مسدود باشند. [بلکه] می‌خواهم [نسیم] فرهنگ تمام سرزمین‌ها، تا سرحد ممکن، به خانه‌ام بوزد. ولی اجازه نخواهم داد هیچ فرهنگی به خانه من تحمیل شود و هرگز در خانه فردی دیگر به عنوان غریبه، گدا یا برده زندگی نخواهم کرد. 

- مهاتما گاندی (۱۹۴۸ – ۱۹۶۹)، رهبر جنبش استقلال هند، ۱۹۲۷

توانا را ببينيد

درباره توانا

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران، موسسه‌ای پیشگام در زمینه آموزش آنلاین است. توانا در تاریخ ۱۷ می سال ۲۰۱۰ با هدف حمایت از شهروندی فعال و رهبری مدنی در ایران از طریق راه‌های گوناگون برای آموزش شهروندی و برنامه‌های ظرفیت‌سازی برای جامعه مدنی، شروع به کار کرد. چشم‌انداز توانا دست‌یابی به جامعه‌ای آزاد و باز برای ایرانیان است، جامعه‌ای که در آن هر ایرانی از فرصت‌های برابر، عدالت و آزادی‌های کامل مدنی و سیاسی بهره‌مند شود.

درباره پروژه رواداری

پروژه رواداری در صدد است تا منبع الهامی باشد برای پلورالیسم (چندفرهنگی)، آگاهی، آزادی مذهبی و به رسمیت شناختن تفاوت در میان شهروندان. پروژه رواداری با تهیه و استفاده از مجموعه متنوعی از منابع آموزشی به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی، بر نقش هر فرد برای مقابله با نفرت تاکید داشته و به برشمردن فواید زندگی روادارانه در جامعه‌ای باز و آزاد می‌پردازد. پروژه روادری از طریق آموزش سعی دارد تا جلوی اذیت و آزار و نسل‌کشی [اقلیت‌ها] را گرفته و بذرهای بنیادین جامعه‌ای پایدار و متنوع را در خاورمیانه بزرگ کاشته و پرورش دهد.

به توانا بپيونديد